« ایران و دولت عثمانی دولت واحد بشوند »
از آرزوهای محمدپاشا بعنوان یکی از دولتمردان تأثیرگذار تاریخ ترک، تشکیل دولت واحد ایران و عثمانی و همچنین از میان برداشتن اختلافات مذهبی، دینی بود. روابط ایران و عثمانی که همواره ارتباطی تنش برانگیز بوده از آغاز نیمه اول قرن 18 روبه بهبودی گرائید.  راغب محمدپاشا شخصیت بانفوذ و نامی تاریخ عثمانی همواره به دستاورد منفی ادامه تنش میان دو کشور بخوبی واقف بود. ایشان خواهان از میان برداشتن دیوار اختلافات مذهبی بین دو ملل بوده و دولت واحدی متشکل از نمایندگان دو طرف تشکیل گردد.

در اوایل قرن هیجدهم حکومت صفوی روبه  انقراض و در سراشیبی نابودی قرار داشت. آقای چاری پترو  تبعه روسی، بدنبال فرصت طلبی از وضعیت پیش آمده بودد،  وی در روزهای پایانی فصل بهار سال 1723 بسمت قفقاز لشکرکشی نمود. با ورود به شهرهای آذربایجان و دربند آنجا را به اشغال خود درآورد. عثمانی ها با مشاهده پیشروی ارتش روسیه به قلب ایران دچار واهمه و ترس شدند. دولت عثمانی درصدد استفاده از فرصت تضعیف سلسله صفویان در ایران برآمد. بدین ترتیب ارتش عثمانی در سال 1723 از سه سمت وارد ایران شد. شهرهای تفلیس، گوری، نخجوان، ریوان و گنجه توسط سربازان عثمانی به اشغال درآمد. این مسئله باعث ایجاد شور و شعف در میان سردمداران دولت عثمانی گردید. در طی دوران حکومت یاووز سلطان سلیم و قانونی سلطان سلیم نیز دولت عثمانی اینچنین موفقیت برون مرزی را به یاد نداشت. جای جای ایران در حال اشغال شدن بود. نادرشاه با فروپاشی دودمان سلسله ی صفوی، دولت افشار را تأسیس نمود. اینگونه شد که خاک ایران را از زیر چکمه های نظامیان عثمانی توانست برهاند. در سال 1736 قرار بر این شد که میان دو طرف معاهده ی صلح در راستای پایان دادن به جنگ و خونریزی تنظیم گردد. در این معاهده علاوه بر مسائل سیاسی مدنظر دوطرف موضوع مهم دیگری نیز بر سر میز مذاکره مطرح شد و آن مسئله دین و مذهب بود.
بی شک بروز تنش نظامی بین ایران و عثمانی در قرن 18 یکطرف قضیه،  از سوی دیگر سنگینی مناقشه دینی، مذهبی است که بر روابط دو کشور سایه افکنده بود. از قرن 16 در نتیجه مجادلات انجام یافته بین دو طرف پای میز مذاکره موضوع تابعیت و یا به عبارتی تباری گری عثمانی مطرح می شد. این بدین معناست که در اماکن مذهبی ایران، هیچکس حق ندارد کلمات رکیک و زشت برعلیه حضرت ابوبکر، حضرت عمر، حضرت عثمان و حضرت آیشه بر زبان جاری سازد. نادر شاه پس از روی کارآمدن بر تخت اریکه، رسم و آئین شیعه را از میان برداشته و بجای آن درصدد گسترش جعفری گری  برآمد. جعفری گری از یک سو نزدیکترین مذهب به شیعه گری و سنی گری محسوب می شد. نادرشاه بدنبال سردادن شعار پیروزی بر علیه عثمانی قرارداد صلحی را با بندهای ذیل تنظیم نمود که در آن علاوه بر مطالبات کشوری، خواهان امتیازات خاص نیز بود.
برای حجاج ایرانی یک نفر بعنوان آمرحج معرفی گردد.
جعفری گری بعنوان مذهب پنجم شناخته شود و کعبه نیز از ارکان این مذهب شمرده شود.
عثمانی ها در شهر اصفهان و ایرانی ها در شهر استانبول بندرشاه برای خود تأسیس نمایند.
سفرای ایرانی در اواسط سال 1736 برای ارائه مطالبات و درخواست های خود وارد شهر استانبول شدند و با دولتمردان عثمانی جلسه ای ترتیب داده و در خصوص مسئله مذهب به بحث و تبادل نظر پرداختند. برای نیل به یک نتیجه نهایی و مثبت بین دو طرف 8 نشست ترتیب یافت. نماینده دولت عثمانی شخصی بنام کوجا راغب پاشا بود که بعدها بعنوان صدراعظمی نائل گردید. در تاریخ 4 مهر 1736 آخرین نشست بین دو طرف برگزار و تفاهم نامه ای حاصل گردید. برای حجاج ایرانی شخصی با تابعیت ایرانی جهت پیگیری و تسریع در انجام امور زائران تعیین شد. تأسیس بنادر شاه نیز در شهرهای مذکور مورد تصویب قرار گرفت. اما بند سوم در تنظیم معاهده ی صلح مورد تأیید قرار نگرفت و آنهم مسئله مذهب بود. علمای عثمانی نظر مساعدی درباره انتخاب مذهب جعفری بعنوان مذهب پنچم نداشتند. قرار بر این شد که دو نفر از علمای آگاه عثمانی برای ادامه بحث و تبادل نظر درباره این بند از تفاهم نامه سفری به ایران داشته باشند.
دولت واحد تشکیل شود
در دوره زمامداری محمود اول بسال 1741 هیأتی به نمایندگی از نادرشاه برای تنظیم قرارداد صلح جدید به سرزمین عثمانی اعزام گردید. نادرشاه همچنان بر پذیرش جعفری گری بعنوان مذهب پنجم تأکید داشتند. راغب پاشا در آن دوره مسئولیت رئیس الکتاب عثمانی را بر عهده داشته و بعنوان نماینده دولت عثمانی در پشت میز مذاکره حضور داشت. موضوع جعفری گری با جدیت از سوی علمای عثمانی مورد بحث و گفتگو قرار می گرفت، اما از آنجائی که اکثر سرزمین های تحت فرمان از پادشاهان با فرقه حنفی تبعیت می کردند، بدین ترتیب پایه بر اساس مباحث موچود در حنفی بناگذارده شد. اگر مذهب جعفری هم مورد تأئید علمای عثمانی فرار می گرفت، این مذهب حنفی بود که در عثمانی حرف اول را می زد. تحقق این امر و تلاش برای اثبات آن طی 30 سال اخیر باعث کشتار شمار زیادی از مردم آناطولی گردیده و خرابی ها به بار آورده است. این اختلاف و دودستگی باعث ظهور دشمنان جدید همچون روسیه و اطریش گردیده است. اینگونه شد که عجم    ( ایران ) برای از سرگیری جنگ ترغیب شد. شریعت برای مواقع حساس و اضطراری گزینه دیگری نیز ارائه می کند. بشیر آقا بعنوان رئیس دارالسعادت در اظهارات خود اینگونه بیان داشت : « یکبار دیگر این سخن را برزبان نیاورید. مادامی که من زنده ام مذهب جعفری را به 4 مذهب دیگر علاوه نخواهم کرد ». راغب پاشا بعنوان یکی از چهره های بانفوذ و تأثیرگذار در تاریخ سیاست عثمانی، علاوه بر تبحر در کار سیاست دستی هم در مکتب شعر و شاعری و تاریخ نگاری داشت. یکی از نثرهای پرنغز ادبیات عثمانی متعلق به اوست. راغب پاشا در اثر معروف خود « تحقیق و توفیق » به مناقشات مذهب اشاره می نماید و خواهان از میان برداشتن اختلاف سنی و شیعی بود. وی در کتاب خود اشاره دارد به نزدیکی و برادری دو دولت اسلامی با یکدیگر بوده، تا آنجا که خواهان تشکیل دولت واحد بین دو ملت بود. اما علیرغم دیدگاه های راغب پاشا زمامداران عثمانی پیشنهاد دوم نادرشاه قبول نکردند. نادرشاه با گذر زمان به این نکته واقف شد که نخواهد توانست طرف های عثمانی برای پذیرش پیشنهاد را ترغیب نماید. بدین ترتیب در سال 1746 با امضای قرارداد، بطور رسمی از تداوم تنش در خصوص مذهب دست کشید.
حاکمیت 900ساله ترکان در ایران
در طول تاریخ عثمانی ها طی مناقشاتی خود با ایران، همواره یک پای قضیه ترکان آناطولی قرار داشتند. از اواخر قرن دهم با تأسیس حکومت غزنوی ها در ایران  تا اوایل قرن بیستم ترکان جایگاه عنصر جاکمیت را در اختیار داشتند. در تاریخ ایران، نخستین حکومت ترکان با حاکمیت غزنویان آغاز گشت. پس از جنگ دندانکان در سال 1040 سلسله سلجوقیان کبیر بخش اعظمی از خاک ایران را تصاحب کردند. پس از انقراض سلسله سلجوقیان کبیر، جکومت آتابیلیکلر و خوارزمشاهان که اصالت ترکی دارند زمام امور را در دست گرفتند. در ربع اول فرن سیزدهم حاکمیت مغول آغاز شد و زمامداری دولت ایلخانی در اواسط قرن 14 پایان گرفت. پس از انقراض حکومت ایلخانیان، قریب به 100 سال دولت جلایر تشکیل شد و بعد از آن قره قویونلوها برخاسته از منطقه موش اداره امور مملکت را برعهده گرفتند. تیمور با تأسیس امپراطوری کبیر در اواخر قرن 14 ایران را بطور کامل تحت سیطره ی خود درآورد. عمرحکومت تیموریان نیز در اواسط قرن 15 توسط قره قویونلوها  پایان گرفت. سرنوشت قره قویونلوها همچون سلسله های گذشته دوام نیافت و توسط ترکمن های مقیم در منطقه دیاربکیر ترکیه بنام آق قویونلوها در سال 1467 منقرض شد. عمر دولت آق قویونلو هم توسط عشیره های ترکمن منطقه آناطولی  پایان یافت. در سال 1501 دولت صفوی در ایران تشکیل شد. عمر سلسله صفویان در تاریخ 1736 خاتمه یافت و حکومت افشاریان که ریشه ترکی دارند زمام امور مملکت را در دست گرفت. پس از مرگ نادرشاه و انقراض حکومت افشار خاندان زند که اصالت لری دارند توانست بر اریکه قدرت تکیه زنند. قاجاریان ترک تباردر اواخر قرن 18 توانستند در ایران حکمرانی نمایند. رضاشاه پهلوی در تاریخ 1921 با انجام کودتا توانست به حاکمیت ترکان در ایران خاتمه دهد و ایشان در سال 1925 خود را شاه رسمی ایران زمین اعلام کرد.
جنگ  با ایران برای عثمانی سنگین تمام شد
در اوایل قرن 16 با ظهور دولت صفوی بر عرصه ی تاریخ یکسری تحرکاتی از سوی سردمداران این سلسله بر خاک عثمانی بهمراه داشت. شهرت طلبی صفویان و جنگ با عثمانی ها آغاز نبرد چالدران را بهمراه داشت که منجر به پیروزی عثمانی ها گردید. اما این جنگ رهاورد پایانی خوش برای طرف های بازنده و برنده  بهمراه نداشت. یاووز سلطان سلیم اگر چه باردیگردر اندیشه لشکرکشی برای نبرد با صفویان بود اما عمر وی کفاف تحقق این امر را نداد. قانونی سلطان سلیمان در فواصل سالهای 1533-1534 در سفر خود به عراق بخشی از مرکز و جنوب و همجنین بغداد را به تصاحب خود درآورد. در 1548-1549 در مسافرت خود به آذربایجان منطقه ای واقع در مابین دریاچه ارومیه و وان را بعلاوه منطقه وسیعی از رودخانه عرب، کارس را در مسافرت خود به نخجوان بسال 1553-1555 را جزو خاک الحاقی عثمانی بودند. در سال 1555 با امضای قرارداد تفاهم نامه آماسیا دو کشور از ادامه تنش دست کشیدند. پس از مرگ شاه طهماسب در سال 1576 که مدت طولانی زمام امور اداره مملکت را در دست گرفته بود، عثمانی ها از اختلافات موجود برای تصاحب تخت سلطنت استفاده کرده وارد ایران شدند. مجادلات بین دو کشور در این برهه زمانی از سال 1578 آغاز و بطور مقطعی تا 1639 ادامه یافت. در این مدت دولت عثمانی از جنگ فایده ای نبرده و صدمات جبران ناپذیری متوجه کشور گردید. بویژه در طول 30 سال جنگ ( 1618-1639) اطریش از ترس حمله احتمالی عثمانی آرام و قرار نداشت و برای ممانعت از تحقق آن هرنوع فاکتور دیپلماتیکی را به کار گرفت. آنچه که واقعیت است جنگ با ایران باعث دورماندن عثمانی از پیشروی در اروپا گردید.