سعید عبدلی

کارشناس ارشد مطالعات اروپا                                                   

مقدمه 

 از زمانی که ترکیه متولد شد پیوستن به اروپا و بطور کلی غربی شدن یکی از مهم ترین دغدغه سیاستمداران این کشور بوده است.

از تلاشهای آتاتورک و دیگر اصلاح طلبان در گرایش به تمدن غرب و تبدیل ترکیه به یک نظام سکولار گرفته تا هم پیمان شدن با بلوک غرب و عضویت در ناتو و نیز تلاشهای دیپلماتیک برای عضویت در نهادهای اروپایی قبل از تشکیل اتحادیه اروپا ، همه حاکی از این است که تلاشهای فعلی ترکیه برای حضور در جمع کشورهای اروپایی ، فرآیندی است که به اندازه عمر این کشور قدمت دارد. ترکیه تقاضای عضویت خود را در سال 1987 میلادی به جامعه اروپا ارائه داد.

پیمان ماستریخت یا معاهده اتحادیه اروپا ، سبب ایجاد اتحادیه اروپا شد. این پیمان در دسامبر 1991 به وسیله سران دولتهای عضو جامعه اروپا تصویب شد و در 7 فوریه 1992 به امضاء رسید.[1]

 در آن زمان ، اتحادیه اروپا 12 عضو داشت. ترکیه در سال 1999 به عنوان نامزد عضویت در اتحادیه اروپا پذیرفته شد زمانی که یک کشور در وضعیت کشور کاندید قرار می گیرد باید معیارهای کپنهاک را بپذیرد. این معیارها در زمان نشست کپنهاک در زمان ریاست دانمارک بر اتحادیه اروپا در سال 1993 تصویب شده اند. بر اساس آن کشور کاندید قبل از عضویت کامل در اتحادیه اروپا ، باید شرایطی را داشته باشد : ثبات موسساتی که ضامن دموکراسی هستند ، حکمرانی قانون ، حقوق بشر و احترام وحمایت از اقلیتها ، وجود یک اقتصاد کارآمد که قابلیت تحمل فشارهای رقابتی را داشته باشد و توانایی برآمدن از عهده وظایف عضویت شامل تبعیت از اهداف سیاسی ، اقتصادی و مالی که اتحادیه آنها را ایجاد کرده است ،را داشته باشد.[2] 

 ترکیه اصلاحاتی را برای تأمین معیارهای کپنهاک شروع کرد که هنوز هم ادامه دارد و اتحادیه اروپا هنوز این اصلاحات را کافی نمی داند.

این مقاله در سه بخش به بررسی و تحلیل موضوع می پردازد:

1- تأثیرات عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا. 2- موافقان عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا. 3- مخالفان عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا.

در بخش اول تأثیرات عضویت ترکیه را برای خود ترکیه ، برای اتحادیه اروپا و ایالات متحده آمریکا و برای ایران و منطقه مورد بررسی قرار خواهیم داد.

در بخش دوم موافقان عضویت ترکیه و استدلال آنها بررسی می شود ، یعنی به عبارتی ، به این پرسش پاسخ داده خواهد شد که آنها برای موافقت خود چه دلایلی را ارائه می کنند.

در بخش سوم مخالفان عضویت ترکیه و استدلال آنها بررسی خواهد شد ، یعنی به عبارتی ، به این پرسش پاسخ داده خواهد شد که آنها برای مخالفت خود چه دلایلی را ارائه می کنند.

 

 ۱- -تأثیرات عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا

بر اساس تئوری سیستم ها جهان یک کل واحد است که واحدها در این کل از هم تأثیر می پذیرند و بر محیط هم تأثیر می گذارند. لذا بر اساس تئوری سیستم ها امکان ندارد که الحاق ترکیه به اتحادیه اروپا تأثیر بیرونی نداشته باشد و این تأثیرات قطعی است. اما قبل از بررسی تأثیرات بیرونی ، به تأثیرات درونی پرداخته می شود ، یعنی اثراتی که برای خود ترکیه در بر خواهد داشت.

 

الف) تأثیرات عضویت برای خود ترکیه

عضویت ترکیه در اتحادیه  سبب تحولات سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی در این کشور خواهد شد که دسته ای به طور مستقیم به دست می آید و دسته ای دیگر به پیروی از تحولات رخ می دهد.

الحاق ترکیه به اتحادیه اروپا می تواند مزایای فراوانی را نصیب ترکیه کند. از جمله اینکه:

ایجاد ثبات و امنیت سياسی بیشتر ، استفاده از پتانسیل های موثر اتحادیه در پیشبرد سیاستهای منطقه ای و بین المللی ، افزایش قدرت چانه زنی در روابط بین الملل ، ایجاد تعادل در جهت کاهش قدرت نظامیان ، افزایش اعتماد بیشتر سرمایه گذاران خارجی ، تقویت بخشهای خصوصی ، کاهش نرخ بیکاری و تورم و افزایش سطح زندگی مردم.

همچنین دسترسی به تریبون های متنوع همچون پارلمان اروپا ، شورای اروپا و دیگر ارکان اصلی و فرعی اتحادیه را به گونه دائمی تأمین می کند و فرصتی را در اختیار این کشور می گذارد که بتواند بد گمانی های گوناگون را از بین ببرد ، برای نمونه در برابر سیاستهای یونان موضع خود را تشریح و تقویت کند. با آنکه ترکیه از آغاز سده بیستم ، راهی کما بیش جدا از دیگر کشورهای مسلمان مبنی بر جدایی دین از سیاست پیموده و روابط و پیمان نظامی سیاسی با غرب داشته است ، در صورت عضویت در اتحادیه اروپا ، این وجه از سیاست داخلی و خارجی ابعاد گسترده تری را به خود خواهد گرفت و به آن شکل یکسره اروپایی می دهد. [3]

پذیرش ترکیه در اتحادیه اروپا به روند دموکراسی در ترکیه کمک می کند ، همچنین برای سکولارها عضویت کشورشان در اتحادیه به آنها این اطمینان را می دهد که دین و سیاست در ترکیه از یکدیگر جدا خواهند ماند. [4]

بر اساس آمار و تخمین های موجود ، عضویت در اتحادیه اروپایی ، تجارت دو جانبه ترکیه را تا 40 درصد افزایش می دهد. [5]

نهاد نظامی مهم ترین نیرویی است که از دیر باز در پشت تحولات اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی دولت ترکیه قرار داشته است. نظامیان كه از طریق شورای امنیت ملی از نفوذ قابل توجهی در امور کشور برخوردارند ، موقعیت برتر خود را حفظ کرده ، عملاً نهادینه شده و جزء پیکره مدیریت کشور به شمار می رود. اتحادیه اروپا همواره از قدرتی که قانون اساسی ترکیه به نظامیان داده انتقاد کرده و آنرا مغایر با نهادینه شدن دموکراسی در داخل ترکیه می داند و خواهان کاهش نقش نظامیان بوده است. [6]

ترکیه در این زمینه اقداماتی را انجام داده است ، اما نظامیان در ترکیه هنوز قدرت زیادی دارند. به نظر می رسد با عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا موقعیت نظامیان در عرصه سیاسی برای همیشه تضعیف خواهد شد.

 

ب)اثرات عضویت ترکیه برای اتحادیه،و بعضاً آمریکا

عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا علاوه بر اینکه برای ترکیه فرصت ها و مزایای فراوانی خواهد داشت ، برای اتحادیه اروپا نیز چنین است. موافقان عضویت ترکیه در اتحادیه ، بر این مزایا تأکید می کنند که در بخش موافقان عضویت ترکیه به آن خواهیم پرداخت.

عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا عوامل ژئوپلیتیک اروپا را دستخوش تغییر خواهد کرد ، چون کشورهای سوریه ، عراق و ایران همسایه مستقیم اروپا خواهند شد.

با عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا نقشی که به جهت جایگاه و موقعیت ژئوپلیتیکی خود برای غرب ، به ویژه اتحادیه اروپا در محیط پیرامونی – به خصوص – در خاور میانه و آسیای مرکزی و قفقاز دارد ، می تواند از چند جهت حائز اهمیت باشد: 1- تأمین امنیت انتقال اترژی از خاور میانه به بازارهای جهانی و اروپایی 2- جلوگیری از تبعات امنیتی ناشی از فروپاشی شوروی نظیر تروریسم ، بنیاد گرایی ، مهاجرت و منازعات و مناقشات قومی و منطقه ای 3- تحولات داخلی ترکیه نقش به سزایی در ظهور یا افول جنبشهای اسلامی در منطقه دارد. بنابراین ترکیه به لحاظ نفوذ خود در منطقه تا حدودی می تواند در مهار بنیاد گرایی اسلامی موفق عمل نماید. 4- ترکیه می تواند به عنوان تسهیل کننده و آزادی عمل و قدرت نمایی اتحادیه اروپا وآمریکا در منطقه خاور میانه عمل کند. 5- توسعه و تحکیم دموکراسی وارزشها و نهادهای سکولار غربی و اثبات سازگاری اسلام و دموکراسی و سکولاریسم.

به نظر می رسد غرب در پی بر طرف کردن نگرش عمیق ضد اروپایی در خاور میانه و در پی خاموش کردن کانون های آموزشی تروریستی و برچیدن بساط افکار ضد غربی در منطقه است.

همچنین فروپاشی و پایان نظام دو قطبی ، موجب نگرانی عمده دنیای غرب در آسیای مرکزی و قفقاز با گسترش بنیاد گرایی اسلام گردیده است. اما ترکیه می تواند پل ارتباطی غرب با این کشورها باشد و به عنوان الگو و مدل فرهنگی و اقتصادی آنها مطرح شود. تحقق الگو و مدل ترکیه در کشورهای منطقه ، می تواند دشمنی و عنادی را که این کشورها نسبت به کشورهای اروپایی دارند ، کاهش دهد. [7]

ورود ترکیه به اتحادیه اروپا سند غیر قابل انکاری برای اثبات این خواهد بود که اروپا یک باشگاه مسیحی بسته نیست. این موضوع ماهیت اتحادیه اروپایی را به عنوان جامعه ای با مدارا و تحمل که قدرت خود را از گوناگونی اش می گیرد و با ارزشهای مشترکی چون آزادی ، دموکراسی و حکومت قانون  و احترام به حقوق بشر منسجم مانده است ، اثبات می کند. در قرن 21 ، یک اروپای چند قومی ،چند فرهنگی و چند مذهبی که ترکیه را در درون خود پذیرفته باشد می تواند پیام محکمی به بقیه دنیا بفرستد و بگوید که جنگ تمدنها سرنوشت گریز ناپذیر بشر نیست ، از این راه اتحادیه اروپایی می تواند نقش قابل توجهی در آینده روابط غرب و دنیای اسلام ایفا کند.

فراهم آوردن امکان پیوستن ترکیه به اتحادیه اروپایی ، اعتبار سیاست اروپا را در قبال کشورهای مسلمان نیز افزایش خواهد داد و در شرایطی که اتحادیه اروپا درصدد به دست آوردن مسئولیت بیشتر در منطقه است ، پذیرش ترکیه در این اتحادیه ، تواناییهای این قاره را به عنوان یک بازیگر سیاست خارجی تقویت می کند. [8]

امید اروپا و آمریکا این است که عضویت ترکیه و تقویت دموکراسی در آن ، به انتشار ارزشهای غربی در کشورهای همسایه بيانجامد و به نوبه خود ، ترکیه الگویی برای این کشورها باشد. همچنین نوع تفکر بیشتر مردم آنها نسبت به غرب دگرگون می شود. [9]

ج- تاثيرات عضويت تركيه براي منطقه و ايران

عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا برای منطقه و ایران دربردارنده فرصتها و تهدیداتی خواهد بود.

در صورت عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا  این کشور ناگزیر است به تدریج معیارهای اتحادیه اروپایی را در روابط با کشورهای منطقه اعمال کند. اگر اتحادیه اروپا کشوری را در منطقه تحریم کند یا سیاست ویژه ای را در برابر آن در پیش گیرد ، ترکیه نیز گذشته از منافع ملی خود باید از آن پیروی کند.[10]

از آنجا که منطقه دارای منابع عظیم نفت و گاز می باشد و با توجه به اهمیت انرژی در غرب ، ورود ترکیه به اتحادیه باعث می شود که مسئله صدور گاز ایران به اروپا از طریق ترکیه تقویت شود که از یک طرف موجب اهمیت کشورهای منطقه از جمله ایران در بین کشورهای اروپایی شده ، و از طرف دیگر ، اتحادیه اروپا به امنیت و صلح در منطقه حساسیت نشان خواهد داد و نیز ، منافع و سود اقتصادی برای ایران خواهد داشت ، علاوه بر این قدرت چانه زنی کشورهای منطقه به ویژه ایران در برابر آمریکا افزایش خواهد یافت.[11]  

در صورت عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا سطح روابط ترکیه و آمریکا از یک سو و روابط این کشور با اسرائیل از سوی دیگر کاهش خواهد یافت که این مسئله نیز کاملاً برای ایران خوشایند خواهد بود. روابط آمریکا و ترکیه از آن جهت به نفع ایران تعدیل خواهد شد که به هر حال ترکیه مجبور به پیگیری منافع خود در چارچوب اتحادیه اروپا خواهد بود چرا که لزوماً منافع اروپا با آمریکا حداقل در مورد ایران یکی نیست. مورد بعدی یعنی تعدیل سطح روابط ترکیه با اسرائیل از آن جهت رخ خواهد داد که تا حد زیادی عواملی که منجر به اتحاد استراتژیک دو کشور شده بود دیگر موضوعیت خارجی نخواهد داشت. از مهم ترین دلایل ترکیه برای اتحاد نظامی با اسرائیل مسأله کردها ، اختلاف با سوریه و ضعف اقتصادی این کشور بوده که با عضویت در اتحادیه اروپا این عناصر یا دیگر وجود خارجی نخواهند داشت یا در صورت بقای آنها با وجود پشتیبان قدرتمندی به نام اروپا دیگر نیاز به اسرائیل نیست.

آنچه مسلم است اینکه با توجه به موقعیت منحصر به فرد ژئو استراتژیکی و ژئو اکونومیکی ایران ، اروپا نمی تواند نسبت به گسترش روابط خود با ایران بی توجه باشد ، از این رو در صورت عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا ، این اتحادیه در چارچوب سیاستهای مبتنی بر همسایگی با ایران رفتار خواهد کرد که این مسئله مزایای زیادی می تواند برای ایران به همراه داشته باشد.

با عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا و توسعه بیش از پیش دموکراسی در این کشور و با توجه به همسایگی با ایران ، زمینه برای تأثیر گذاری و انتقال احتمالی این موج نیز فراهم خواهد شد.

علاوه بر این با توجه به آنکه در چارچوب سیاست همسایگی بر همکاری های امنیتی با کشورهای همسایه تأکید شده است ، ایران می تواند از توانایی های اتحادیه اروپا برای مقابله با تهدیدات امنیتی همچون قاچاق کالا ، مواد مخدر ، مهاجرت غیر قانونی و جرائم سازمان یافته استفاده کند.

علاوه بر آثار سیاسی مزبور برای ایران ، عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا ، آثار اقتصادی نیز در بر خواهد داشت. از جمله شرایط مثبت همسایگی احتمالی ایران با اتحادیه اروپا بهره گیری از شرایط بازرگانی آزاد و توجیهات تعرفه است که معمولاً اتحادیه در ارتباط با همسایگان خود به کار می گیرد. بازار 500 میلیونی اروپا می تواند کمک شایانی به توسعه صادرات در ایران بکند. از جمله تأثیر دیگری که عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا می تواند داشته باشد همکاریهای فرهنگی ایران و اتحادیه اروپاست. متأسفانه به دلیل تبلیغات منفی رسانه های غربی علیه جمهوری اسلامی ایران امکان شناخت و درک درست دو طرف از همدیگر در فضایی عاری از دشمنی و سوء ظن فراهم نشده ، از این رو بهترین راه برای برطرف کردن سوء ظن های موجود ، همکاری گسترده فرهنگی است ، این همکاری ها می تواند به درکی درست از فرهنگ اصیل اسلامی – ایرانی در نظام بین الملل و به خصوص دنیای غرب منجر شده و از این طریق بسیاری از دیدگاه های منفی موجود در خصوص ایران را از بین ببرد و شرایط برای تأمین هر چه بهتر و بیشتر منافع ملی را فراهم کند. همکاری فرهنگی می تواند در چارچوب نقل و انتقال آزاد شهروندان ، افزایش همکاری در زمینه های علمی ، هنری ، فناوری و آموزش باشد.[12]

از آنجا که عضویت ترکیه در اتحادیه اروپایی موجب هم مرز شدن این اتحادیه با جمهوری اسلامی ایران خواهد شد و موقعیت ممتاز ژئو پولیتیک ایران را در همسایگی با چهار منطقه استراتژیک جهان یعنی خاور میانه و خلیج فارس ، آسیای مرکزی و قفقاز ، شبه قاره هند و جنوب آسیا و اتحادیه اروپایی بیش از پیش برجسته خواهد ساخت.[13]

به هر حال عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا فرصت ها و مزایای زیادی برای ایران در بر دارد ، ولی اگر وضعیت کنترل نشود و با مدیریت درست با آن برخورد نشود هر فرصتی در نوع خود می تواند به تهدیدی جدی علیه منافع ملی ما تبدیل گردد.

مهمترین تأثیر الحاق ترکیه به اتحادیه اروپا بر روابط این کشور با ایران ، تغییر منطق سیاست در ترکیه و به تبع آن ، نزدیک شدن دو کشور به یکدیگر و افزایش همکاری و تا حدی همگرایی میان آنها خواهد بود. واقعیت این است که بسیاری از مشکلات کنونی در روابط ایران و ترکیه نظیر ملی گرایی کردی ، نگرانی از گسترش پان ترکیسم ، پان اسلامیسم و کمالیسم ریشه در همان منطقی دارد که مانع پیوستن ترکیه به اتحادیه اروپا می شود ، به عنوان مثال : مسئله کردها و اسلام گرایان مهم ترین عوامل تنش زا در روابط دو کشور در دهه 1990 بودند ، این در حالی است که ایران و ترکیه دشمنی تاریخی و حتی اختلافات مرزی با یکدیگر ندارند. تغییر منطق سیاست در ترکیه باعث تضعیف موقعیت نظامیان در عرصه سیاسی و به نوبه خود باعث حل و فصل نسبی مسئله کردها و اسلام گرایی شده ، زمینه را برای گذار ترکیه به دموکراسی فراهم خواهد کرد. در چنین حالتی ، ایران با یک وضعیت دوگانه مواجه خواهد شد: یعنی اگر در دهه 1990 نخبگان ترک نگران تحریک اسلام گرایان و ملی گرایان کرد از سوی ایران بودند ، این بار ایران باید نگران گسترش افزایش مطالبات حقوقی کردها در ایران و نیز اسلام سازگار با غرب از سوی اسلام گرایان ترکیه باشد. در این وضعیت مطلوبیت جمهوری اسلامی به عنوان یک الگوی حکومتی موفق در جهان اسلام باز هم کاهش خواهد یافت و ترکیه تبدیل به الگوی دموکراتیک برای کشورهای خاور میانه و آسیای مرکزی و قفقاز خواهد شد. از طرف دیگر ،آزادی کردهای ترکیه در تدریس  زبان کردی و استفاده از آن در مطبوعات و به خصوص رسانه های خصوصی ، کردهای ایران را تشویق خواهد کرد تا مطالبات حقوقی دموکراتیک خود را از حکومت مرکزی افزایش دهند. این وضعیت باعث خواهد شد تا ترکیه در عرصه رقابت با ایران در آسیای مرکزی و قفقاز به یک برگ برنده مهم دست پیدا کند و قدرت چانه زنی خود را در برابر ایران افزایش دهد.[14]

در ضمن می توان گفت که ترکیه هر چه بیشتر به سمت اتحادیه اروپا حرکت کند ، از ماجراجویی آن در قبال مسئله آذربایجان ایران کاسته خواهد شد ، زیرا در این حالت منافع اقتصادی به مراتب مهم تر از ماجراجویی سیاسی در روابط دو کشور خواهد بود.[15]

 

 ۲ - موافقان عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا

الحاق ترکیه به اتحادیه اروپا بعنوان یک هدف ملی برای ترکها محسوب می شود. چرا؟ چون هم دولتمردان و هم ملت، از فرصتها ومزایای فراوان آن واقف اند. این فرصتها و مزایا را در قسمت مربوط به اثرات الحاق مورد بررسی قرار دادیم.

اگر برای ارزیابی تمایل مردم ترکیه، مقالات و مصاحبه های رسانه های بین المللی و داخلی را بررسی کنیم می بینیم که بیشتر مصاحبه شوندگان موافق الحاق ترکیه به اتحادیه اروپا هستند. اگر به یاد بیاوریم که عضویت در اتحادیه برای مردم عادی از نظر سیاسی به معنای آزادی و مساوات بیشتر است و از نظر اقتصادی یعنی افزایش مشاغل در داخل و فرصتهای شغلی در خارج از کشور، در آن صورت طبیعی است که مردم  از عضویت ترکیه حمایت کنند. [16]

در این میان مقامات ترکیه دیدگاه واحدی در خصوص پیوستن به اتحادیه اروپا ندارند. ژنرالها و طرفداران اندیشه های مصطفی کمال آتاتورک بر این عقیده اند که باید در جهت حفظ ساختار سکولار ولائیک سیاسی ترکیه هر چه سریع تر این کشور به اتحادیه اروپا بپیوندند.

حزب جمهوری خواه خلق و احزاب دموکرات نیز بر این باورند که باید امتیازات نامحدودی را به اروپا در راستای پیوستن ترکیه به این مجموعه داد. اما حزب عدالت و توسعه در حالی که پیوستن ترکیه به اروپا را مفید می داند، اما حاضر نیست معادلات اقتصادی و سیاسی این کشور را در این راستا به هم ریزد.[17]

اسلام گرایان و کردهای ترکیه از طرفداران پیوستن ترکیه به EU هستند، چون به این باورند که در نتیجه این امر فشار نظامیان بر آنان کم خواهد شد.[18]

بعضی از نویسندگان، خواسته های ضد غربی و ضد اروپایی اسلام گرایان ترکیه را از موانع همگرای ترکیه و اروپا دانسته اند، در حالی که این ادعا اصلا با واقعیتهای موجود سازگاری ندارد. امتیازاتی که اسلام گرایان به اتحادیه اروپا داده اند، بیشتر قابل توجه است و می توان از این استدلال دفاع کرد که اسلام گرایان از بیم متهم شدن به فعالیتهای ارتجاعی یا همکاری با کشورهای اسلامی، بیشترین نزدیکی را با کلوپ غرب داشته و بیشتر از احزاب سکولار، موازین داخلی را به نفع معیارهای غربی تعدیل کرده اند.[19]

مهمترین حامیان ترکیه را باید بریتانیا و آمریکا دانست. این دو کشور معتقدند پیوستن ترکیه به اتحادیه اروپا باعث کاهش تنش ها میان جهان مسیحیت و اسلام خواهد شد و بر ظرفیت سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و نیز حوزه ی نفوذ غرب خواهد افزود.[20]

به گزارش خبرگزاری فرانسه، اوباما رئیس جمهور آمریکا، در یک کنفرانس خبری گفت: من علنا گفته ام که فکر می کنم عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا حایز اهمیت است. در کل فکر می کنم اروپا باید همانند آمریکا نقشی ایفا کند و این پیام را مسلمانان سرتاسر جهان برساند که ما از حضور آنها در جامعه جهانی استقبال می کنیم و خواستار آن هستیم.[21]

انگلیس عضویت ترکیه را به معنای تقویت موضع خود و جبهه آتلانتیک گرای درون اتحادیه اروپا می داند. آتلانتیک گرایان که در اروپا در اکثریت هستند، از تشکیل یک نیروی دفاعی و امنیتی مستقل از ناتو و آمریکا، حمایت نمی کنند. این کشورها چون ترکیه را بخود نزدیک می بینند لذا برای تحقق عضویت اش در اتحادیه اروپا تلاش می کنند.[22]

از نظر آمریکا پیوستن ترکیه به EU ، می تواند منافع استراتژیک آمریکا را در منطقه تضمین کند. زیرا در نتیجه این امر، توسعه اقتصادی و دموکراسی در ترکیه تقویت شده و زمینه های ایجاد یک نظام با ثبات سیاسی در یک منطقه حیاتی فراهم خواهد شد.[23]

در بین اعضای اتحادیه، کشورهایی چون ایتالیا، سوئد و حتی یونان موافق پیوستن ترکیه به EU هستند.

یونان با ترکیه بر سر موضوع قبرس اختلاف داشته اند. یونانیان علی رغم اینکه درگذشته از مخالفان اصلی عضویت آنکارا بوده اند و همواره عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا را وتو می کردند، اما امروزه از آن حمایت می کنند. به نظر آتن، بهتر است ترکیه داخل کلوپ باشد تا خارج از آن، چرا که در صورت پیوستن ترکیه به EU ، این کشور مجبور خواهد شد تا ارزش ها و اصول مورد نظر اروپا را بپذیرد و لذا مشکلات یونان وترکیه حل خواهد شد.[24]

سبزهای اروپا که زمانی از مخالفین سر سخت پیوستن ترکیه بودند، با دیدن اصلاحات سریع و وسیع آن کشور یکسره تغییر موضع داده اند. با آنکه بیشتر احزاب اروپا بر سر تصمیم گیری در مورد ترکیه دچار اختلاف هستند، سبزها در این مورد هم نظرند.[25]

بر اساس نظر سنجی که توسط شبکه تلویزیونی زی دی اف آلمان انجام شده، بیشترین تعداد موافقان عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا در بین هواداران حزب سبزها هستند.[26]

بطور کلی سوسیال دموکراتها، سبزها، لیبرالها، احزاب چپ گرا، روشنفکران و نهادهای مدنی،دید گرمی نسبت به عضویت ترکیه دارند،علت این امر نیز این است که این احزاب و طبقه روشنفکر، عموما آزادیخواه، و صاحب به افکار کوزموپولیت و سکولار میباشند. استراتژیست ها نیز معتقدند که اتحادیه اروپا باید در راستای تحولات جهانی حرکت کرده و منافع خود را گسترش دهد. این گروه ادعا می کنند که اتحادیه اروپا برای تبدیل به یک نهاد قوی و موثر در سیاست جهانی، حتما باید کشور مهمی چون ترکیه را در دامن بگیرد. ترکیه واقع در مرکز خاورمیانه، شبه جزیره بالکان، مدیترانه، و منطقه قفقاز، توانایی اتحادیه اروپا را بالا خواهد برد.[27]

از میان کشورهای اروپایی، انگلیس، ایتالیا، و همچنین کشورهای اسکاندیناوی، فنلاند و همچنین کشورهای اروپایی شرقی موافق عضویت ترکیه در Eu هستند. همانگونه که قبلا اشاره شد آتلانتیک گرایان در اروپا حامی عضویت ترکیه در اتحادیه میباشند.

بطور کلی موافقان عضویت ترکیه در همه سطوح دولتی، حزبی و مردمی در تمام کشورهای اتحادیه حضور دارند. آنها بیشتر دلایل زیر را به میان می کشند: شرایط زمانی مناسب، شرایط استراتژیک ترکیه، نیروی کار و سهم ترکیه در دفاع از اروپا. برخی از تحلیل گران و سیاستمداران رده های گوناگون معتقدند که با توجه به رابطه ی دیرینه ترکیه با اروپا و داشتن حکومتی قائل به جدایی دین از سیاست، دموکراسی و احترام به حقوق بشر، زمان آن است که درهای اتحادیه اروپا به روی ترکیه مسلمان گشوده شود. برخی فراتر رفته و عضویت ترکیه را ابزاری می پندارند برای رد نظریه تروریستهایی که آشتی اسلام و مسیحیت و همکاری این دو را نا ممکن می دانند. همچنین موافقین معتقدند که آغاز مذاکرات، فرصت مناسبی برای اروپاییان است که بیشتر، استراتژی آمریکا در جنگ با ترور را یک بعدی می خوانند و بر این باورند که تمام زدادخانه آن کشور نمی تواند از راهی مناسب و سازنده جهان اسلام را به رویارویی با تندرویی برخی از مسلمانان ترغیب کند و تا کشورهای اسلامی وضع اقتصادی مطلوبی نداشته باشند، مقصود حاصل نمی شود. پیوستن ترکیه به اروپا نشان می دهد که مسحیان و مسلمانان نه تنها در یک کشور فرضی مانند انگلستان، فرانسه و آلمان می توانند در کنار هم زندگی کنند، بلکه قادرند که در یک اتحادیه، منافع مشترکی را پی گیرند و چنین است که تبلیغات اسلام گرایان تندرو و برخی از گروههای تندرو اروپایی در عمل بی اثر می شود.

همچنین پیروان پیوستن ترکیه، برآنند که این کشور همواره شرایط استراتژیک پر اهمیت خود را حفظ کرده است. بنا به استدلال موجود، نیمه اروپایی بودن جغرافیایی ترکیه، نه تنها کمبودی به شمار نمی رود، بلکه نوعی امتیاز است. قرار گرفتن این کشور در همسایگی ایران، عراق، سوریه، ارمنستان و گرجستان و نفوذ آن در جمهوریهای پیشین شوروی، همه و همه می تواند شکل تازه ومطلوبی را به نقشه جغرافیایی و استراتژِک اتحادیه بدهد. در گزارش کمیسیون اروپا اهمیت استراتژیک ترکیه در سیاست خارجی اتحادیه اروپا مورد تاکید قرار گرفت و گفته شد پیوستن آن می تواند در بسیاری از مناطق و کشورهای بی ثبات همسایه مانند کشورهای خاورمیانه، مدیترانه، قفقاز و آسیای مرکزی اثر مثبت برجای نهد.

همچنین طرفدارن پیوستن ترکیه، بکارگیری نیروی جوان، تازه نفس و ارزان را، به شرط منظم و اصولی بودنش گونه ای امتیاز برای کشورهای اتحادیه می دانند. به نظر آنها جمعیت کشورهای اروپایی پیر و فرسوده است و خواه ناخواه نیاز به وارد کردن نیروی کار از هر راه ممکن همچون مهاجرت و استخدام کارگر خارجی دارد. بهتر است که این نیروی کار از کشوری که عضو اتحادیه می باشد تامین شود که منافع اقتصادی آن نصیب خود اتحادیه شود. موافقان پیوستن ترکیه بیشتر ایرادات مخالفین مانند ناکافی بودن اصلاحات قانونی، حقوق بشری و اقتصادی و... را با این استدلال که همه آنها به مرورو زمان و در مذاکرات قابل حل و فصل است، وارد نمی دانند.[28]

اسرائیل از عضویت ترکیه در EU حمایت می کند. اسرائیل ترکیه را شریک استراتژیک خود می داند و از اتحادیه اروپا می خواهد که با عضویت ترکیه در این اتحادیه موافقت کنند.[29]

به هر حال پذیرفتن ترکیه به عنوان نامزد عضویت در اتحادیه اروپا و بدنبال آن آغاز مذاکرات در این زمینه حاکی از اهمیت استراتژیک، سیاسی و اقتصادی ترکیه برای اروپاست.

در این قسمت مهمترین حامیان الحاق ترکیه و نیز مهمترین استدلال آنها بررسی گردید. البته لازم به ذکر است که هیچ یک از هواداران پیوستن ترکیه،اعم از دولتها و احزاب سیاسی، عضویت فوری و کوتاه مدت را توصیه نمی کنند بلکه به زعم آنها عضویت ترکیه در اتحادیه فرآیندی دشوار و زمان بر است.

 

 3- مخالفان عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا

اصولا بسیاری از مردم اروپا احزاب سیاسی و گروههای غیر دولتی، با عضویت ترکیه در EU مخالف بوده، به علل عمده همچون وضع جغرافیایی، جمعیت زیاد، فقر و نیز مذهب و فرهنگ جداگانه، با ورود ترکیه به اتحادیه اروپا موافق نیستند و پیوستن این کشور را به سان نابودی اتحادیه می دانند.[30]

کشورهای آلمان، فرانسه و اتریش از مهمترین مخالفان الحاق ترکیه به اتحادیه می باشند. یکی از دلایل مخالف اتریش یادآوری یورش عثمانی ها به اروپای غربی است که طی آن این کشور آماج حمله ترکها قرار گرفت.[31]

احزاب محافظه کار، ملی گرا ودموکرات مسیحی با عضویت کامل ترکیه مخالف ورزیده و بجای آن از شراکت با امتیاز دفاع می کنند. دلیل اصلی این امر نیز، صاحب بودن آنها به نظریات دینی، تاریخی، فرهنگی اجتماعی، و در حدی نیز واپسگرایانه است.

فرهنگ گرایان اروپا بر این نظرند که اتحادیه اروپا، متشکل از کشورهای صاحب فرهنگ مشترک می باشد. آنها بر این باور هستند که فرهنگ مزبور بر پایه عنصری چون مسیحیت، تمدن یونان و حقوق رم باستان اتکا دارد. اینها می گویند تعداد اشخاص و فرقه هایی که به عنصر دین اهمیت می دهند، سنگینی دارد پس چون ترکیه دین و فرهنگ متفاوتی دارد، پس باید در خارج از مرزهای اتحادیه اروپا بماند.[32]

اروپاگرایان در مقابل آتلانتیک گرایان بر این نظرند که اتحادیه اروپا بعنوان موجودیتی مستقل، صاحب به هویتی منحصر به خود است که شامل موضوعاتی امنیتی، سیاسی و دفاعی می گردد. اروپاگرایان می گویند باید نقش ناتو در اروپا کاهش یافته و بجای آن با تشکیل یک بافت نظامی و امنیتی برای اتحادیه اروپا، ارتشی مستقل و خودمختار برای این اتحادیه ساخته شود. اروپا گرایان چون فکر می کنند که ترکیه از هویت اروپایی دور بوده و یک دولت آتلانتیک گراست لذا با عضویتش در اتحادیه اروپا مخالفت می ورزند.[33]

به نظر می رسد درداخل ترکیه هم مخالفتهای نیم بندی وجود دارد. ارتش را روی هم رفته می توان مخالف الحاق ترکیه در نظر گرفت. با توجه به اینکه عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا یک هدف ملی است، اگر ارتش عضویت در اتحادیه اروپا را به خاطر بقای نقش اصلی و متضاد خود در سیاستهای ترکیه به مخاطره بیندازد جای شک است که بتواند سطح بالای حقانیت ملی خود را حفظ کند، تا زمانی که ارتش از سوی سکولارهای متعصب حمایت می شود، می توان آنها را اصول گرایان سکولار نامید، جایگاه آتی ارتش در سیاستهای ترکیه به برخوردی میان نیروهای اصول گرای سکولار شامل ارتش و اکثریت مردمی که حامی دموکراتیزاسیون و عضویت در اتحادیه اروپا هستند، تبدیل خواهدشد.[34]

اکثر مردم اروپا مخالف پذیرش ترکیه در اتحادیه هستند.

چرا چنین است؟ یا به عبارتی مخالفان چه دلایلی برای مخالفت خود دارند؟ هر چند به بعضی از دلایل اشاره شد، در اینجا به مهمترین دلایلی که از سوی مخالفان مطرح می شود پرداخته می شود.

1-هویت تاریخی و اسلامی:بيش از بیست سال قبل زمانی که خبرنگاری از کلودشه ایسون وزیر خارجه وقت فرانسه پرسید: آیا ترکیه کشوری اروپایی است؟ وی در جواب فقط شانه هایش را بالا انداخت و لبخند زد. این بی اعتنایی هم می تواند از لحاظ جغرافیایی تفسیر شود به این معنا که ترکیه کشوری است که تنها بخش کوچکی از آن اروپایی محسوب می شود و قسمت اعظم آن از لحاظ جغرافیایی آسیایی است. اما مطمئنا بخش مهمتر این بی اعتنایی به پیشینه تاریخی و هویتی ترکیه به عنوان یکی از قدرتمند ترین کشورهای اسلامی در قالب امپراطوری عثمانی بر می گردد. هنوز هم در اروپا بسیاری از دولتهای اروپایی با یادآوری دورانی که ترکهای مسلمان در اروپا ترکتازی می کردند مخالفت سرسختانه ای با پیوستن ترکیه به اتحادیه اروپا ابراز می کنند. از لحاظ تاریخی این موضوع بر می گردد به حمله قشون ترکان عثمانی در سال 1683 به اروپا بر می گردد که طی ان وین پایتخت اتریش به محاصره آنها درآمد.

صرف نظر از این چالش تاریخی، بسیاری از اروپاییان بر این باورند که در زمینه دین و فرهنگ اتحادیه اروپایی با هویتی مسیحی و فرهنگ اروپایی از همپوشانی با فرهنگ اسلامی و آسیایی ترکیه برخوردا نیست. در این زمینه واتیکان بر این اعتقاد است که مسیحیت تاثیر بسیاری بر فرهنگ اروپایی بر جای گذاشته است و چون کشورهای مسیحی، فرهنگی جدا از کشورهای غیر مسیحی دارند، حضور مسلمان در اتحادیه مانند وصله ای ناجور است.[35]

علی رغم اینکه به ضعف نسبی اقتصادی ترکیه تاکید می شود، اما مساله اصلی که در پشت درهای بسته مذاکرات که به -آن اذعان هم شده است- موانع فرهنگی، اجتماعی و مذهبی است. این موضوع همان چیزی است که رجب طیب اردغان نخست وزیر ترکیه نیز آن را بر زبان آورد و اعلام کرد که: مانع اصلی عضویت ترکیه، مشکل فرهنگی است.[36]

پس می توان نتیجه گرفت که مانع اصلی عضویت ترکیه مسائل فرهنگی- مذهبی است. چرا که شرایط اقتصادی ترکیه از کشورهایی که در سال 2004 از شرق و مرکز اروپا به این اتحادیه پیوستند نه تنها بدتر نیست بلکه در بسیاری از موارد بهتر از آنها می باشد.

علاوه بر آن اروپاییان از این نگرانند که با عضویت ترکیه و مهاجرت نیروی کار این کشور به کشورهای دیگر اروپایی، نسبت بیکاری و تعداد بیکاران که یکی از مشکلات اتحادیه اروپایی است ،افزوده گردد.

در کنار مورد فوق الذکر برخی از اعضای اتحادیه اروپا معتقدند که مرزهای مشترک ترکیه با ایران، عراق، سوریه، ارمنستان و گرجستان، اتحادیه اروپا را با مشکلات جدیدی مواجه خواهد کرد. آنها معتقدند که توسعه مرزهای اروپا به بی ثباتی، منازعه و تروریسم منجر خواهد شد و لذا معتقدند که اتحادیه اروپایی نباید با مناطق تنش زا همسایه شود.[37]

از طرف حزب دموکرات مسیحی آلمان برای مخالفت با عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا، نگرانی از هم مرز شدن این اتحادیه با کشورهایی همچون عراق و سوریه و نیز هزینه زیاد ارتقای سطح اقتصادی ترکیه اعلام شده است.[38]

همسایگی ترکیه با سه منطقه ژئواکونومیک وژئواستراتژِک دنیا یعنی خاورمیانه آسیای مرکزی و قفقاز و بالکان که در دوران پس از جنگ سرد اهمیت ویژه ای پیدا کرده اند، باعث شده تا وضعیت دوگانه متضادی در روابط اتحادیه اروپا و ترکیه به وجود آید.از یک طرف پیوستن این کشور به اتحادیه اروپا، مرز این اتحادیه را تا عراق، سوريه و ایران گسترش می دهد و این امر معضلاتی جدی برای اتحادیه اروپا به همراه دارد (که به آن اشاره شد) از طرف دیگر نپیوستن ترکیه به اتحادیه اروپا و منزوی شدن آن می تواند منافع قدرتهای بزرگ و بخصوص آمریکا و تا حد زیادی اتحادیه اروپا را با خطرات جدی مواجه کند.[39]

پر جمعیت ترین کشور اروپای در حال حاضر آلمان با 83 میلیون جمعیت است. (آمار مربوط به سال 1385) ولی با توجه به پایین آمدن میزان زاد و و لد در اروپا در دهه های آتی جمعیت ترکیه بر همه کشورهای اروپای پیشی خواهد گرفت. میزان رشد جمعیت ترکیه به طور متوسط بالاتر از 9/1 درصد است. به همین دلیل مخالفان ورود ترکیه به EU نگران کسب موقعیت برتر ترکیه مسلمان در ميان مسيحيان اروپا هستند. اين در حالي است كه رشد جمعيت بعضي كشورهاي اروپايي رو به منفي شدن است. همینطور اروپایی ها نگرانند، میزان رای ترکیه در نهادهای اتحادیه اروپا که رای گیری در آن مبتنی بر میزان جمعیت می باشد، نظیر شورای اروپاو پارلمان اروپا ، افزايش خواهد يافت. 40

به هر حال واقعيت اين است كه تركيه ، فقير ، مسلمان ، و پرجمعيت است. این عوامل پیوستن به اتحادیه اروپای را به چالشی بزرگ بدل کرده و نگرانی و مقاومت بسیاری از بخش های اروپا را بر انگیخته است.

 

 نتیجه 

در این تحقیق تاثیرات عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا بررسی شد تاثیرات زیادی که هم برای خود ترکیه، هم برای اتحادیه اروپا و آمریکا و هم برای منطقه و ایران در بر خواهد داشت. همچنین موافقان عضویت ترکیه در EU مورد بررسی قرار گرفت و به این نتیجه رسیدیم که علی رغم مخالفتهای کم و نیم بندی که در درون خود ترکیه وجود دارد، به لحاظ فرصتها و مزایایی که عضویت ترکیه در بر خواهد داشت، این مهم به یک هدف ملی تبدیل شده است. گفتیم که انگلیس، ایتالیا و ... بطورکلی آتلانتیک گراها، به همراه ایالات متحده آمریکا، به لحاظ آتلانتیک گرا بودن ترکیه، و نيز به لحاظ فرصتها و مزاياي فراواني كه در عضويت تركيه مي بينند  با عضويت تركيه در EU موافق اند. اما در قسمت آخر این تحقیق به مخالفان و دیدگاه آنها پرداختیم، بررسی شد که آلمان و فرانسه و ... بطورکلی اروپاگرایان در مقابل آتلانتيك گرايان ، به لحاظ آتلانتيك گرا بودن تركيه ، و نيز به لحاظ بعضي مسائل و مشكلاتي كه با عضويت تركيه ايجاد خواهد شد ، با الحاق تركيه بهEUمخالفند. متغیرهایی که خیلی بر روی آنها مانور داده می شود جمعیت زیاد ترکیه، فقیر بودن و نیز مسلمان بودن این کشور است.

به هر حال با توجه به اینکه اکثر مردم اروپا مخالف عضویت ترکیه در EU هستند. به نظر می رسد ترکیه برای حضور در جمع كشورهاي اتحادیه اروپا راه سخت و طولانی را در پیش خواهد داشت. و عضویت این کشور در EU بسته به عوامل متعددی است که یکی از مهمترین آنها تغییر دیدگاه مردم اروپا است.