مطالعات ترکیه
رضا دهقانی 
لینک دوستان
پيامي صفا (1899-1961)، روزنامه‌نگار و داستان‌نويس ترک، در رساله خود به نام يادداشت‌هايي درباره انقلاب ترک (1938) مي‌نويسد: «انقلاب آتاتورک براساس دو اصل دگرگوني‌ناپذير ناسيوناليسم و غرب‌گرايي شکل گرفت» و بر دوگانگي حاکم بر زندگي ترکان نقطه پايان نهاد. (663) اين دوگانگي نتيجه رويايي سنت و ميراث فرهنگ شرقي ترکان با تمدن غرب بود. مصطفي کمال هم‌داستان با عبدالله جودت بر آن بود که «تمدن يکي است و آن هم تمدن غربي است. بايد آن را پذيرفت همانند گل سرخي با خارهايش.» (664) کمال هدف خود را متمدن کردن مردم ترکيه مي‌دانست و از همين رو مي‌کوشيد ظاهر ترکان، شيوه رفتار و گفتار و آداب و رسوم آنان را با سنجه‌هاي تمدن جديد يا تمدن غرب دمساز کند. نوربرت الياس (1897-1990)، جامعه‌شناس آلماني تبار، فرآيند شکل‌گيري آداب و رسوم را در پژوهش‌هاي نوآورانه و باريک‌بينانه خود بررسي کرده و نشان داده است که چگونه از دوره نوزايش (رنسانس) به بعد انسان غربي به موجودي «متمدن» به مفهومي که امروزه مد نظر ماست تبديل شده است. الياس برآن است که در فرآيند «متمدن شدن»، آداب و رسوم مربوط به خورد و خوراک آدميان و مجموعه‌اي از کارکردهاي «حياتي» و «نخستين» پيکر آدمي دگرگون شده است. انسان متمدن ديگر به شيوه انسان سده‌هاي ميانه با دست غذا نمي‌خورد، درکنار جاده يا خيابان، تف يا قضاي حاجت نمي‌کند و آب بيني خود را با آستين نمي‌گيرد. حتي آداب عشق‌ورزي نيز در اين روزگار دگرگون شد و به حريم خصوصي و خلوت آدميان انتقال يافت. به گفته الياس، اين فرآيند متمدن شدن در سده هفدهم به اوج خود رسيد. ده‌ها و صدها رساله در اين دوره درباره آداب و رسوم زندگي انتشار يافت. يکي از نخستين رساله‌ها را در اين باره اراسموس روتردامي در 1530 با عنوان درباره ادب نزد کودکان نوشت که ظرف شش سال 30 بار تجديد چاپ شد.(665) اس و اساس فرآيند متمدن شدن، به عقيده الياس، سرکوب کردن و واپس زدن تمام چيزهايي است که بخشي از «طبيعت حيواني» انسان تلقي مي‌شوند. شيوه‌هاي جديد رفتار که ناشي از اين سرکوب دروني بود در دربارهاي اروپايي و نزد اشراف شکل گرفت. بورژوازي نوپا در نتيجه پيوند با دربار به اين شيوه‌ها خو گرفت و به نوبه خود آنها را به بدنه جامعه منتقل کرد. شکل‌گيري نظام‌هاي سلطنتي نيرومند (سلطنت‌هاي مطلقه) در پايان سده‌هاي ميانه به شواليه‌گري و هرج و مرج و خشونت ناشي از آن پايان داد و به ظهور دولت مدرن انجاميد. دولت مدرن تبلور انحصاري دوگانه است: انحصار اخذ ماليات و انحصار اعمال خشونت مشروع که اعمال زور توسط ارگان‌هاي دولتي را جايگزين مراکز متعدد و خصوصي اعمال قهر مي‌سازد. به گفته الياس پالايش و تلطيف احساسات خودانگيخته و شور و هيجان‌هاي عاطفي آدميان از جمله پيامدهاي اين انحصار دوگانه است، زيرا تبديل جامعه به پهنه‌اي که در آن فرد حق اعمال خشونت بر ديگران را ندارد به او مي‌آموزد که خشم و هيجان خود را مهار کند و بر پيکر خود و کارکردهايش مسلط شود. در اين فرآيند متمدن شدن اجبار بيروني اندک اندک جاي خود را به اجبار دروني مي‌سپارد که نتيجه فرآيندي دوگانه است: احساس بيزاري از مشاهده پاره‌اي رفتارها و احساس شرم از اينکه رفتاري با سنجه‌هاي «تمدن» دمساز نباشد.(666) به گفته الياس، هنگامي که مجموعه‌اي از هنجارها به عنوان رفتار متمدنانه شکل گرفت مفهوم «تمدن» در درون جامعه‌هاي غربي به افزار توجيه سيادت فرادستان متمدن بر فرودستان نامتمدن و سپس غربيان متمدن بر بوميان وحشي تبديل شد. جامعه‌هاي غيرغربي که نه فرآيند تکوين دولت و جامعه مدرن به شکل غربي آن را از سر گذرانده بودند و نه زمينه فرهنگي مشابهي با غرب داشتند، در جريان رويارويي با سيادت طلبي غربيان با اين هنجارها آشنا شدند و طي فرآيندي کند و پرفرازونشيب به فراگيري يا دمسازکردن آنها با ارزش‌هاي بومي خود دست زدند. عثمانيان چنانکه در فصل‌هاي پيش ديديم از دوره گل لاله به اين سو کوشيدند به شکلي گزينشي جنبه‌هايي از رفتار متمدنانه غربيان را اخذ کنند. در گذر زمان اين تلاش‌ها گسترده‌تر شد و در دوره مصطفي کمال به اوج خود رسيد. هدف مصطفي کمال ايجاد دولتي مقتدر بود که جايگزين دستگاه ديواني فاسد گذشته شود و بتواند ملتي يکپارچه بسازد. دولتي که نه فقط ملت خود را مي‌آفريند بلکه او را تربيت و با تمدن آشنا مي‌کند. در دوره مصطفي کمال هدف دولت ترکيه «متمدن کردن» مردم کشور بود. اين فرآيند «متمدن سازي» از پايتخت جمهوري آغاز شد و به سراسر کشور سرايت کرد. نخستين گام، نوسازي آنکارا و تبديل آن به قلب تپنده اصلاحات بود. هرمان يانسن معمار و شهرساز آلماني، مأمور شد شهر جديد را به دور دومحور بلوار غازي و خيابان استاسيون سامان دهد. در اطراف اين دو خيابان ساختمان‌هاي بلند و مدرن دولتي، بانک‌ها، هتل‌ها، رستوران‌ها و مراکز تفريحي جديدي ساخته شد. آنکارا از شهري نيمه ويران با ساختمان‌هاي کوتاه و توسري خورده و کوچه‌هاي گل آلود به شهري مدرن تبديل شد که محل اقامت نخبگان «متمدن» جمهوري بود.(667) نخبگان جمهوري نوبنياد در شهر جديد اقامت داشتند حال آنکه سکنه قديمي شهر در محله‌هاي سنتي باقي ماندند و خيابان استاسيون مرزي بود که اين دو شهر را که اهالي آن به دو جهان متفاوت تعلق داشتند، از يکديگر جدا مي‌کرد.(668) همان گونه که در اروپاي پايان سده‌هاي ميانه، دربار محل تکوين راه و رسم‌هاي جديد بود در جمهوري نوبنياد ترکيه نيز «يني آنکارا» و به ويژه چند رستوران و هتل جديد آن نقش مهمي در آشنايي نخبگان با آداب معاشرت مدرن ايفا کرد. يکي از اين رستوران‌ها به نام رستوران شهر را يوري گئورگ کارپوويچ با حمايت شهرداري آنکارا اداره مي‌کرد که به رستوران کارپيچ معروف شد. ورود به اين رستوران مستلزم داشتن کت و شلوار و کراوات و رعايت آداب غذاخوري غربي با کارد و چنگال بود.(669) رستوران ديگر در واقع غذاخوري هتل آنکارا پالاس بود که سرگئي هوميا (ثريابيگ) و موسيو ژرژ آن را اداره مي‌کردند. موسيو ژرژ که به ترکي رئوف سويکوت ناميده شد آشپز شخصي مصطفي کمال بود. ميهمانان خارجي، ديپلمات‌ها، کارمندان عالي رتبه ترک، روشن‌فکران و هنرمندان مشتريان اين دو رستوران بودند. براي آشنايي اين مشتريان با آداب غذاخوري غربي چندين کتاب از جمله کتابي از گوتفريد آندره اس به نام آداب معاشرت: آخرين و پيشرفته‌ترين آداب اجتماعي به زبان ترکي ترجمه شد. محي‌الدين دالکيليچ نيز کتابي به نام آداب معاشرت جديد براي انسان‌هاي زندگي نو به ترکي تأليف کرد.(670) نشريه‌ها و هفته‌نامه‌هاي آن دوره ترکيه انباشته از مقاله‌هايي در اين زمينه است. براي نمونه در اين مقاله‌ها به مردان مي‌آموختند که هنگام بوسيدن دست زنان نبايد دست را بالا بياورند بلکه بايد سرخود را خم کنند، هنگام صحبت کردن با بانوان بايد از جاي خود بلند شوند و هنگام برخورد با آنها نبايد دست يا انگشت آنها را بگيرند بلکه بايد کلاه خود را از سر برداشته و اداي احترام کنند و اگر کلاه ندارند سرخود را خم کنند. به زنان نيز آموزش داده مي‌شد که هنگامي که همسرشان مشغول پرداختن پول تاکسي است، به انتظار او بايستند و به تنهايي وارد خانه يا رستوران نشوند و در رستوران نيز مستقيماً با پيشخدمت‌ها صحبت نکنند بلکه به واسطه همسرشان سفارش بدهند. در اين نوشته‌هاي آموزشي تأکيد مي‌شد که انسان‌هاي متمدن سر ساعت معين صبحانه، نهار و شام مي‌خورند، در ساعت مشخصي سر به بالين مي‌گذارند و در ساعت معيني براي رفتن به سرکار بيدار مي‌شوند. چند هتل مدرن آنکارا و مدارس جديد نقش مهمي در آموزش اين اصول ايفا مي‌کردند. دبيرستان پسرانه کاديکوي باشگاه آداب معاشرت داشت و در پايان سال پيشرفت دانش آموزان را در اين زمينه ارزيابي مي‌کرد. (671) مصطفي کمال بر آن بود که ترکان بايد شيوه تفريح را نيز از غربيان بياموزند و از آنجا که رقص يکي از تفريح‌هاي مهم غربي است آموزش رقص‌هايي چون تانگو، سوئينگ، فوکس تروت، چارلستون و والس مورد توجه قرار گرفت و چندين کلاس رقص براي بزرگسالان تشکيل شد.(672) مجالس رقص فاصله و جدايي زن و مرد را در محيط سنتي از بين مي‌برد و به همين دليل مصطفي کمال برحضور و مشارکت فعال بانوان در اين مجالس تأکيد مي‌ورزيد. نشريه‌هاي پرخواننده آن دوره مثل محيط در مقاله‌هاي خود بانوان را به فعاليت‌هاي ديگري چون ژيمناستيک، شنا و پياده‌روي نيز تشويق مي‌کردند. يکي از نشريه‌هاي ويژه بانوان در مقاله‌اي به مقايسه ‌اندام‌هاي باريک و موزون زنان اروپايي و آمريکايي با پيکرهاي فربه زنان ترک، مصري، ايراني و هندي پرداخت و اين تفاوت را ناشي از فرودستي موقعيت زنان در جامعه‌هاي شرقي دانست، زيرا زنان در اين کشورها در نتيجه‌ گران جاني سنت‌ها و آداب و رسوم ديرينه خانه‌نشين و از امکان فعاليت حرفه‌اي، اجتماعي و ورزشي محرومند. به نوشته اين مقاله از آنجا که زنان اسير خانه و اندروني هستند و جز خوردن و خوابيدن و رتق و فتق امور منزل کاري ندارند اغلب به طور زودرس دچار فشارخون، يائسگي و مشکلات ديگري از اين قبيل مي‌شوند.(673) در محيط و نشريه‌هاي مشابه آن صفحاتي به آموزش خانه‌داري اختصاص داشت و مقاله‌هايي درباره مسائل و مشکلات تربيتي کودکان به چاپ مي‌رسيد. در بسياري از اين مقاله‌ها به پدر و مادران گوشزد مي‌شد که تنبيه بدني روش مناسبي براي تربيت کودکان نيست. مشارکت مردان در امور خانه از ديگر مسائل مورد بحث و جدل در نشريه‌هاي آن روزگار بود.(674) البته هدف اصلي کماليست‌ها از «نسوان پروري» و گسترش حقوق بانوان، سست کردن مواضع سنت‌گرايان درجامعه بود. به‌رغم سخن سرايي‌هاي پر آب و تاب درباره آزادي زنان، نخبگان جمهوري ترکيه کارکرد اصلي زنان را تربيت فرزندان مي‌دانستند. جمعيت ترکيه در سال‌هاي جنگ به شدت کاهش يافته بود و بقاي جمهوري نوپا درگرو افزايش سريع جمعيت کشور بود. رهايي زنان ترک، حضور آنان در پهنه‌هاي گوناگون جامعه هم مايه مباهات نخستين نسل نخبگان سياسي و فرهنگي جمهوري ترکيه بود و هم مايه نگراني آنان. يعقوب قدري قره عثمان اوغلو هشدار مي‌داد که آزادي زن به معني‌گرايش به زيورآلات و آرايش به سبک غربي و رفتارهاي سبک‌سَرانه نيست. به نوشته او «زنان ترک حجاب را کنار مي‌گذارند چون کارکردن بدون حجاب راحت‌تر است. آري، زن ترک خواستار آزادي است اما اين آزادي را براي رقصيدن و لاک زدن و تبديل شدن به عروسک نمي‌خواهد، بلکه مي‌خواهد به برکت آن، وظيفه سنگين خود را در پايه‌ريزي و توسعه ترکيه جديد انجام دهد».(675) خالده اديب آديور نيز زن مدرن ترک را زني دانست «جدي و باشخصيت» که به کارهاي سودمندي چون تربيت فرزندان، معلمي يا پرستاري مي‌پردازد. به گفته او «تجدد اين نيست که زن به شوهر خود به جاي سلام «بن ژور» بگويد، به کودک خود بياموزد که او را مامان صدا بزند يا با ادا و اطوارهاي زنان فرانسوي در خيابان قدم بزند.»(678) اما سنت‌گرايان حتي همين رهيافت را نيز از آزادي اجتماعي زنان برنمي‌تافتند.
موضوعات مرتبط: انديشه
[ شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1393 ] [ 14:54 ] [ رضا دهقانی ]

رضا دهقانی[1]

با توجه به نقش غیر قابل انکار اسناد آرشیوی در دستیابی به حقایق تاریخی ، اهمیت آرشیو های عثمانی در تتبعات تاریخی کاملا محرز است. ایراغن به عنوان همسایه شرقی عثمانی در طول تاریخ مناسبات سیاسی- اجتماعی ، فرهنگی و اقتصادی گسترده ای با هم داشته اند که به مرور زمان حجم انبوهی اسناد در فرایند چنین روابط گسترده ای به وجود آمده است.

آرشیو عثمانی در استانبول را شاید به تعبیری غنی ترین آرشیو راجع به مناسبات ایران و عثمانی دانست. آرشیو عثمانی که خود از ادغام چندین آرشیو مانند علی امیری، باب آصفی ، داخلیه ، دربخانه امیریه ، دفترخانه امیریه ، خارجیه نظارتی ، مجلس والا، صدرات ، تحریر دفترلری ، ییلدیز ، باب دفتر لری ، اوقاف ...تشکیل شده است ، برای پژوهشگران تاریخ ایران بالاخص در دوره معاصر مرجعی ذی قیمت و پربار است.

بخش مربوط به ایران در آرشیو عثمانی حجم وسیعی شامل دهه هزار برگ سند را به خود اختصاص داده است و دفاتر مختلفی نظیر دفاتر احکام ایران " ایران احکام دفتر لری " و دفاتر دول بیگانه " دول اجنبیه دفترلری " است که هر یک به خاطر احتواء بر اطلاعات پر ارزش اهمیت فراوان دارند.

راجع به شخصیت ها و رجال ایرانی بیشترین اطلاعات را می توان از مراجع ذیل به دست آورد : 1. فهرست " اسناد بخش سیاسی وزارت خارجه " با کد HR.sys پروند ههای این فهرست شامل انبو هه ای از اسناد مربوط به سال های 1335- 1228 ق است . مطالب قابل توجه در این اسناد گزارش های کنسولی راجع به سفرا و نمایندگی های ایران مانند میرزا حسین خان سپهسالار( مشیر الدوله ) میرزا محسن خان معین الملک ، پرنس ارفع الدوله ، میرزا محمد خان احتشام السلطنه و همچنین شاهزادگان تبعیدی ایران مانند رضا قلی میرزا ، تیمور میرزا و عباس میرزا ملک آرا است.

بایگانی اصلی ییلدیز(ییلدیز اساس اوراقی)و گزارش ها و درخواست های پراکنده ییلدیز ( ییلدیز پراکنده عرضحال و ژورنال لر) حاوی اسنادی درباره علمای ایرانی عتبات به ویژه فعالیت های میرزا حسن شیرازی ، درباره ناراضیان و مخالفان شاه ایران مانند سید جمال الدین اسد آبادی ، میرزا آقا خان کرمانی، میرزا ملکم خان است.

دست آخر اوراق متفرقه ( متفرق لیک اوراق ) مربوط به وقایع سال های 1917- 1787 و در بردارنده اسنادی از چهره های ادبی- هنری عصر مشروطه که رخت اقامت در استانبول افکنده بودندو بساط درس و روزنامه نگاری گسترده بودند یا کسانی که سالیان دراز آنجا اقامت داشتندو یا مبارزان سیاسی علیه محمد علی شاه که به خاطر ظلم و استبداد به تبعیدی نا خواسته سر از دیار غربت درآورده بودند. از میان گروه های مذکور افراد زیر در خور ذکرند: میرزا مهدی اختر، میرزا یعقوب خان ارمنی ،ذ حاجی میرزا صفا از دراویش متنفذ و دوست نزدیک سپهسالار و مروج مذهب جعفری در عثمانی ، آقا طاهر تبریزی ، میرزا حبیب دستان صاحب غرایب عواید ملل ، شیخ احمد روحی ، شیخ الرئیس قاجار ، حسین دانش ، علی اکبر دهخدا ، میرزا حسین خان خبیر الملک ، یحیی دولت آبادی ، محمد علی تربیت ، سید حسن تقی زاده ، شیخ ابو طالب زنجانی از هواداران اتحاد اسلام .

سوای اسناد طبقه بندی شده فوق در جوف پرونده ها صدها و شاید هزار ها بریده جراید راجع به موضوعات متنوع وجود دارد. اهمیت این بریده روزنامه ها وقتی  هویدا می شود که بدانیم بیشتر نسخه ها ی آن روزنامه ها از بین رفته است و یگانه منبع خبری ما همین بریده جراید موجود است.



.عضو هیأت علمی دانشگاه و پژوهشگر تاریخ و فرهنگ ترکیه[1]

[ چهارشنبه چهارم دی 1392 ] [ 18:21 ] [ رضا دهقانی ]

رضا دهقانی[1]

محمد نامق کمال(1888-1840) بلند آوازه ترین اندیشمند عثمانی در سده های 14-13 ق/ 20-19 م ادیب ، مورخ و نظریه پرداز سیاسی – فرهنگی . اگر از جهتی سید جمال الذین را برجسته ترین روشنفکر دینی در ایران است ، نامق کمال همتای او در عثمانی است.

 نماینده واقعی عقاید نو عثمانیان که بسیار پیستر از عبد الحمید سخن از اتحاد اسلام به میان آورد و از نخستین کسانی بود که دستخط شریف همایون را بی اعتبار کردن دولت اسلامی در غرب و استقرار حکومت غربی در بین مسلمانان می دانست.نامق کمال در دوران حیات خود و پس از آن به عنوان مروج دو اندیشه شناخته می شود. اندیشه آزادی و وطن . این دو اندیشه را در طیف وسیعی از آثارش ، مقالات ، روزنامه ، داستان های کوتاه، نمایشنامه و اشعار به شکلی تطبیق یافته با آداب و سنن وتمایلات اسلامی عرضه داشته است.

وطن نامق کمال، وطنی اسلامی – عثمانی است . منتقد غربگرایی پایبند ارزش های سنتی و اعتقادات اسلامی بود. در باره حقوق عمومی از منظر اسلام در روزنامه عبرت مناظره قلمی با میرزا ملکم داشت که میزان درایت و نکته سنجی  های او را نشان می دهد. عقب ماندگی اسلام از نظر او نسبی بود نه مطلق  به این مفهوم که از عیبی ماهوی در خود اسلام ناشی نمی شد بلکه ناشی از تسلط غرب بود که شرق را از فرصت ترقی محروم کرده بود. کشور های اسلامی خود را امروزی می کردند ولی نه چشم بسته به تقلید اروپا برخیزند. از نظر نامق کمال بهترین های اروپا قابل اقتباس و انطباق با تمدن کلاسیک اسلامی است. نظریات نامق کمال تحت تاثیر و مقتبس از مونتسکیو و روسو است . کتاب روح القوانین بر افکار او بسیار موثر است. از نظر کمال مقررات عقلانی و عادلانه شریعت اسلام چیزی جز همان قانون طبیعی که مونتسکیو از آن صحبت می کند، نیست. نامق کمال نخستین متفکر جهان اسلام است که مفهوم حقوق بشر را به دولت پارلمانی ربط می دهد واز وظایف دولت های پارلمانی را صیانت از حقوق اولیه و ضروریه انسانها می داند.

 

منابع

1.       Namik Kemal : Namik Kemalin hususu mektubleri , 4 cilt, Ankara , 1986.

2.       Kaplan, Mehmet : Namik Kemal, Hayati ve eserleri ,1984.

3.       Nihat ozon, Mustafa : Namik Kemal ve Ibret Gazetesi, 1938.



. عضو هیأت علمی دانشگاه و پژوهشگر تاریخ و فرهنگ ترکیه[1]

[ چهارشنبه چهارم دی 1392 ] [ 18:15 ] [ رضا دهقانی ]

رضا دهقانی[1]

آغاز افول و زوال امپراتوری عثمانی در قرن شانزدهم رخ داد که مبدا آن، توقف پیشروی عثمانی در اروپا در پی محاصره دوم وین بود. امپراتوری عثمانی که روزگاری لرزه بر اندام دشمنان اروپایی خود می انداخت اکنون دچار رکود و فرسودگی شده بود. پی جویی چنین پیشامدی و راه برون رفت از آن فکر سیاستمداران و اندیشه گران عثمانی را به خود مشغول کرد که راه حل را سرانجام در اقتباس علوم و فنون غربی دیدند. به این ترتیب نخستین قدمها در جهت غرب گرایی و تقلید از تمدن اروپایی در اوایل قرن 18 عملی شد. به ویژه پس از معاهدات خرد کننده کارلوویتز(1699) و پاساروویتز(1718) و نمونه پتر در روسیه ، اندیشه غربگرایی را به عثمانیان القا کرد.

قدیمی ترین اثری که به تنقید اوضاع عثمانی و ضرورت انجام اصلاحات می پردازد مربوط به قرن شانزدهم است .این اثر تحت عنوان اسف نامه نوشته یکی از صدر اعظم های عثمانی به نام لطفی پاشا است که پس از برکناری اش ازمقام صدارت در سال 1541 آن را به قلم آورده است. در این رساله شرح آداب و احکامی است که یک وزیر اعظم خوب باید بداند و انجام دهد. نویسنده در مورد رفاه و سرنوشت امپراتوری که آن موقع در اوج اقتدار بود، نگرانی عمیقی از خود نشان می دهدو به علایم خاص انحطاط عثمانی اشاره می کند.

حاجی خلیفه دانشمند سرشناس عثمانی هم درهمان سالها در اثر خود با نام دستور العمل یا رساله کوته اصلاح الحلال علل مشکلات مالی و سایر مسائل امپراتوری عثمانی را بررسی می کند.

اما یکی از مهمترین رساله ها در باب ضرورت اصلاحات، رساله کوچو بی ، صاحب منصب عثمانی در زمان سلطان مراد چهارم(1640-1623) است. کوچو بی این رساله را در سال 1630 تالیف کرده است و در آن از نارسایی های دولت عثمانی سخن گفته  و امکانات آن را جهت رفع نقایص برشمرده است ضمن آنکه نیم نگاهی به آینده امپراتوری دارد. اهمیت این رساله تا به آن حد است که هامر پور گشتال مورخ سرشناس ، کوچو بی را مونتسکیوی ترکیه می نامد.

اما جدی ترین سند در باب علل برتری غرب نسبت به شرق به ویژه در بعد نظامی رساله ای است به صورت مباحثه ای  فرضی بین یک مسیحی و افسری ترک هبه هنگام عقد معاهده پاساروویتز(1718) دز این سند بین ارتش عثمانی و ارتش های اروپایی مقایسه صورت گرفته است و علل ضعفو ناکارآمدی ارتش عثمانی مورد بحث قرار گرفته است

ضرورت اصلاحات در بخش نظامی منجر به نگارش چند رساله درباره علل ضعف و شکست ارتش عثمانی وبه تبع آن علل انحطاط عثمانی گردید. از آن جمله رساله علی پاشا حاکم طرابوزان است که سلسله موروثی درّه بی را بنیاد نهاد. این رساله بعد از قرارداد کوچوک قاینارجه در سال 1774 نوشته شده است . در این رساله دو مساله ذهن مولف را به خود مشغول کرده است : 1. چرا امپراتوری عثمانی که آن قدر قوی بود این طور ضعف شده و دوم اینکه برای بازیابی قدرت سابق آن چه کاری باید انجام داد.

شاید جالب ترین ارزیاب نسبت به خطر اروپاییان برای موجودیت عثمانی یادداشت های عمر طالب باشد که به صراحتنسبت به خطر اروپاییان و دستیابی به هندوستان هشدار می دهد و برای نخستین بار از به هم خوردن معادله شرق و غرب و استعمار اقتصادی غرب علیه مشرق زمین سخن می گوید و پیشنهاد می کند امپراتوری عثمانی باید سواحل یمن را به دست آوردو تجارت آن منطقه را به دست گیرد زیرا به گفته عمر طالب مال التجاره هندوستان و چین توسط کشتی های پرتغالی ، هلندی یا انگلیسی به فرنگستان می رود و در تمام دنیا پخش می شود و آنچه احتیاج ندارند، پنج برابر قیمت در استانبول می فروشند. در این دوران که تب و تاب چاره جویی جهت نجات امپراتوری بسیار بالاست مردان عمل هم در عرصه کشورداری در اندیشه و تدارک اقدامات عملی جهت احیای مجدد امپراتوری هستند؛ یک یاز سرشناس ترین مردان اصلاحات در این  دوره داماد ابراهیم پاشا است که پس از معاهده پاساروویتز در سال 1719 به مقام صدر اعظمی رسید.ابراهیم پاشا دست به اصلاحات تازه ای زد ، سفارتی در وین دایر کرد، در سال 1721 یرمی سکیز محمد سعید افندی را جهت مطالعه اوضاع اروپا به عنوان سفیر به پاریس فرستاد( سفارتنامه یرمی سکیز محمد سعید افندی )

از دیگر نو گرایان زمان ابراهیم پاشا که در واقع بر کشیذه وی نیز بود ، ابراهیم متفرقه است که در گزارش 49 صفحه ای که حضور سلطان محمود اول ارائه کرد به اهمیتی که سیستم دولتی برای تمام کشور ها دارد، اشاره می کند و انواع رژیم های حاکم در سایر کشور ها را توصیف می کندو به داوری درباره آنها می پردازد، از ضرورت فرگیری علوم جدید مانند جغرافیا، زمکین شناسی ، شیمی ، فیزیک و اصلاح ارتش سخن می گوید. ابراهیم متفرقه برای نخستین بار به کمک سعید چلبی فرزند یرمی سکیز محمد سعید صنعت چاپ را در عثمانی تاسیس می کند.

اما جدی ترین اصلاحات در اواخر قرن 18 و در اوایل قرن 19 توسط سلطان سلیم و مجموعه همفکرانش عملی شد. سلیم جهت مطالعه مستقیم وضع اروپا فرستاده ای مخصوص به نام ابوبکر راطب افندی را به اروپا به سال 1791 گسیل کرد و گزارش 500 صفحه ای از ماموریت خود درباره نهاد های نظامی – اداری در اتریشو سایر نقاط اروپا تهیه کرد در این گزارش در باب ضرورت اصلاح دولت ، جامعه و تفکر سیاسی مطالبی ارائه داد. در سال 1791 بیست و دو تن از مقامات دیوانمی ، نظامی و مذهبی به دستور سلطان سلیم نظرات و پیشنهادهای اصلاحی خود را به صورت لایحه به سلطان ارائه ذاذند. از دیگر کار های سلیم تاسیس سفارتخانه ای دائمی بود که در 1796 سید علی افندی سفارت پاریس را افتتاح کرد . اصلاحات سلیم موسوم به نظام جدید مقارن انقلاب کبیر فرانسه و رسوخ افکار انقلابی در سراسر جهان اتفاق افتاد. تاثیر انقلاب کبیر فرانسه در سه مقوله آزادی ، برابری و ملیت در جامعه عثمانی قابل بررسی است که اساس پیوستگی گروهی یا قومی و هویت و وفاذاری را تغییر دادو موجب تشکیل اهداف و شیوه های جدیدی شد.

در بهار 1798 احمد عاطف افندی رئیس الکتاب گزارشی مفصل درباره انقلاب کبیر فرانسه به سلطان ارائه داد. سعید حالت افندی سفیر عثمانی در اروپا (1806-1802) نیز گزارشی مشابه از انقلاب کبیر فرانسه به باب عالی ارسال کرد.

علاوه بر گزارش های رسمی مقامات سیاسی ، افکار اقلاب فرانسه در منابع تاریخ نگاری هم انعکاس یافت از جمله احمد عاصم افندی (1819- 1775) در تاریخ خود به طرح مباحث انقلاب فرانسه می پردازد. احمد جودت پاشا (1865- 1822) بررسی عمیق تر و مستند تری در این خصوص انجام می دهد. نشانی زاده در تاریخ خود ضمن بحث از انقلاب فرانسه ، ماهیت گرد همایی مشورتی را توضیح می دهد. مطالب فوق شمه ای از نخستین آشنایی و انعکاس تحولات جدید مغرب زمین در جامعه عثمانی بود که از دیدگاه تاریخ فکر معاصر قابل مطالعه و تحلیل است

منابع

1.ملاحظات عمر طالب در حواشی نسخه خطی تاریخ هند غربی به کوشش زکی ولیدی طوغان ، آنکارا ، 1947.

2.حاجی خلیفه: رساله اصلاح الحلال ، ضمیمه قوانین آل عثمان نوشته عین علی ، چاپ سنگی 1653، استانبول.

3. رساله اسف نامه از لطفی پاشا در کتاب

Sebri F. Olencer : Iktisadi I nhitat tarihimizin anlak ve zihniyet mesele leri, Ankara ,1951.

4. گزارش ابراهیم متفرقه در کتاب                                             

Faik. Resit Onat : Ahmet III devrine ait bir Islshst takriri Ankara, 1965.

5. احمد عاصم افندی : وقایع نامه .

6. احمد جودت پاشا: تاریخ جودت.

7. احمد بن لطف الله( منجم باشی ) : تاریخ جهان



عضو هیأت علمی دانشگاه و پژوهشگر تاریخ و فرهنگ ترکیه. [1]


موضوعات مرتبط: تاریخ تركيه
[ دوشنبه دوم دی 1392 ] [ 15:51 ] [ رضا دهقانی ]

 

بررسي نظريه ي رابرت کوهن و جوزف ناي

رابرت کوهن و جوزف ناي را مهم ترين و اصلي ترين پديد آورندگان نظريه ي وابستگي متقابل مي دانند. انديشه آنان در پاره اي از کتب و تحليلها در گروه نظريه هاي کارکرد گرا و در برخي از مباحث در گروه نظريه هاي همگرايي دسته بندي مي شود. اما در اين بررسي به دليل آنکه پايه هاي نظريه آنان وجوه مشترک فراواني با نگرش ليبراليستي دارد، با اندکي مسامحه آنان را در گروه صاحب نظراني قرار مي دهيم که به دگرگوني تدريجي جهان معتقدند.

کوهن و ناي در دهه 1970کوشيدند با طرح نگرشهايي نو نشان دهند که قالب فکري واقع گرايي تنها قالبي نيست که بتوان روابط بين الملل را بر اساس آن توضيح داد. آنان به چالش با رئاليسم و مفاهيم بنيادين آن پرداختند و کوشيدند تا با طرح مفهوم و چهارچوب نظري وابستگي متقابل، شيوه متفاوتي را براي فهم روابط بين الملل مطرح سازند. نظريه پردازي آنان در زماني آغاز شد که جنگ ويتنام با ناکامي ايالات متحده به عنوان برترين قدرت نظامي جهان پايان يافته بود، ناکارآمدي ابزار زور و اعمال قدرت نظامي مشخص شده بود، مسائل اقتصادي اهميت فوق العاده خود را در روابط بين الملل به ظهور رسانده بود، اوپک به عنوان قدرت جديد اقتصادي پديدار گشته بود، نيکسون به طور يکجانبه نظام مالي بين الملل و قرار داد بر تن وودز را لغو کرده بود، اختلافات نظامي ميان اعراب و اسرائيل پس از دو جنگ کاهش يافته و اختلافات تجاري ميان امريکا و ژاپن سربرآورده بود. در اين شرايط ناي و کوهن انديشيدند که جهان در معرض دگرگوني بنيادي قرار گرفته و در جريان اين دگرگوني، قاعده تعارض و تضارب و رويارويي مبتني بر تخاصم براي قدرت بيشتر جاي خود را با وابستگي متقابل و همکاري مي دهد. بنابراين دولت- ملتها به تدريج رقباي جديد و بازيگران بين المللي جديدي را در کنار خود مي يابند و بدين گونه هم بازيگران جهاني و هم قاعده رفتار آنها دگرگون مي شود. مطالب فوق در کتاب قدرت و وابستگي متقابل (1)- که براي نخستين بار در سال 1977 به چاپ رسيد- درج شد. در اين کتاب تلاش شد تا نظريه رئاليسم مورد نقد قرار گرفته و مفاهيم جديد مطرح شده در قالب وابستگي متقابل با ارائه اطلاعات و داده هاي فراوان تجربي به اثبات برسد. به نظر آنان رئاليسم در دنياي وابستگي متقابل براي توضيح روابط بين الملل بسيار محدود و ناکارآمد است. در نگرش واقع گرايانه، دولت - ملت تنها بازيگران اصلي روابط بين الملل و زور و قدرت نظامي مهم ترين ابزار قابل استفاده در عرصه جهاني و براي پيش برد سياست محسوب مي شوند و همين امرنوعي سلسله مراتب جهاني را به وجود آورده و در ضمن مسائل نظامي- امنيتي را به مسائل اصلي روابط بين الملل مبدل مي سازد. اما در دنياي وابستگي متقابل شرايط کاملا متفاوت است. در اين شرايط بازيگران مهمي به جز دولت- ملتها وجود دارند. قدرت نظامي و اعمال زور تنها ابزار مفيد، سودمند و اثرگذار در عرصه روابط بين الملل نيست و تأثير و اهميت خود را روز به روز بيشتر از دست مي دهد و نظام سلسله مراتبي به گونه اي که رئاليسم بر آن اصرار دارد، رنگ مي بازد. در اين شرايط منابع موجود در عرصه جهاني توزيع شده و همکاري داوطلبانه جايگزين تعارض و مخاصمه مي شود(Keohane & Nye,1977,pp.5-35).

مفهوم وابستگي متقابل و وابستگي متقابل پيچيده

مدل وابستگي متقابل گامي به جلو براي شناخت پديده هاي جهاني فراتر از تعاملات دولتها محسوب مي شود. برخي از خصوصيات اين مدل را در عناوين ذيل مي توان خلاصه کرد:

1. بازيگران روابط بين الملل تنها دولتها نيستند؛ شرکتهاي چند مليتي و سازمانها و رژيمهاي بين المللي بازيگران جديدي هستند که در کنار دولتها نقش آفريني مي کنند.

‏2. مسائل اساسي جهان ديگر تنها مسائل نظامي ، امنيتي و استراتژيک نيست ، بلکه مسائل ‏اقتصادي ، زيست محيطي ،اجتماعي و فرهنگي اهميت بيشتري يافته اند . اين دگرگوني حرکت ‏از سوي سياست حاد (2) به سوي سياست ملايم (3) خوانده مي شود . به همين دليل نيز کاربرد زور ‏و قدرت نظامي کمتر و همکاريهاي اقتصادي ، اجتماعي بيشتر مي شود . ‏

‏3. قاعده رفتار در عرصه جهاني از تعارض و مخاصمه به همکاريهاي فراملي تغيير کرده است ‏‏. در شرايط وابستگي متقابل قاعده بازي ديگر بازي حاصل جمع صفر (4) نيست ، بلکه برد و باخت مي ‏تواند به طور يکسان براي همه طرفهاي بازي باشد . در روابط بين الملل برد يک بازيگر لزوما ‏به معني باخت ديگري نيست و بازي جديد مي تواند دو يا چند برنده و بازنده داشته باشد .‏

‏4. سلسله مراتب قدرت که مبتني بر قدرت نظامي بود جاي خود را به شبکه پيچيده اي از ‏همکاريها مي دهد که ديگر سلسله مراتبي نيست . ‏

ناي و کوهن معتقدند که با طرح مفهوم وابستگي متقابل مباحثه جديدي را در عرصه روابط بين ‏الملل آغاز کرده اند . مباحثه اول در روابط بين الملل بين ايدئاليستها يا آرمان گرايان و رئاليستها ‏يا واقع گرايان بود . مباحثه دوم به لحاظ روش شناختي بين سنت گرايان ورفتارگرايان يا علم ‏گرايان جديد در گرفت و از نظر آنان مباحثه سوم ميان واقع گرايان ، هواداران وابستگي متقابل ‏و نيز راديکالهاي منتقد در جريان است . واقع گرايي کوشيد تا نشان دهد سياست جهاني در « ‏وضعيت جنگي » بالقوه قرار دارد و دولتها دايما در معرض منازعه و مخاصمه اند . البته نبايد ‏با ساده انديشي پنداشت که جنگ و نظامي گري و مسائل امنيتي و استراتژيک از جهان رخت ‏بربسته است و همه جهانيان به اين نتيجه رسيده اند که جنگ را کنار بگذارند و به سراغ ‏همکاريهاي مبتني بر وابستگي متقابل بروند . از نظر کوهن : ‏

‏طبق تعبير عمومي ، وابستگي به معناي وضعيتي است که در آن دولتي شديدا تحت تأثير ‏نيروهاي خارجي بوده يا کاملا به وسيله آن شکل مي گيرد . وابستگي متقابل نيز به عبارت ساده ‏به معناي وابستگي دو طرفه است . وابستگي متقابل در سياست جهاني به وضعيتي اشاره دارد ‏که در آن بين کشورها يا بازيگران داخلي کشورهاي مختلف تأثيرگذاري متقابل وجود دارد . اين ‏تأثيرگذاريها اغلب از مبادلات بين المللي - نقل و انتقال پول ، کالا ، افراد و پيام در سطح بين ‏المللي - ريشه مي گيرد . اين مبادلات پس از جنگ جهاني دوم افزايش شديدي يافته و در دهه ‏هاي اخير شاهد گرايشي کلي به سوي مضاعف شدن هر ده سال يک بار بسياري از اشکال پيوند ‏متقابل انسانها در فراسوي مرزهاي ملي بوده ايم ( بزرگي ، 1375 ، ص 942 ) . ‏

البته از نظر اين دو متفکر اصطلاح وابستگي متقابل تنها به وضعيتهايي که متضمن منفعت دو ‏طرف است ، محدود نمي شود و فقط در حالتي نيست که خطر کاربرد نيروي نظامي کم و سطح ‏منازعه پايين است ؛ زيرا امريکا و اتحاد شوروي ( سابق ) به لحاظ نظامي و استراتژيک ‏وابستگي متقابل داشتند ( بزرگي ، 1375 ، ص 943 ) . البته حتي در اين نوع وابستگي متقابل ‏سياسي – نظامي قاعده بازي مي تواند حاصل جمع صفر نباشد . به علاوه نبايد پنداشت که در ‏وابستگي متقابل همواره برابري کامل وجود دارد . وابستگي متقابل با وابستگي دو طرفه متقارن ‏و برابر و يکسان نيست . عدم تقارن در وضعيت وابستگي به احتمال قوي موجب اعمال نفوذ ‏يکي از طرفين روي طرف مقابل مي شود ( بزرگي ، 1375 ، ص 944 و 945 ) . ‏

ناي و کوهن نظريه خود را با طرح مفهوم وابستگي متقابل پيچيده(5) تکامل مي بخشند . وابستگي ‏متقابل پيچيده از نظر ايشان يک نوع آرماني در مقابل نوع آرماني واقع گرايي يعني منازعه ‏دايمي براي افزايش برتري است . از نظر کوهن و ناي وابستگي متقابل پيچيده سه ويژگي ‏اساسي دارد : ‏

‏1.‏مجاري چندگانه (6)ميان جوامع ارتباط برقرار مي کند ، اين مجاري عبارت اند از : ‏روابط غيررسمي ميان نخبگان دولتي و ترتيبات رسمي وزارتخانه هاي امور ‏خارجه ، روابط غيررسمي ميان نخبگان غيردولتي ( روابط رو در رو و ارتباطات دوربرد) و ‏سازمانهاي فراملي ( مثل بانکها يا شرکتهاي چند مليتي ) . اين مجاري را مي توان در روابط بين ‏الملل دولتي ، فرادولتي و فراملي خلاصه کرد ... و وقتي مصداق مي يابند که اين فرض را ‏ناديده بگيريم که دولتها تنها بازيگران عرصه سياست جهاني اند . ‏

‏2.‏مفاهيم روابط بين دولتي از مسائل گوناگوني تشکيل مي شود که بر آنها نوعي سلسله ‏مراتب روشن يا ثابت حاکم نيست . بدين معني که امنيت نظامي همواره در رأس مسائل ‏قرار ندارد ... . تمايز ميان مسائل داخلي و خارجي دچار ابهام مي شود ... . سياست ‏مرزي نمي شناسد .‏

‏3.‏در چهارچوب منطقه يا مسائلي که وابستگي متقابل پيچيده بر آنها حاکم است ، دولتها به ‏کاربرد نيروي نظامي بر عليه يکديگر متوسل نمي شوند . ولي در روابط بين اين دولتها ‏در زمينه مسائل ديگر يا در روابط آنها با دولتهاي خارج از منطقه مذکور ، نيروي ‏نظامي ممکن است اهميت داشته باشد ( بزرگي ، 1375 ، ص 947-948 ) .‏

اين سه ويژگي اصلي ، فرايندهاي سياسي و جهاني متمايزي را به وجود مي آورد که منابع قدرت ‏را به قدرت به عنوان نيروي کنترل نتايج تبديل مي کند ( بزرگي ، 1375 ، ص 953 ) . براي ‏مثال استراتژيهاي پيوند(7)، جايگزين استراتژيهاي تحميل و اعمال زور مي شود . وقتي اعمال ‏قدرت نظامي تنها راه پيشبرد و اهداف سياست خارجي نيست ، ايجاد پيوندهاي اقتصادي و ‏اجتماعي بين بازيگران مختلف روابط بين الملل به بهترين طريق دستيابي به اهداف خارجي بدل ‏خواهد شد . شبکه هاي سياست گذاري فرادولتي و فراملي نقش اساسي را در شکل دادن به ‏رفتارهاي جهاني بازيگران ايفا مي کنند و نقش مستقل سازمانهاي بين المللي در اين زمان ‏برخلاف نظر واقع گرايان گسترش مي يابد ( بزرگي ، 1375 ، ص 955 – 960 ).

براساس نظريه ناي و کوهن ، هژموني و تفوق يک قدرت بر مبناي قدرت نظامي در دنياي ‏وابستگي متقابل به پايان رسيده است . اين معنايي است که کوهن در کتاب مابعد هژموني(8) قصد ‏بيان آن را دارد . به نظر آنان ديگر نمي توان جهان را براساس نظام سلسله مراتبي يک دولت ‏هژمون در رأس آن قرار داد و بقيه بازيگران اصلي يعني دولتها را که تابع تصميمات او هستند ‏توضيح داد . دنياي ‏جديد ، دنياي وابستگي متقابل مجموعه اي از بازيگران دولتي و غير دولتي است که در آن شبکه ‏هاي پيچيده اي از همکاري و تعامل و تعارض وجود دارد که هيچ قدرت کاملا برتر و مسلطي ‏در آن قابل تشخيص نيست . تفوق برتري و تسلط ، ديگر مفاهيم کاملا کارامدي براي توضيح ‏روابط بين الملل نيستند ( ‏Keohane, 1984 ,p . 365‎‏ ) .‏

در عوض به عقيده آنان جهان به تدريج به سوي همگرايي مي رود . البته همگرايي مورد نظر ‏ناي و کوهن با همگرايي مورد نظر کارل دويچ و ارنست هاس تا حدودي متفاوت است . آنان ‏اصطلاح همگرايي را به معني « هر درجه اي از همبستگي بين بازيگران از اين يا آن جنبه » ‏به کار مي برند . زيرا با اين معني همگرايي ، انواع مختلف آن مثل همگرايي اقتصادي ، ‏اجتماعي ، سياست گذاري و نهادي در حال شکل گرفتن است . در عرصه اقتصادي منظور از ‏همگرايي صرفا افزايش حجم مبادلات يا شکل گيري نهادهاي مشترک تصميم گيري نيست . ‏

ممکن است سطح و حجم مبادلات اقتصادي بين دو يا چند کشور افزايش نيابد ، اما وابستگي ‏متقابل و همگرايي آنها بيشتر شود . معياري که در اين زمينه ارائه مي شود معيار حساسيت (9)‏است . حساسيت بدين معني است که تحولات و روابط اقتصادي چند بازيگر بين المللي اهميت و ‏تأثير فوق العاده اي براي ديگري دارد . ممکن است حجم مبادلات در کشور تغييري نکند ، اما ‏اهميت ، تأثير و حساسيت مبادله براي آنها افزايش يابد و اين به معني افزايش وابستگي متقابل ‏ميان آنهاست . اين امر به تدريج موجب مي شود که درجه اي از همبستگي ميان بازيگران ‏اقتصادي ‏شکل گيرد ، زيرا آسيب پذيري آنها از هم بالا مي رود و افزايش ميزان همبستگي پيوند مي تواند ‏به افزايش منافع آنها بينجامد ( ‏Keohane, 1984, PP. 366-368‎‏ ) .‏

در عرصه اجتماعي و فرهنگي نيز با گسترش فناوري ارتباطات و اطلاعات و نيز رشد حيرت ‏انگيز سازمانها و مؤسسات غيردولتي و اصناف و گروهها در داخل و خارج کشورها ، ميزان ‏حساسيتها و تأثيرپذيري جوامع مختلف بر يکديگر افزايش مي يابد . دولتها مي توانند اين ‏حساسيتها را تشديد يا تعديل کنند ، ولي نمي توانند کاملا آنها را تحت کنترل در آوردند . انديشه ‏ها و آگاهي مردمان و نخبگان در جوامع مختلف به شدت از هم تأثير پذيرفته و فرايندهاي ‏فرهنگي و اجتماعي يکديگر را تحت تأثير قرار مي دهد . ‏

همگراييهاي اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي در مناطقي که سطوح بالاتري از تأثيرگذاري و ‏حساسيت وجود دارد مي تواند به شکل گيري روند سياسي و نيز نهادهاي مشترک سياست گذاري ‏منجر شود . همان گونه که در اروپا به تدريج و علي رغم وجود منازعات مختلف ، نهاد اتحاديه ‏اروپا شکل گرفت . پيدايش و قدرت يابي تدريجي ناتو ، موافقتنامه عمومي تعرفه و تجارت و ‏سازمان همکاري و توسعه اقتصادي ، نمونه هاي بارزي از شکل گيري همگرايي در عرصه ‏هاي نهادي و تصميم گيري اند ( ‏Keohane, 1984, PP. 374-396‎‏ ).‏

جهاني شدن و مفهوم جهان گرايي

نگرش ناي و کوهن درباره ي وابستگي متقابل موجب شد تا مفهوم و جريان جهاني شدن براي ‏آنها پذيرفتني باشد و برخلاف بسياري از جريانهاي فکري ، آنان در مقابل اين پديده نه شگفت ‏زده شدند و نه به مقابله با آن و انکارش پرداختند . براي ناي و کوهن جهاني شده فرايندي طبيعي ‏است که نتيجه وابستگي متقابل بوده و در بستر آن اتفاق مي افتد . جهاني شدن امر جديد و قريب ‏الوقوعي نيست ، بلکه شکل تکامل يافته آن چيزي است که آنان در دهه 1970 پيش بيني کرده ‏بودند . اين دو نظريه پرداز مشهور در مقاله اي با عنوان « جهاني شدن : چه چيز جديد است چه ‏چيز نيست » (10)، که در سال 2000 در نشريه فارين پاليسي به چاپ رساندند ، نظريات خود را درباره جهاني شدن ‏به روشني بيان کردند . از نظر آنان جهان شدن اصطلاح و کلمه رايج و پر کاربردي در دهه ‏‏1990 بود ، همانند کلمه وابستگي متقابل در دهه 1970 . اما جهان گرايي امر کاملا جديدي ‏نيست و همان مشخصاتي که بيست سال پيش درباره وابستگي متقابل مطرح شده بود امروز ‏درباره آن اعمال مي شود . دو اصطلاح « وابستگي متقابل » و « جهاني شدن » معاني مختلفي ‏دارند که ناي و کوهن معناي خاصي از آن را در نظر دارند . آنان بيش از آنکه بر روي کلمه ‏جهاني شدن تأکيد کنند به کلمه و مفهوم جهان گرايي (11)مي پردازند . به دليل آنکه جهاني شدن ‏متضمن نوعي سياليت است ، اما جهان گرايي مبين شرايط خاصي است . شرايطي که مي تواند ‏تشديد يا کاهش يابد . وابستگي متقابل به وضعيتي اطلاق مي شود که تأثيرات متقابل و دو طرفه ‏کشورها و بازيگران مختلف جهاني به آن شکل مي دهد . بنابراين جهان گرايي گونه اي ‏وابستگي متقابل است ، اما با دو مشخصه و ويژگي معين . اولين مشخصه جهان گرايي وجود ‏شبکه هايي از به هم پيوستگي ( روابط چند جانبه ) است و نه يک پيوستگي واحد . مثلا ميان ‏ژاپن و امريکا وابستگي متقابل نظامي و اقتصادي وجود دارد ، ولي اين وابستگي مصداق جهان ‏گرايي آنها نيست . وابستگي متقابل امريکا و ژاپن بخشي از جهان گرايي کنوني است ، اما به ‏خودي خود جهان گرايي نيست

(keohane & nye , 2000, p . 104).

دومين مشخصه ، وجود شبکه اي از روابط است که جهاني باشد ، بدين معني که بايد شامل ‏روابط فراتر از قاره ها و بين قاره ها باشد و وجود شبکه هاي ساده منطقه اي در اين زمينه ‏تکافو نمي کند ، « فاصله » متغيري حذف شدني است و بايد بتواند دو سوي کاملا دور کره ‏زمين مثلا از امريکا تا استراليا را به هم تصل کند . تفاوت عميقي بين روابط منطقه اي مثلا ‏وابستگي متقابل ژاپن و هند يا مصر و افريقاي جنوبي با جهاني شدن وجود دارد . جهاني شدن به ‏از ميان بردن فواصل و مسافتهاي دور در روابط بين بازيگران جهاني اطلاق مي شود و از اين ‏نظر در مقابل بومي شدن ، ملي شدن و منطقه اي شدن قرار دارد . به طور مثال گسترش اسلام ‏از سرزمينهاي عربي تا شرق آسيا مصداق بارز جهاني شدن است ، اما گسرش هندوئيسم در شبه قاره هند چنين ‏نيست يا همکاريهاي اقتصادي آسيا – اقيانوسيه مصداق جهاني شدن است ولي همکاريهاي ‏اقتصادي در جنوب شرقي آسيا مصداق منطقه گرايي است . ‏

از نظر ناي و کوهن شکلهاي مختلفي براي جهان گرايي وجوددارد : ‏

‏1.‏جهان گرايي اقتصادي که شامل جريان بين قاره اي و ما بين فاصله هاي دور کالا ، ‏خدمات و سرمايه مي شود ؛ به علاوه جريان اطلاعات و ذهنيتهايي که موجب مبادله در ‏بازار جهاني مي شود . همچنين شامل سازمانهايي است که اين جريانها را به هم متصل ‏کرده و امکان به هم پيوستن بازارهاي آسيا ، اروپا و امريکا را به طور مثال به وجود ‏مي آورد . ‏

‏2.جهان گرايي نظامي که شامل شبکه هايي از وابستگي متقابل مي شود و اعمال زور ، ‏تهديد و امنيت را از راه دور امکان پذير مي سازد . « موازنه وحشت » در دوران ‏جنگ سرد ميان آمريکا و شوروي نمونه اي از جهان گرايي نظامي است . ‏

‏3.‏جهان گرايي زيست محيطي که به حمل و نقل مواد و محصولات در جو يا اقيانوسها ، ‏اکتشافات بيولوژيک و مولوژنتيکي بهداشت جهاني و امثال آن مربوط مي شود و مشکل پديد آمده براي ‏لايه ي ازن ، گسترش جهاني ويروس ايدز و انهدام محيط زيست به وسيله فعاليتهاي ‏انساني مثالهاي آشکار آن است . ‏

4. جهان گرايي فرهنگي و اجتماعي که شامل حرکت انديشه هاي ، اطلاعات ، ذهنيتها و مردمان در سراسر جهان مي شود . گسترش جهاني مذهب يا شيوه هاي دانش علمي نمونه هايي از آن هستند . حرکت و مبادله جهاني انديشه ها ، اطلاعات و ارزشها از طريق فناوري جديد ارتباطات موجب مي شود تا تمامي حوزه هاي زندگي اجتماعي از ارزشهاي سياسي گرفته تا رفتارهاي فردي تحت تأثير قرار گيرند . اينکه جهان گرايي به ابعاد مختلف تقسيم مي شود به معناي آن نيست که همگي يکسان و هم زمان و همراه با هم وجود داشته اند . از نظر اين دو متفکر ، اوج جهان گرايي اقتصادي در فاصله سالهاي 1850-1914 بوده است و در چهل سال بعد يعني 1914-1954 جهان گرايي اقتصادي به شدت افول مي کند و سپس دوباره اوج مي گيرد . در حالي که جهان گرايي نظامي در فاصله سالهاي 1914-1945 و پس از آن پديد آمد و اوج گرفت . بنابراين به دشواري مي توان گفت که جهاني شدن در کدام يک از اين دورانها افزايش يا کاهش يافته است و بستگي دارد به اينکه کدام بعد مورد توجه قرار گيرد

(keohane & nye , 2000 ,pp . 105- 106)

از نظر ناي و کوهن برخلاف کاربرد روزمره مردم عامي ، جهان گرايي و جهاني شدن تا حدودي با هم متفاوت اند . جهان گرايي ريشه هاي کهن و تاريخي ديرينه دارد ، اما جهاني شدن به معني فرايند افزايش جهان گرايي در شرايط کنوني است. بنابراين جهاني شدن پديده اي جديد اما جهان گرايي قديمي و ريشه دار است. جهان گرايي را مي توان در طول تاريخ يافت، که زماني رقيق و اندک بوده و زماني ديگر غليظ و پر حجم شده است. به طور مثال زماني که جاده ابريشم نوعي پيوند اقتصادي و فرهنگي ميان اروپا و آسياي قديم پديد آورد و امکان مبادله کالا و تجارت و رفت و آمد مردمان را فراهم کرد، نوعي جهان گرايي رقيق به وجود آمد. اما از دهه 1980 به بعد آن گونه که ديويد هلد و همکارانش نشان مي دهند، جهان گرايي غليظ و پر حجم به وجود آمده است. البته جهان گرايي امروز با جهان گرايي قرن نوزدهم بسيار متفاوت است؛ زيرا امپرياليستهاي قرن نوزدهم ساختارهاي سياسي و امکانات ارتباطات و حمل و نقل را به گونه اي به وجود آوردند که صرفا براي افرادي خاص کاربرد داشت. اما به سادگي نمي توان گفت که جهان گرايي امروز کاملا به طور بنيادي با بيست سال پيش متفاوت است. زيرا تفاوت بنيادي در شيوه هاي به هم پيوستگي جهان به وجود نيامده است. آن گونه که روزنامه نگاراني مثل توماس فريدمن معتقدند، جهاني شدن در شرايط کنوني وسيع تر، سريع تر، عميق تر و ارزان تر از گذشته است

(keohane & nye , 2000 , pp . 106 - 107)

شاخصهاي جديد جهان گرايي

درجه، نوع، غلظت و حجم جهان گرايي در پايان قرن بيستم به دليل سه تحول اساسي تغيير کرده است:

1. فشردگي و تراکم شبکه ها. اقتصاد گرايان اصطلاح «شبکه تأثيرات» را به معناي محصولي که ويژگيهاي بسياري داشته باشد و مردمان مختلف بتوانند از آن استفاده کنند به کار مي برند، مانند اينترنت. جوزف اسپيگليتز(12) رئيس قبلي بانک جهاني معتقد است که اقتصاد مبتني بر دانش، موجب پيدايش نوعي تسري قدرتمند تأثيرات(13) شده است که مانند حريقي تمامي محيط اقتصادي اطراف خود را در برمي گيرد. افزايش وابستگي متقابل و جهان گرايي موجب شده است روابط نظام مند ميان شبکه هاي مختلف نيز افزايش يابد. به طور مثال افزايش تجارت بر صنعت، گسترش صنعت بر محيط زيست و تخريب محيط زيست بر جنبشهاي سياسي- اجتماعي تأثير مي گذارد. وابستگي متقابل در حوزه تجارت به وابستگي متقابل در حوزه محيط زيست نيز منجر خواهد شد.

جولاي سال 1997 زماني که بحران مالي تايلند به تدريج به سراسر جهان گسترش يافت و بحران مالي و بانکي در منطقه اي کوچک به بحراني جهاني مبدل شد، به هم پيوستگي شبکه هاي جهاني مالي بيش از هر زمان مشخص گرديد. گر چه بانک جهاني و صندوق بين المللي پول سياستهايي را براي غلبه بر بحران اتخاذ کردند اما حتي امريکا، روسيه و برزيل در آن سوي جهان، سياستگذاريهاي اقتصادي ويژه اي را براي گريز از اين بحران در پيش گرفتند.

به هر حال جهان گرايي اقتصادي چيز جديدي نيست. در واقع گسترش سرمايه گذاريهاي فرامرزي که در سال 1997 شدت گرفت در تاريخ اقتصاد جهاني بي سابقه نبوده است. بازار جهاني سرمايه در ابتداي قرن بيستم فشرده تر و همگراتر از انتهاي آن بوده است. در چهار دهه قبل از 1914 جريان سرمايه از بريتانيا به خارج به طور متوسط 5 درصد توليد ناخالص داخلي بود که در مقايسه با رقم 2 و 3 درصدي ژاپن در دهه 1990 بسيار بالاتر است. بحران مالي سالهاي 1997-1999 اولين بحران نبود که در عرصه جهاني تأثير گذاشت، بلکه بحران سه شنبه سياه وال استريت در سال 1929 و سقوط بانکهاي اتريش در سال 1931 نمونه هاي قبلي آن بودند.

اما جهان گرايي در دهه 90 ويژگيهاي متفاوتي دارد. شبکه هاي گسترده جهاني نه تنها موجب شدند که بحران اين بار از امريکا به بقيه نقاط جهان گسترش يابد، بلکه شيوه هاي جديدي نيز براي مديريت هدايت و غلبه بر بحران به وجود آورد. نوعي رقابت و هم ترازي ميان نظامهاي به هم پيوسته جهاني و حکومتها و نيروهاي متنوع تأثيرگذار در حوزه فرهنگ ديده مي شود که شرايطي بسيار پيچيده را به وجود آورده و وضعيت را دچار بي ثباتي مي کند. جهاني شدن صرفا بر حکومت کردن تأثير نمي گذارد، بلکه گاهي از آن تأثير مي پذيرد. بحران سالهاي 1997-1999 باعث پديد آمدن جنبشهاي مردمي شد که خواهان محدودسازي جهاني شدن بودند و اين ممکن است موجب شود که جهاني شدن در شکل کنوني خود پايدار نباشد ( Keohane & Nye, 2000, pp. 107-108)

2. سرعت و شدت نهادي. انقلاب اطلاعات در قلب و مرکز اصلي جهاني شدن اقتصادي- اجتماعي قرار دارد. اين انقلاب امکان کار و تأثير بر سازمانهاي فراملي را به وجود مي آورد، بازارها را گسترش مي دهد و تقسيم بين المللي کار را تسهيل مي کند. جهان گرايي نظامي با انقلاب ارتباطات ممکن مي شود. اين امر در جنگ جهاني دوم وجنگ سرد سابقه داشت، اما انقلاب ارتباطات، طبيعت و وابستگي متقابل نظامي را چنان تغيير داد که ماهيت روابط نظامي دگرگون شد. جهان گرايي زيست محيطي در اثر استفاده گسترده از ذغال سنگ، نفت، فولاد، ماشين و شيمي پديد آمده است. اين پديده ي متأخري است که از انقلاب اطلاعات به غايت تأثير پذيرفته است.

گام نخست براي جهان گرايي ارتباطات در سال 1866 برداشته شد، هنگامي که خطوط و کابلهاي تلگراف فراتر از اقيانوس اطلس رفت و نيويورک و لندن را به هم متصل کرد. با اين تحول بزرگ، اطلاعاتي که هفته ها براي انتقال آن زمان نياز بود، .ظرف چند دقيقه مبادله مي شد. چنين تحول و تفاوتي با گسترش جهاني اينترنت ايجاد شد. تفاوت سرعت و شدت تبادل اطلاعات با اينترنت، نسبت به ارتباط با تلفن و خطوط حمل و نقل صدها برابر شده است. با استفاده از اينترنت ميزان مبادلات تلفن در دوسوي اقيانوس اطلس به چند سنت رسيده و بسياري از فعاليتهاي ارتباطي، نامه نگاري، برگزاري جلسه، ارائه روزنامه و حتي خدمات بازرگاني و بانکي ظرف چند ثانيه صورت مي گيرد. کافي است فردي به يک رايانه شخصي دسترسي داشته باشد تا بتواند صدها خدمات ارتباطي را در سراسر جهان دريافت کند ( Keohane & Nye, 2000, p.109) .

تحول در ارتباطات موجب افزايش حجم و غلظت جهان گرايي شده است و نه تنها سرعت انتقال پيام را افزايش داده بلکه سرعت و شدت را نهادينه ساخته است. انتقال اخبار و اطلاعات و روابط رسمي مالي ، اداري و علمي از طريق اينترنت به گونه اي نهادينه شده است که به نظر برخي از صاحب نظران، ارتباط از طريق کاغذ به فراموشي سپرده مي شود و نهادهاي مختلف از طريق اينترنت به پيوستگي شديد و ارتباطات فوق العاده سريعي دست مي يابند.

3. مشارکت فارملي و وابستگي متقابل پيچيده. کاهش هزينه ارتباطات تعداد بازيگران فعال جهاني را افزايش داده و وابستگي متقابل پيچيده ميان آنها را تشديد کرده است. اين مفهوم با سه ويژگي اصلي توصيف مي شود: وجود کانالهاي چند گانه ميان جوامع با بازيگران متعددي که فقط دولتها نيستند، موضوعات و مسائل چند گانه که تنها به وسيله سلسله مراتب داخلي يا جهاني تعريف نمي شود، خاريج شدن تهديد به استفاده از زور در ميان دولتها و کشورهايي که متصل به وابستگي متقابل پيچيده اند.

ناي و کوهن اصطلاح وابستگي متقابل پيچيده را در دهه 1970 براي توضيح روابط پديد آمده ميان دموکراسيهاي تکثرگرا به کار بردند و کاملا روشن بود که اين خصوصيت شامل همه ابعاد روابط اتحاد شوروي( سابق) و امريکا نمي شد يا سياستهاي جاري در خاورميانه، افريقا يا امريکاي لاتين را توضيح نمي داد. اين دو متفکر ضمن تأکيد بر اين امر معتقدند که روابط مالي در عرصه جهاني در پايان دهه 1990 تا حدودي شبيه به دهه 1970 است و در جهان، وابستگي متقابل پيچيده سياست دچار تحول شده است و اهداف و ابزارهاي «سياست دولت» ، فرايندها و پيوندهايي که بدان شکل مي دهند و اهميت سازمانهاي بين المللي، تغييرات زيادي کرده است. آنان اين تحولات را بدين گونه به زبان جهان گرايي ترجمه مي کنند که در شرايط تشديد وابستگي متقابل پيچيده و در بخشي از جهان که در اين مرحله قرار مي گيرد، سطح جهان گرايي اقتصاد، زيست محيطي و اجتماعي، بالا و سطح جهان گرايي نظامي، پايين است. تا پايان جنگ سرد وابستگي متقابل پيچيده بين قاره اي تنها در حوزه نفوذ ايالات متحده وجود داشت و با کمک نهادهايي چون فائو و صندوق بين المللي پول کشورهاي تحت نفوذ امريکا را در بر مي گرفت. ولي با فروپاشي بلوک شرق وتوسعه تدريجي ناتو به شرق، دامنه وابستگي متقابل پيچيده در حال افزايش است و بسياري از کشورهاي شرق اروپا را نيز در برمي گيرد. حتي امروز نيز نمي توان وابستگي متقابل پيچيده را امري جهاني و جهان شمول خواند. اعمال قدرت نظامي و تهديد به استفاده از زور از تايوان تا عراق و يوگسلاوي و از کشمير تا صحراي افريقا را در برمي گيرد. اين سرزمينها هنوز در محيط وابستگي متقابل پيچيده و کاهش کاربرد زور و نظامي گري قرار نگرفته اند. اما گسترش فناوري اطلاعات و ارتباطات موجب شده تا جنبه هاي خشن و غير انساني تحولات داخلي يادرگيريهاي اين مناطق چنان فشاري را بر افکار عمومي وارد کند که امکان مداخلات بشر دوستانه در اين مناطق فراهم شود. مانند بوسني و هرزگوين که نمايش فجايع جاري در اين مناطق از طريق ماهواره ها، امکان مداخله بشر دوستانه و حل و فصل مسائل آن را فراهم ساخت ( Keohane & Nye, 2000, pp. 110-112).

بنابراين سرعت انتقال پيام و سرعت نهادينه شده و تأثير گذاري متقابل در عرصه جهاني از ويژگيهاي عمده جهان گرايي جديد و جهاني شدن است، که تمامي حوزه هاي حيات بين المللي را تحت تأثير خود قرار داده و براي بيشتر انسانها امکان برقرار ارتباط از راه دور فراهم ساخته است. ناي و کوهن با نقل اين مضمون از فريدمن به تأييد نظر او مي پردازند که اين تحول دموکراتيزاسيون در فناوري، امور مالي و اطلاعات است که کاهش هزينه هاي دستيابي به اين پديده ها را از انحصار طبقات ممتاز خارج کرده است ( Keohane & Nye, 2000, p.33).

فراگيري تکثر گرايي و دموکراسي

ناي و کوهن نيز مانند بسياري از متفکران ليبرال معتقدند که فرايند گسترش مردم گرايي و تکثر يکي از نتايج ناگزير جهان گرايي است . البته از ديدگاه آنان دموکراتيزاسيون لغت خوبي براي توضيح اين مفهوم نيست. زيرا دموکراسي نوعي برابري را به ذهن متبادر مي کند که در اين شرايط جديد وجود ندارد، به خصوص در بازار سرمايه از نظر آنان تکثر گرايي (14) کلمه مناسب تري است. تکثر گرايي به معني افزايش فراوان تعداد و انواع مشارکت کنندگان در شبکه هاي جهاني است. در دهه 1990 تعداد سازمانهاي بين المللي غير دولتي از 6600 به بيش از 26 هزار رسيده است. در ميان اين سازمانهاي غير دولتي (NGOها) (15) سازمانهايي وجود دارد از سازمان «صلح سبز» و «عفو بين الملل» گرفته تا سازمانهاي کوچکي که با 2 يا 3 فاکس مودم خود را به تمامي جهان مرتبط مي کنند .سازمانهاي غير دولتي در ابتداي قرن بيست و يکم بيش از هر زمان مي توانند صداي خود را به جهانيان برسانند. اعتراض گسترده و عمومي آنها در برابر سازمان تجارت جهاني در سال 1999 نمونه بارزي از اين امر است

( Keohane & Nye, 2000, pp. 113-114).

به هر حال گسترش کانالهاي ارتباطي بين المللي و افزايش تعداد بازيگران سبب شده تا ميزان مشارکت بازيگران متنوع و متعدد جديد در روند جهاني افزايش يابد و از ميزان تمرکز در عرصه جهاني کاسته شود. اين تکثر، حقوق گسترده تر و هسمازي بيشتر افکار عمومي بين المللي را به دنبال خواهد داشت. اين امر به تدريج نگرشهاي مردم گرا را در جهان افزايش داده و ديدگاههاي نخبگان جهاني را در اين زمينه به يکديگر نزديک مي کند. البته اين امر از اهميت سياست و تقابلهاي سياسي نمي کاهد؛ بلکه ماهيت و شيوه آن را تغيير مي دهد. در اين شرايط ديگر انجام هر کاري بدون ارضاي افکار عمومي جهاني امکان پذير نيست و ملتها آگاهيهاي بيشتري درباره حقوق خود مي يابند( Keohane & Nye, 2000, pp. 115-116).

چه چيزي جديد است؟

حال سؤال اساسي اين است که در جهان گرايي اخير چه چيزي جديد است؟ پاسخ ناي و کوهن اين است که عمق، غلظت و حجم ارتباط متقابل شبکه ها افزايش يافته و داراي تأثيرات نظام مند شده که سابقه نداشته است. البته جهان گرايي پر حجم و عميق در همه جا يکسان نيست و در مناطق و سرزمينهاي متفاوت فرق مي کند. البته کاهش هزينه هاي ارتباطات که موجب افزايش سرعت نهادينه شده و نظام مند مبادله پيام ازدور دست شده، در همه جا صدق نمي کند. گسترش ارتباطات و اطلاعات و پيوندهاي متقابل جهاني با شدت و ضعف متفاوت همچنان ادامه داشته و فراگيرتر مي شود و به تدريج« وابستگي متقابل پيچيده» را به يک « نوع آرماني» جهاني تبديل مي کند. اگر چه نظام دولتهاي داراي حاکميت همچنان ادامه داشته و ساختار مسلط سياست جهاني باقي مي ماند، اما ماهيت و محتواي سياست جهاني در دوران جهاني شدن در حال تغيير است. به گونه اي که توضيح سياست جهاني بدون مفهوم و پديده جهاني شدن غير ممکن است( Keohane & Nye, 2000, p.120).

جوزف ناي در مصاحبه اي به مناسبت انتشار مجموعه مقاله«حکومت کردن در دنياي در حال جهاني شدن»(16) مي گويد عده اي تصور مي کنند که جهاني شدن سبب مي شود تا ثروتمندها ثروتمندتر و فقيرها فقيرتر شوند؛ اما اين درست نيست. کره جنوبي در اين دوران فرصتهايي يافته که هم رفاه و ثروت خود را افزايش داده وهم فاصله خود را با کشورهاي ثروتمند کمتر کرده است. اين اتفاق از سال 1987 به بعد براي چين نيز افتاده است.

البته حدود 50 کشور نيز در راه پيشرفت با مشکل جدي موجه شده اند و اين به دليل ضعف نهادها و ساختارهاي داخلي آنهاست. بنابراين جهاني شدن في نفسه موجب افزايش شکاف نيست، بلکه فرصتهاي جديدي ايجاد مي کند که کشورها به تناسب تواناييهايشان مي توانند از آن بهره برده يا از قافله عقب بمانند. همچنين وي معتقد است که به رغم محدوديتهاي فراواني که براي حکومتها در عرصه داخل و کنترل داخلي شان به وجود آمده، جهاني شدن به معني پايان دوران دولت- ملتها نيست و آنها با شکل متفاوتي همچنان باقي مانده اند و بسياري از تصميمات و اتفاقات هنوز در حوزه ملي اتفاق مي افتد. از نظر او گر چه شکل گيري يک دولت فدرال جهاني مي تواند آرزو باشد، اما هنوز با واقعيت فاصله دارد. ما بيشتر شاهد پيدايش« شبکه هاي جهاني دموکراسيها»(17) هستيم تا يک فدراسيون جهاني.

ناي در مقاله ديگري با عنوان «جهاني شدن و کاهش دموکراسي ...»(18) در فارين افرز معتقد است که هنوز در فرايند جهاني شدن در زمينه هاي دموکراسي چه در عرصه بين المللي و چه در داخل کشورها نقصان فراواني به چشم مي خورد. براي از ميان بردن اين نقصان و شکل دادن نوع جديد و دموکراتيک حکومت گري در سطوح مختلف ، سازمانها و نهادهاي بين المللي مي توانند نقش بسيار مهمي ايفا کنند. بسياري از معترضان به جهاني شدن به اين نهادها بدين دليل اعتراض مي کنند که آنها خودغير دموکراتيک و نامشروع اند. در سازمان تجارت جهاني، سازمان ملل و بسياري سازمانهاي مؤثر ديگر هنوز اين قدرتهاي بزرگ اند که تصميم مي گيرند و اين اعتراضي است که پاسخگويي به آن به سادگي و در شرايط کنوني امکان پذير نيست. نهادهاي بين المللي براي مبارزه با اين اعتراض بنيادي نيازمند شفافيت بيشتر و اهميت دادن افزون تر به همه بازيگران موجودند. اين نهادها چنانچه بخواهند نرمهاي

ي براي حکومت در عرصه جهاني به وجود آورند نيازمند کارآمدي بيشتر، ارتباط افزون تر و دموکراسي و تکثر فراوان تر در درون ساختارهاي خود هستند (Nye,2001).

 *دکتر حسين سليمي

پي نوشت

1.Power and Interdependence: World Politics in Transition

2.high politics

3.low politics

4. zero sum game

5.complex interdependence

6.multiple channels

7.linkage strategies

8.After Hegemony(1984).

9.sensitivity

10.Globalization: What's new Not? (and so What?)

11. globalism

12.Joseph Spiglitz

13.powerful spill over of effects

14.pluralism

15.Non Governmental Organization

16.Governance in a Globalizing World

17.global networks of democracies

18.Globalization's Democratic Deficit How Make International institutions More Accounatable.


موضوعات مرتبط: روش شناسي پژوهش
[ پنجشنبه هجدهم مهر 1392 ] [ 22:51 ] [ رضا دهقانی ]

در سیاست بین الملل قدرت داشتن به معنی توانائی تاثیر و نفوذ بر دیگران به منظور انجام کار و رفتاری است که در غیر این صورت انجام آن از سوی دیگران امکان پذیر نمی باشد. در این مسیر قدرت سخت، ظرفیت به کارگیری زور برای انجام چنین هدفی است. استراتژی های قدرت سخت عموماً بر مداخلات نظامی، دیپلماسی اولیتیماتومی و تحریم های اقتصادی برای تحقق منافع ملی کشورهای برخوردار از قدرت متمرکز است (Campbell,  2006;  Art, 1996).

در ادبیات آکادمیک موضوع، رویکردهای واقع گرا بر قدرت سخت تاکید می ورزد (اساساً از سوی دولت ها) در حالیکه لیبرال های نهاد گرا، بر قدرت نرم. برخلاف زور، قدرت نرم ظرفیت تشویق و جلب دیگران برای تحقق اهداف یک بازیگر یا واحد سیاسی است و برای اولین بار این مفهوم و چارچوب نظری آن در سال 1990 از سوی جوزف نئی در کتاب «چالش قدرت آمریکا» ارائه گردید و در کارهای مطالعاتی بعدی وی کامل شد و به یکی از مفاهیم و رویکردهای اصلی ادبیات سیاست بین الملل و سیاست خارجی بدل گردید.

نئی خود قدرت نرم را توانائی کسب نتایج دلخواه یک بازیگر سیاسی از طریق ترغیب و جلب نظر دیگران می داند تا کاربرد زور. (Nye, 1990). این توانائی متکی بر جذب و همراهی دیگران از طریق تقریباً تمامی ابزارهای دیپلماتیک بغیر از قدرت نظامی و فشارهای اقتصادی فراهم می گردد. (Cooper,  2006). بنابراین منبع اصلی قدرت نرم ارزش ها، فرهنگ، سیاست ها و نتیجه رفتار و مواضع نهادهای سیاسی یک واحد سیاسی در عرصه روابط بین الملل و سیاست خارجی است. با این ظرفیت است که یا بازیگر سیاسی در روابط خارجی خود می تواند توجه و توافق دیگران را برای قبول آنچه مورد انتظار اوست، جلب کند و از زمان تحقق این امر، قدرت نرم توانائی رهبری بالای خود را به نمایش می گذارد: رهبری دیگران.

به همین دلیل است که در کاربرد قدرت همواره باید مسئله این باشد که رفتار بازیگران (تحت تاثیر قراردادن دیگران برای کسب نتایج قابل قبول) در مورد منابعی که ممکن است یا ممکن نیست از این ویژگی برخودار باشد تصمیم گیری و از هم تفکیک شود.

 

در طول تاریخ نیز اشتباه در این زمینه بسیار پر هزینه بوده است. برخی از بازیگران یا کشورها با منابع قدرت بسیار زیاد، قادر نبوده اند به نتایج دلخواه دست یابند و بالعکس بازیگرانی به راحتی پاره ای از موانع را از پیش راه برداشته اند. صد البته قدرت نرم موضوع دستور کار دولت ها به تنهائی نیست، بلکه قدرتی است که با حضور مجموعه بازیگران بین المللی و سیاست داخلی یک کشور حاصل می گردد.

در چنین چارچوبی می توان ادعا کرد که قدرت نرم و موضوع جلب توجه و عبور از دیگران، موضوع جدیدی نیست. در میان فلاسفه گذشته به ویژه در میان فیلسوفان چینی و ایرانی قرن ها قبل از میلاد مسیح کسانی مفصلاً در خصوص قدرت نرم و اهمیت ان سخن گفته اند. Laozi فیلسوف چینی چنین گفته است: «آب، روان، سیال، نرم و ثمربخش حرکت می کند، اما صخره ها را می فرساید و در مسیر حرکتش آنها را کنار می زند. بنابراین این یک قاعده کلی است که هر چیزی که روان، نرم و ثمربخش است می تواند بر هرچیز سخت و دشوار فائق آید این جمع اضداد است: هرچه نرم است، قوی است.»

بنیانگذار چارچوب نظری قدرت نرم، در هاروارد قبل از سال 2004 گفته بود که «برحسب منابع، منابع قدرت نرم دارائی هایی است که ظرفیت جلب و جذب دیگران در فرایند مدیریت سیاست ها تولید می کند.» ولی بلافاصله پس از انتشار این نظر انتقادات از آن آغاز و همچنان در ادبیات سیاست بین الملل و سیاست خارجی با شدت و حدت بالا ادامه دارد.

برخی بر اساس تجربیات تاریخی آن را قدرت نا کافی (Insufficient) و گروهی آنرا قدرتی غیر قابل استفاده (Useless) نامیدند. معهذا در تمامی سال های پس از دهه 1990، این مفهوم جدید در مرکز توجه صاحبنظران علم سیاست بین الملل و سیاست خارجی در جهان به ویژه در اروپا و آمریکا و تفاوت های چارچوب نظری بین آنها قرار داشته است.

معهذا نکته محوری که در تمامی این مباحثات نظری باید مورد توجه قرار گیرد، موقعیت و فضای جهانی است که موضوع قدرت نرم در آن مطرح شده است. نظریه و یا مفهوم قدرت نرم پس از جنگ سرد و فرو پاشی جهان دو قطبی و باور حرکت به سوی همبستگی و وابستگی متقابل کشورهای جهان برای تعریف نظمی متفاوت ارائه شد. جهانی که قبل از آن در مبحث قدرت، مراد تنها قدرت نظامی بود و سایر عناصر قدرت در آن نظیر جمعیت، ظرفیت های اقتصادی و تجاری و ... محلی از اعراب نداشتند و در میان بازیگران مهم جهان قدرت هایی مثل چین و هند صرفا قدرت هایی بالقوه تعریف می شدند. بنابراین در مقطعی که قدرت نرم در صحنه سیاست بین الملل مطرح گردید موضوع مهم اهمیت قدرت در مناسبات بین المللی نبود، بلکه بحث اصلی بر ماهیت قدرت (موثر و کارا) متمرکز شده بود.

نکته برجسته دوم این بوده و هست که با طرح چارچوب مفهومی جدید تحلیل بخش های با اهمیتی از تاریخ تحولات سیاسی جهان و شکست های بزرگ با تفسیرهای جدیدی رویرو گردید. در جهان غرب در ویتنام دیده شده بود که به کارگیری کامل قدرت نتایج دلخواه را نمی تواند به همراه داشته باشد و عملاً این ادعای نظریه جدید که قدرت نظامی محدود است را مستند ساخته بود و درسمت شرق روزنه تازه ای درباره نقطه آغاز فروپاشی امپراطوی اتحاد جماهیری شوروی سابق باز شده بود. انقلاب روسیه همانند همه انقلاب های مهم جهان سرشار از قدرت نرم و جذاب برای بخش هایی از مردم جهان و نخبگان آنها به عنوان عاملی مهم در حمایت و توسعه خارجی خود پس از جنگ جهانی دوم و موفقیت های زبانزد همگانی بود. ولی این شرایط تا زمانی پایدار ماند که رهبران کرملین تصمیم گرفتند که با قدرت نظامی به مجارستان و چکسلوواکی سابق حمله کنند. این حملات قدرت ملی اتحاد شوروی را تضعیف کرد و این قدرت را به سوی فروپاشی رهنمون گردید و سرانجام آخرین نمونه در مورد محدود بودن قدرت سخت، حمله آمریکا به عراق و افغانستان برای نوعی دولت سازی است که عملاً با شکست روبرو شد ولی این بار بخش دیگری از نظریه قدرت نرم به اثیات رسد که با قدرت سخت می توان بر کشوری فائق آمد ولی بر یک سیستم هرگز. به عبارت دیگر با کاربرد زور نمی توان تمام بازیگران یک سیستم را منقاد کرد و در مراحل بعدی به دلیل تغییرات مستمر بازیگران و رفتارها در شرایطی که مبانی نظمی مسلط در جهان شکل نگرفته است ظرفیت موفقیت قدرت نظامی به سرعت در حال محدود شدن است.

در جهان معاصر مهمترین واکنش نسبت به نظریه جدید را مجددا باید در چین دید. هوجین تائو در هفدهمین کنگره حزب کمونبست چین، جایی که وی در سال 2007، چشم انداز 2020 این کشور را تحت عنوان چین متوازن و جهان متوازن اعلام می نمود، اعلام کرد که چین برای تحقق چشم اندازش نیازمند قدرت نرم خود است و رابرت گیتس وزیر دفاع آمریکا اعلام کرد که آمریکا نیازمند تقویت قدرت نرم از طریق افزایش قابل توجه توانایی های ابزارهای مدنی امنیت ملی خود (یعنی دیپلماسی، ارتباطات راهبردی با دیگر کشورهای جهان و کاربرد مناسب تر کمک های توسعه ای و اقدامات توسعه در جهان است. و نهایتاً معاون نخست وزیر تایوان در سال 2010 در سفرش به کره جنوبی در مقابل ادعاهای چین به خود بالید که قدرت نرم تایوان در این زمینه مدل خوبی برای حل و فصل تعارضات بین المللی است.

موفقیت قدرت نرم به شدت به بازیگران بین المللی جوامع وابسته است. علاوه بر این که جریان اطلاعات میان بازیگران در این رابطه بسیار مهم ارزیابی می شود. فرهنگ عمومی، رسانه های جمعی معمولاً یکی از منابع قدرت نرم محسوب می گردند و بنابراین با کمترین هزینه، یک ملت برخوردار از این قدرت و بدون اعمال قدرت سخت می تواند به اهداف خود نائل گردد.

در ادامه نگاه متفاوت به قدرت و با توجه به تجربیات پس از یازده سپتامبر و قدرت نمایی های نئو محافظه کاران آمریکایی، نظریه جدید «قدرت هوشمند» (Smart Power) متولد شد.

ویلسون که در این جایگزینی فکری در سال 2008 تعیین کننده وارد میدان شده بود (نئی این نظریه را به تکامل رساند)، قدرت هوشمند را این گونه تعریف کرد: « قدرت هوشمند یک بازیگر در روابط بین الملل، ظرفیت بازیگر و یا واحد سیاسی برای ترکیب قدرت نرم و سخت به شکلی که در تقویت متقابل یکدیگر، به تحقق اهداف بازیگر به صورت کارا و موثر کمک کند (Wilson, 2008).

همانند نئی، ویلسون نیز مبانی نظری خود را بر واقعیت خاص و پیچیدگی روزافزون روابط بین الملل استوار ساخته است. وی نیز معتقد است که روابط بین المللی به سرعت در حال پیچیده تر شدن است و استفاده هوشمندانه قدرت عملاً یک الزام برای تأمین منافع و امنیت ملی است.

در نظریه قدرت هوشمند، در حالی که خیلی مهم است که اهمیت مستمر نقش قدرت نظامی برای پاره ای از اهداف و خواسته های یک بازیگر در صحنه پر تلاطم و هرج و مرج کنونی جهان فراموش نگردد، تمرکز تهاجمی و سلطه گرانه بر قدرت نظامی قادر است چشمان رهبران را بر محدود بودن قدرت مزبور ببندد.

امنیت ملی به عنوان منافع برتر تمامی نظام ها، یارگیری (Co-optation) را توجبه می کند و اگر چه در بسیاری از موارد پر هزینه تر از همکاری است، در اکثر موارد از کاربرد قدرت سخت کاراتر عمل می کند. بنابراین در تئوری ویلسون، قدرت مفهومی نسبی است. نیروی نظامی گاهی می تواند حتی به کمک قدرت نرم بیاید. یک اقدام نظامی بجا می تواند منبع جلب نظر و حمایت دیگران باشد. و مطمئنا همکاری های نظامی بین دو یا چند کشور در یک منطقه می تواند به قدرت نرم یک کشور کاملاً کمک کند.

بنابراین در قدرت هوشمند این موضوع که در عرصه سیاست خارجی قدرت نظامی یک پیش نیاز قطعی است زیر سوال رفته است نه اساس آن. قدرت هوشمند، کاربرد کارا، مستمر و همزمان و کاملاً هماهنگ شده تمامی نقاط قوت یک کشور در بخش خصوصی و دولتی و ظرفیت های فرهنگی و سیاسی موجود و توسعه آن در مقابل تهدیدات جدید (از بنیاد گرایی و خطرات منتسب به آن تا توسعه سلاح های کشتار جمعی، از رکود اقتصادی، فقر و فجایع طبیعی تا مواد مخدر و ترافیک انسان) است.

با توجه به تفاوت بسیار مهم میان کاربرد قدرت تهاجمی و تدافعی، قدرت هوشمند، موضوع کاربرد محتوای تهاجمی و تدافعی قدرت در شرایط مختلف میز هست. در مبحث کاربرد قدرت سخت این تفاوت کاملاً قابل درک است ولی این شناخت در مورد قدرت نرم در آغاز راه خود است. قدرت نرم هم دارای هر دو جنبه مهم کاربردی است: قدرت نرم تهاجمی با شکل دهی مزیت ها و دستاوردهای یک کشور برای تامین منافع ملی اش سر و کار دارد، در حالی که در قدرت نرم دفاعی، کاهش نفوذ و ظرفیت قدرت نرم و سخت دشمنان و رقبای سیاسی یک دولت و ملت در دستور کار قرار دارد. شناخت اهمیت طراحی قدرت نرم تهاجمی و تدافعی پیش نیاز اثر بخشی و کاربرد استراتژی جامع قدرت هوشمند است.

قدرت نرم دفاعی آخرین جنبه شناخت ما از قدرت نرم است و پتانسیل تأثیر آن بر منافع و امنیت ملی بسیار مهم است. این قدرت قادر است ظرفیت قدرت نرم و سخت دشمنان و مخالفان را از طریق ارتقای سطح وفاداری یک ملت به یک فرد، نظام، دولت و یا سازمان کاهش دهد و یا سد راه آن گردد.

در حالی که قدرت سخت دفاعی در صدد جلوگیری و بازدارندگی از اقدامات نظامی دشمنان است، قدرت نرم دفاعی در خدمت در نطفه خفه کردن کردن مزیت ها، اهداف و رفتار آنهاست.

علاوه بر این که قدرت نرم دفاعی (از جمله از طریق الهام بخشی) در خدمت اقداماتی است که به کشورهای دوست و متحد برای افزایش قدرت نرم آنها نیز کمک می کند. بنابراین قدرت هوشمند را اولاً نباید یک استراتژی ملی تلقی کرد و ثانیاً در کاربرد آن نباید تنها برای برد در عرصه ایده پردازی جنگید، بلکه نبرد اصلی در عرصه حکمرانی (governance)، یعنی جایی که باید به نیازهای اساسی مردم به طور کلی و به صورت کارا پاسخ گفته شود انجام می پذیرد (Employing Smart Power / September 2009).

در عصر کنونی و در رویکرد قدرت هوشمند، رقابت میان نیروهای دولتی و غیر دولتی، ملی و بین المللی به مراحل نوین خود وارد شده است. اگر دولتی و نظامی قادر نباشد خدمات امنیتی و اجتماعی مورد انتظار را عرضه کند، طبیعی است که مردم به سوی کسان و سازمان هایی حرکت کنند که می توانند از عهده این انتظارات برآیند. این حرف در مورد دولت ها و مناطقی که از حمایت مردم خود برخوردار نیستند نیز به طور صد در صد صادق است. نتیجتاً در این کشورها و مناطق بازیگران تازه فرصت می یابند تا قدرت خود را برای چالش قدرت حاکم و یارگیری آنها به صورت مشروع به خدمت گیرند. بنابراین قدرت نرم به آنها اجازه می دهد دولتی در کنار و یا درون دولت ایجاد نمایند. نه تنها خلاء قدرت موجود را پر می کنند، بلکه به تدریج بنیان قدرت را تغییر می دهند. بنابراین حکمرانی خوب در طرح ملی و دفاع از آن در سطح بین المللی به عنوان مهمترین منبع قدرت نرم حتماً از بزرگترین مزیت های یک سیاست خارجی است.

«در جنگ ایده ها، طبیعی است که اکنون باید به مقوله حکمرانی در جهان (و متحدانش)، حتی بیش از بازار جهانی کارا فکر کرد».

(Dealing With today’s Asymmetric Threats to U.S. and Global Security/2009)

* دکتر محسن طلایی


موضوعات مرتبط: روش شناسي پژوهش
[ چهارشنبه سوم مهر 1392 ] [ 18:49 ] [ رضا دهقانی ]

مقدمه

    اگر چه رخدادهای نظام بین الملل از یک طرف بر برپایه واقعیت محیط بین الملل، عوامل و معادلات نظام های سیاسی،اقتصادی،فرهنگی واجتماعی و از طرف دیگر با عملکرد و برداشت بازیگران عرصه جهانی شکل می گیرد ، اما بررسی اقدامات و نتایج آن توسط محققان ، پژوهشگران و دانشجویان فقط بر اساس زاویه دید و از پنجره نظریات علمی معتبر فقط قابل تجزیه و تحلیل است، نه تأکیدی و تأییدی بر نظریات رایج است و نه نفی و انکاری.و در عنوانی دقیق تر، فقط « داوری » است.

   به همین دلیل است که تضارب آرای نظریه پردازان علوم انسانی به ویژه در حوزه علوم سیاسی و روابط بین الملل جذاب و گاهی متحیرکننده است، چون می توان هر اتفاقی را در عرصه بین الملل از منظر واقع گرایان، آرمان گرایان ،اثبات گرایان، محافظه کاران و لیبرالیست ها و ... طرفداران نظریه هنجاری نیز ،نقد و بررسی کرد .

   اگر چه سیاستمداران در هر دوره ای به اجبار و یا اختیار با انتخاب سیاست هایی بر پایه هر یک از نظریات،

روند تاریخ سیاسی ملی، منطقه ای و یا فرامنطقه ای را رقم زده اند اما در  هر دوره ای منتقدان (مخالفان و موافقان) هستند که به بررسی و تحلیل هر یک از نظریات و قضاوت در مورد آن می پردازند. که نظریه هنجاری نیز از این قاعده مستثنا نمی باشد.

   بعضی از مهمترین مسائل روابط بین الملل ماهیتاً روش شناختی هستند ؛ چنین موضوعاتی با انقلاب رفتارگرایی در دهه 50 و 60 میلادی اهمیت یافت و البته از هنگام پایان جنگ سرد، موضوعات روش شناختی به صحنه اصلی بحث بین روش شناختی های اثبات گرایی و فرا اثبات گرایی تبدیل شده اند.

  اساسی ترین مسائل هنجاری در سیاست بین الملل "نظم ، جنگ و صلح ، عدالت و بی عدالتی ، حقوق بشر  ، دخالت یا عدم مداخله در حاکمیت دولت ها وحفاظت از محیط زیست "  و ...  می باشد.

نظریه هنجاری در واقع هم مدرن است و هم ماقبل مدرن است ،با اینکه گفته می شود مانند نظریات انتقادی،

پست مدرنیسم وسازه انگاری ، فرا اثباتگرایانه است اما در واقع فرا اثبات گرایانه نیست ، بلکه پیش اثبات گرایانه است و در واقع به دوران باستان اروپایی، مانند نوشته های توسیدید (واقع گرایی کلاسیک) بر می گردد .

     نظریه هنجاری چیز جدیدی یا اختیاری نیست ، تمامی نظریه ها دارای فرضیه های هنجاری (ارزشی) هستند،

ولی در برخی از آن ها پنهان است، یکی از جالب ترین نظریه های بین الملل در دهه گذشته ، پیدایش مجدد نظریه هنجاری و تبدیل شدن آن به کانون توجهات در عرصه نظریه هاست.

   به مدت چندین دهه با گرایش جریان های فکری غالب به اثبات گرایی ( Positivism) ، این رویکرد مهجورو متروک شد. ادعای اصلی اثبات گرایی این بود که بین حقایق و ارزش ها طبقه بندی روشنی وجود دارد. این بدان معنی بود که صرف وقت فراوان درباره اینکه جهان باید چگونه باشد ، علمی و محققانه نیست. بلکه اهتمام ما باید درباره این باشد که « امور چگونه هستند ». این دیدگاه دو مشکل اساسی داشت :

1)      در این دیدگاه تعریف بسیار محدودی درباره موضوع علوم سیاسی ارائه شده است. زیرا به مدت سالیان طولانی دانشجویان علوم سیاسی با این نکات هیجان انگیز مواجه می شدند که راه های زندگی خوب کدام است؟ نقاط قوت و ضعف روش های حیات و نظام های سیاسی چیست ؟ بنابراین منحصر کردن سیاست به دامنه محدود تجربی اقدامی بسیار محدود کننده است و می توان به جای آن عرصه سیاسی گسترده تری را در نظر گرفت و مثلاً از یک نظام سیاسی موجود حمایت کرد.

2)      تقریباً تمامی نظریه ها بیانگر ارزش ها هستد و تفاوت آنها در این نکته است که ارزش ها در نظریه پنهان یا آشکار هستند. بر همین اساس در تمامی نظریه ها ارزش وجود دارد و از طریق تحلیل های آن ها بیان می شود. این ارزش ها در چگونگی انتخاب « حقایق» که باید تشریح شوند. روش هایی که برای مطالعه حقایق مورد استفاده قرار می گیرد و توصیه های سیاسی نمود پیدا می کند.

    در بین مسائل اخلاقی هنجاری، این مسائل وجود دارد: چه چیز موجب درستی افعال صواب می گردد؟ چگونه می توانیم بگوییم چیزی درست است؟ اکثر نظریه ها یا « نیجه گرا » ، یا « غایت گرا » و یا « غیر نتیجه گرا »هستند. تیجه گروی بر این باور است که اخلاقی بودن یک فعل تنها به وسیله نتایج آن فعل تعیین می گردد. اماغایت گرایان گزاره های اخلاقی را، به نحوی وابسته به ارزش ها و  ارزشیابی تفسیر می کنند.

کانت اصرار داشت که فعل یک فرد ، حتی اگر صواب باشد، تنها در صورتی ارزش اخلاقی دارد که انگیزه او برای فعل فقط انجام کار صواب باشد. پس ارزش اخلاق بستگی به انگیزه یا نیت فرد دارد، نه به آنچه که به واقع انجام می دهد.

برخی از هنجارهای مورد قبول جامعه بین المللی :

1)      دولت ها باید از حقوق شهروندانی خویش دفاع و امکانات دفاعی آنان را فراهم کند.

2)      تقویت نهادهای دموکراتیک.

3)      جنگ پدیده ای نامطلوب است وقوع آن به توجیه نیاز دارد.

4)      بسط و توسعه همکاری اقتصادی

5)      حفظ موازنه قدرت.

   اصولاً نظریه بین المللی یا جنبه تجربی داشته یا آنکه به صورت هنجاری اند. روابط بین المللی تجربی به طور کلی توصیفی ، توضیحی و یا تجویزی است.نظریه هنجاری اساساً مربوط به ابعاد اخلاقی امور بین الملل است. نظریه هنجاری مسائلی را که در رابطه با استانداردهای رفتاری ، تعهدات ، مسئولیت ها ، حقوق و وظایف در ارتباط با افراد ، دولت ها و نظام بین المللی دولت هاست مورد توجه قرار می دهد.نظریه هنجاری، در مورد هنجارها ، مقررات و ارزش ها و استانداردهایی است که در سیاست جهان مطرحمی شود. حل مسائلی در رابطه با جنگ در یک نظام  آشوب زده بوده است.

   اولین مرحله مطرح موضوعات هنجاری در چهارچوب رویکردهای لیبرال به ویژه آرمان گرایی بوده که طی آن  تلاشی در راستای از بین بردن جنگ و خشونت و دومین مرحله واکنشی بود نسبت به این گونه برخورد در سیاست  بین الملل، واقع گرایی جنبه اثبات گرایانه  و تجربی داشت. حاکم شدن دیدگاه واقع گرایی معنایی دورماندنی از مسائل هنجاری بود. رویکرد جامعه بین المللی دارای نگاهی هنجاری به روابط بین الملل بوده است.

      در مناظره میان رفتارگرایان و سنت گرایان به اهمیت ارزش ها در تحقیقات اجتماعی عنایت داشته و شرایط جنگ سرد باعث شد تا مفاهیم بازی منصفانه و یا عدالت تحت الشعاع موضوعاتی چون نظم ، ثبات و همزیستی قرار گیرد . سلسله رویدادهایی نظیر جنگ ویتنام ، اشغال افغانستان در ارتباط با جنگ عادلانه و مسائل اخلاقی مداخله گردیده است، طرح موضوعات دخالت های بشردوستانه و دغدغه های زیست محیطی سبب شده تا بار دیگر مسائل هنجاری جایگاه محوری خود را در سیاست بین الملل بیابند.البته نفوذ اثبات گرایی سبب شده به سادگی نتوان نظریه هنجاری را بیان کرد.

    در برخی از موارد نظم اخلاقی ایجاب می کند دولت ها منافع ملی خویش را فدا کنند؛ به طور کلی دولت ها حفظ و تأمین منافع ملی را ارجح  بر هر اصل هنجاری دیگری تلقی می کنند. نظام های اخلاقی با درستکاری و صداقت به عنوان یک فضیلت برخورد می کنند. ولی عملاً در روابط بین الملل دولت ها برای تحقق اهداف و تأمین منافع خویش از نیرنگ بهره گرفته و به صورت اخلاقی توجیه می کنند.

   رویکرد واقع گرایانه مسائل اخلاقی در درجه دوم اهمیت قرار دارد، یکی از علل ضعف ارائه نظریه هنجاری در روابط بین الملل، دیدگاه ها و برداشت های متفاوتی است که هر یک از افراد نسبت به مقولات گوناگون آن دارند.

مانند : اختلاف مسائل مربوط به جنگ ، تسلیحات هسته ای و ....

   تبیین منافع ، هدف ها و استراتژی ها از عوامل عمده بازدارنده برای تبیین نظریه هنجاری در روابط بین الملل به شمار می رفت. هنجار دیگری که مورد قبول کلیه دولت هاست مقوله نوسازی است.

اما مطالعه نظریه هنجاری روابط بین الملل با مشکلاتی هم مواجه است :

1)      از آنجا که قضاوت های ارزشی مبین ایستارها و برداشت های خود نظریه پرداز می باشد، بنابراین باید انتظار وجود اختلاف میان واقعیت ها و ارزش ها را  داشت.

2)      چون هیچگونه واقعیت هنجاری وجود ندارد ، گزاره های نظریه هنجاری ممکن نیست به راحتی تأیید و

یا تکذیب شود.

3)      در اغلب موارد تصویری ارائه می شود که نظریه هنجاری حالت آرمان شده را دارند ، بنا براین ممکن نیست در عمل درک شوند.

رهیافت اول ـ کریس براون/ماهیت اخلاقی روابط بین الملل

کریس براون معتقد است : " آن قسمت از کار است که بعد اخلاقی روابط بین الملل و مسائل گسترده تر در مورد معنی و تفسیر به وجود آمده توسط قواعد را در بر می گیرد، از لحاظ پایه ای این نظریه « ماهیت اخلاقی»روابط بین جوامع / دولت ها را در بر می گیرد."نظریه هنجاری از برخی جهات مشابه رهیافت کلاسیک (سنت گرایی) است. یعنی ارزیابی زمان ـ مکانی (تاریخ و فرهنگ ) در رویدادهای روابط بین الملل دارد. از همین رو بیشتر به نظریه سیاسی و فلسفه اخلاقی می پردازد. نظریه هنجاری در واقع نام دیگری برای « نظریه سیاسی»  یا « فلسفه اخلاقی روابط بین الملل » است.

بیشتر پژوهشگران روابط بین الملل، تمایزی بین نظریه تجربی و نظریه هنجاری قائل هستند. آنها نظریه هنجاری را منحصراً یک " نظریه تجویزی " می دانند. نظریه تجربی (اثباتگرایانه) نظریه حقایق است (آنچه در واقع رخ می دهد) در حالی که نظریه هنجاری ، نظریه ارزش هاست ، در مورد ایده آل ها (چیزهایی که وجود ندارد و باید باشد) بحث می کند.البته اغلب نظریه پردازان هنجاری (موافقان) ، طرز تفکر بالا و این تمایز را رد می کنند،

چون آن را گمراه کننده می دانند؛ آنها معتقدند دامنه نظریه هنجاری هم حقایق و هم ارزش ها را در بر می گیرد.

حقایق نظریه هنجاری : قوانین، نهادها و اعمالی هستند که محتوای هنجاری دارند، مانند:

1)      قوانین هدایت جنگ           2) حقوق بشر     

می توان این گونه مقایسه کرد :

1)      نظریه هنجاری ، مربوط به ارائه شرح نظری از قوانین هنجاری، نهادها و عملکردهاست و به دنبال آن است تا موضوعات هنجاری ، منازعات و مسائلی که در هدایت سیاست خارجی و دیگر فعالیت های

 بین الملل نقش دارد را مشخص سازد. یعنی، نظریه هنجاری در شیوه خود، تجربی محسوب می شود.

2)      نظریه های غیر هنجاری، نیز مبنای ارزشی دارند، فقط آنها نمی توانند در مورد قضایا و ارزش های هنجاری خود روشن عمل کنند.

نظریه پردازان هنجاری تلاش می کنند تا موضوعات اخلاقی اساسی در زمینه روابط بین الملل را تبیین کنند.

نمونه تلاش کریس براون، در مرحله اول تلاش برای قراردادن تناقض های هنجاری اصلی جهان سیاست در دو قالب ذیل و در مرحله دوم  یافتن پاسخی برای چالش تقدم و تأخر بین این دو دکترین است :

1)      جهان وطن گرایی : دکترینی هنجاری است که بر انسان ها و کل جامعه بشری به عنوان واحدهایی دارای حقوق و وظایف اولیه در جهان سیاست تمرکز دارد.

2)      اجتماع گرایی: دکترینی هنجاری (متفاوت) است که بر اجتماعات سیاسی، به ویژه دولت های حاکم به عنوان واحدهای هنجاری اصلی جهان سیاست متمرکز که این واحدها ، حقوق ، وظایف و منافع مشروعشان بر دیگر موضوعات و مسائل هنجاری اولویت دارد.

اما اختلاف بین این دو دکترین رقیب و تقدم و تأخر هریک، هیچگاه قابل حل نمی باشد. تنها می توانند به شیوه ای بی طرفانه فهمیده و یا اداره شوند.

سؤالات مهم در این رهیافت :

1)      دولت ها چه حقوقی دارند ؟  و افراد چه حقوقی دارند ؟

2)     آیا حقوق افراد بر حقوق دولت ها مقدم است ؟

3)         آیا آنها اجازه دارند که سلاح های کشتار جمعی که تهدیدی برای بشریت است را داشته باشند؟

                                              رهیافت دوم ـ مروین فراست/اخلاقیات افراد و نهادها

 

به اعتقاد فراست، هدف نظریه هنجاری این است که « جایگاه اخلاقی نهادها » را در ارتباط با یکدیگر متمایز کنند. وی تلاش هایی را جهت بررسی « اخلاقیات افراد » و « اخلاقیات جوامع سیاسی » به عمل آورده است.

سؤال مهم در این رهیافت ، این طور بیان می شود:

     من (شهروند ) و ما (دولت ها ـ ملت ها ـ جوامع سیاسی) چه باید بکنیم ؟

اما مقدمه آن یافتن پاسخی است که ما خودمان را در کدام قالب می بینیم. البته اگر بخواهیم دقیق تر و از جایگاه اخلاقی نهاد ها مطرح شود، باید این گونه سؤال شود:

1)      ما چگونه می بینیم ؟

2)      دیگران چگونه می بینند ؟

پاسخ بسیار مهم است ، در برخی اوقات و در شرایط خاص اگر دولت ها مهمتر از دیگر نهادها تلقی شوند ما (شهروندان ) حتی با به خطر انداختن زندگی خود از دولت دفاع می کنند.

رهیافت سوم ـ تری ناردین /اخلاقیات و حقوق بین الملل

ناردین، به بررسی نظریه هنجاری از زاویه « اخلاقیات حقوق بین الملل»  تمرکز دارد ، البته در کنار وی جکسون نیز بر « اخلاقیات حکومت داری » متمرکز می شود. هر دو نظریه پرداز در این رهیافت تلاش می کنند :

1)      تا اعمال هنجاری دولت ها و رهبران دولت ها را به صورت « نظریه » درآورد.

2)      بر هسته اخلاقیات بین الملل مربوط به « گزینه اخلاقی دولتمردان » را تأکید کند.

به اعتقاد طرفداران این رهیافت، کار اصلی نظریه هنجاری:

1)       یافتن پاسخ برای روشن ساختن ، تبیین و بررسی چارچوب و توجیه عملکرد است .

2)       بر تشابه « اخلاقیات بین الملل » و اخلاقیات و دیگر زمینه های فعالیت « انسان محور» تأکید می کند.

3)      نقش دولتمردان را با توجه به معیارهای شخصی همان دولتمردان ارزیابی می کند.

بر مبنای این سه کارویژه است که می توان از قضاوت نادرست در مورد عملکردها جلوگیری کرد وضمن اینکه

می تواند واقعیت را لمس کند، بلکه اعمال و دنیای اخلاقی رهبران دولت ها را به راحتی درک نموده و مورد قضاوت و ارزیابی قرار می دهند.

 سؤالات مهم در این رهیافت:

•         کدام دسته از افراد را می توان به عنوان دولت های حاکم به رسمیت شناخت ؟

•         آیا مسئولیت های بین الملل همه دولت ها یکسان است ؟یا بعضی دولت ها مسئولیت خاصی دارند ؟

•         آیا پاک سازی قومی باید محکوم گردد ؟

•         آیا هدف دفاع و توسعه دموکراسی ، مداخله نظامی و اشغال یک کشور را توجیه می کند ؟

•         اصل معتبر هنجاری برای ممنوع ساختن ورود به باشگاه هسته ای وجود دارد ؟

•         آیا شرایط معقول و توجیه پذیری تحت عنوان حفاظت جهانی از محیط زیست بر حاکمیت دولت ها دخالت دخالت دارد؟

آیزا برلین / اندیشه اخلاق سیاسی

نظریه هنجاری شامل کشف یا کاربرد اندیشه های اخلاقی در عرصه روابط سیاسی است که شاخه ای از

« فلسفه  اخلاق است»، که با پرسش های اخلاقی بنادین که در زندگی سیاسی تأثیر دارند، سر و کار دارد. اما با توسعه تعریف، می توان دامنه آن را به سایر نظریات سیاسی هم توسعه داد تا از « چیزی که هست  » در زندگی سیاسی به « چیزی که باید باشد » توسعه داد.

   نظریه سیاسی هنجاری در شیوه فلسفی اش به دنبال گزاره های اخلاقی راهنماست؛ اما در کاربرد بیشتر عینی اش در پی درک تبعات دلالت های گزاره های اخلاقی برای رفتار واقعی سیاسی است :

1)      این نظریه ریشه در غرب و یونان قدیم و در شرق به فلسفه کنفسیوسی و هندو بر می گردد.

2)      سیاست به معی اداره ترتیبات عمومی مجموعه ای از مردمان که به واسطه شانس یا انتخاب دور هم گرد آمده اند ، بر این اساس نظریه هنجاری یعنی : توجه عالمانه به فرآیند اداره ترتیبات خودمان است، البته با لحاظ چیزی که باید باشد.

3)      البته بعضی از دانشگاهیان در خصوص امکان اجرای انتخاب اخلاقی معنادار توسط کارگزاران انسانی تردید دارند.

4)      اوایل دهه 1970 تحت تأثیر آثار جان رالز ، رابرت نوزیک، علاقمندی به نظریه بیشتر شد، بر اثرانتقادات

وارده از طرف پوزیتیویسم منطقی بر آن ، بیشتر احیا شد.

5)      نظریه سیاسی هنجاری طریقه ای برای گفتگو پیرامون نهادها به ویژه آن هایی که مربوط به کاربرد قدرت عمومی هستند، و تمیز رابطه میان افراد و آن نهادها می باشد.

6)      روش های طرفداران این نظریه : استدلال های اخلاقی با انسجام درونی ، از انسان شناسی اجتماعی و تاریخ برای آزمون فرضیات اولیه خود بهره می برند، نتیجه گیری از استدلالات خود را ب، نتیجه گیری از استدلالات خود را با بینش شا بینش شهودی خود می سنجند.

Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4

بر این اساس آیزیا برلین هم سه رهیافت اصلی وبر مبنای هر کدام سؤالاتی به شرح ذیل طرح می شود:( اساسی و محتوایی)

•         آیا برای وجود دولت می توان بنیان های اخلاقی تصور کرد ؟ چه بنیان هایی ؟

•         چه زمانی باید از قوانین دولت تبعیت کرد ؟

•         چه زمانی نافرمانی های مدنی توجیه پذیر است ؟

•         مسأله عدالت توزیعی و دلالت ها و پیامدهای آن برای آزادی و اهمیت نسبی اخلاقی آزادی و مساوات چیست ؟

•         آیا برای رسیدن به مساوات ، بنیان های اخلاقی وجود دارد ؟

•         آیا این سیاست ها به استقلال و آزادی احترام می گذارد ؟

 رهیافت اول ـ فایده گرایی (utilitarianism) : ریشه در نظرات اصلاحگر اجتماعی قرن 19 جرمی بنتام دارد، انگیزه انسان ها آرزوی دستیابی به شادمانی و نبود راحتی است. لذا تصمیمات سیاسی درست اخلاقاً آنهایی است که خواهان بیشترین شادمانی برای تعداد بیشتری از مردم در جامعه باشد.( کمی کردن این خوشحالی به صورت فایده) تشخیص اینکه چه چیزی بیشترین فایده و به تبع آن بیشترین شادمانی را برای جامعه به ارمغان می آورد با اعضای جامعه است.

رهیافت دوم ـ  مبتنی بر وظیفه اخلاقی (Deontological Liberalism): عمدتا در مخالفت با میراث فایده گرایی بود؛ فایده گرایی توجهی به تکثر اهداف افراد ندارد .لیبرال های وظیفه شناس یا کانتی :مقایسه اخلاق معطوف به وظیفه ( توجه به شایستگی)

لیبراال ها : کنش اجتماعی دسته جمعی باید حقوق افراد را محترم شمارد ، به ویژه حق نیرومند آزادیالبته نهاد دولت را که حقوق و وظایف را در جامعه تعریف و اجرا کند قبول دارند.

رهیافت سوم ـ اجتماع گرایی(Communicationism  ) : با انتقاد از مفهوم لیبرالی فرد آغاز می شود.

مایکل ساندل: فرد از دیدگاه لیبرال، گسیخته از اجتماع است.

توجه ویژه به « فرد وضعیت مند» ، فردی که در دل یک اجتماعی قرار دارد و به وسیله تعلقات و فهم مشترک خود که زندگی اجتماعی را شکل می دهد ، تعریف می شود.

 نتیجه گیری

البته نظریه هنجاری، نظریه اثبات گرایی را یک  متدولوژی ناقص می داند . چرا ؟

1)      چون نمی تواند آنچه نظریه پردازان هنجاری به عنوان مهم ترین مسائل اساسی روابط بین الملل می دانند مانند : تصمیم ها و مسائل اخلاقی را در بر بگیرد.

2)      از طرف دیگر با فرا اثبات گرایان که سنت گرایی کلاسیک واخلاقی گرایی فلسفی را نمی پذیرند ، اشتراک دارند.

3)      و البته از دو طرف  هم مورد حمله و انتقاد هستند:

الف ـ اثبات گرایان ، چون نمی توانند هر چیزی را در قالب های عملی تشریح نمایند.

ب ـ پست مدرن ها ، چون هنجاری ها با اسطوره ها ، خود فریبی ها و نیرنگ های ارزشی کلاسیک باستانی درگیر هستند.

در واقع می توان گفت « نظریه هنجاری»  به دنبال آن است تا موضوعات اساسی اخلاقی را در مورد « روابط بین الملل » تبیین کند.

4)      پوزیتیسم منطقی ، یک مکتب فلسفس است مأخوذ از آثار وینگنشتاین در رساله منطق فلسفی ، لذا نظریه هنجاری دارای مشکل عمیقی است زیرا اجزای تشکیل دهنده آن ( آزادی و عدالت) اشاره به موضوعات غیرمادی و غیر حسی دارد.وینگنشتاین قضایای اخلاق، زیبایی شناسی ، مذهب و متافیزیک را اموری غیرمعقول می داند، لذا فلسفه باید خود را محدود به زبان واقعی یا توصیف علوم طبیعی نماید. بر همین اساس رفتارگرایان و تحلیل گرایان سعی بر جدا سازی قضایای واقعی از ارزش ها و احساسات دارند.

نظریه هنجاری هم درباره ارزش های ذهنی است و هرگز نمی تواند به یک رشته علمی و فکری دقیق تبدیل شود

البته در جواب می توان گفت : نظریه هنجاری می تواند از واقعیت ها استفاده نماید یا از استدلال های منطقی و واقعی سایر علوم بهره مند گردد. حقایق اخلاقی را که دارای بنیادهای عینی باشند، می توان نشان داد. آلن گویرت : می توان حقوق انسان ها نسبت به آزادی و رفاه را به کمک منطق صریح اتیز برخی ضرورت های اساسی یا عمومی فهمید.

5)       نسبی گرایی ، اگر نتوان اخلاقیات را از واقعیات مشتق نمود، پس در واقع به گونه ای خالص نسبی هستند و اگر اخلاق به گونه خالص نسبی باشد، در نتیجه دیگر نظریه هنجاری نمی توانداهمیتی داشته باشد.

البته می توان اینگونه پاسخ داد : برخی مسائل اساسی وجود دارد که حداقل توسط برخی از مردم در سراسر مرزهای اجتماع اخلاقی ، محسوب می شوند ، مانند : نادرست بودن شکنجه ، یک واقعیت نیست اما همه آن را تقبیح و طرح می کنند

6)      جبرگرایی (دترمینیسم) : انکار کارگزاری انسان ها در انتخاب عقلایی.

اگر انسان ها عملی را که انجام می دهند ، از امکان هیچ انتخابی در انجام آن برخوردار نباشند، دیگر معنا ندارد که آن عمل را از لحاظ اخلاقی قابل تقبیح بدانیم.

7)      تحت تأثیر نظریات واقع گرایی این گونه مطرح می شود که چون در دنیای واقعی دولت های مستقل در صدد به حداکثر رسانیدن قدرت خویشند، بنابر این نمی توان انتظار داشت که تعقیب قدرت تحت تأثیر هنجارها باشد.

8)      از آنجا که سیاست در عرصه سیاست بین الملل با دولت های گوناگون و نیز تعداد نظم های اخلاقی و  هنجاری مواجهیم ، یک نظریه هنجاری روابط بین الملل که مورد تأیید و توافق همگان وجود ندارد.

9)      در اغلب موارد بازیگران حکومتی در روابط خویش با دیگران از مسائل هنجاری به صورت ابزار سیاسی بهره گرفته ، در صدد اراده یک توجیه هنجاری برای تعقیب اهداف سیاست خارجی خود می باشند.

10)   نظام دولت ها تنها یکی از شیوه های سازماندهی روابط میان گروه ها و مردم به شمار می رود که در آن مسائل اخلاقی و هنجاری نقش مهمی را در ایجاد نظم میان افراد ایفا می کند. هنگامی که موضوع برقراری و توسعه روابط بین الملل مطرح می شود، کلیه واحدهای سیاسی در یک نظم اخلاقی و هنجاری یکسان و سازگار سهیم نیستند، مگر میان تحولات میان مقولات فرهنگی، اقتصادی، نظامی و جز این ها تفکیک قائل شویم.

منابع

ü      جکسون ـ سورنسون ،  درآمدی بر روابط بین الملل ، تهران: نشر میزان ، صص 311ـ 308

ü      قوام، عبدالعلی ، روابط بین الملل نظریه ها و رویکردها، انتشارات سمت

ü      مارش ـ استوکر ، روش و نظریه در علوم سیاسی، تهران: پژوهشکده مطالعات راهبردی، صص 81 – 49


موضوعات مرتبط: روش شناسي پژوهش
[ سه شنبه دوم مهر 1392 ] [ 17:24 ] [ رضا دهقانی ]

نظریات مربوط به همگرایی:

همگرایی هم می تواند به عنوان فرایند وهم وضعیت تعریف شود.وضعیت همگرایی یعنی شرایطی که در آن کنشگران به یک اجتماع جدید میرسند.فرایند یا فرایند های دخیل در آن نیز عبارتند ازوسایل وابزاری که این اجتماع از طریق آنها حاصل می شود.(مشیر زاده1389: 40)

همگرایی رابه بهترین وجه به صورت یک فرایند می باید تجزیه وتحلیل کرد،زیرا حرکتی است درزمینه افزایش همکاری میان دولتها.(قوام1388: 44)

«مهمترین عامل برای شکل گیری همگرایی،وجود توافق عمومی واجماع واحد هاست.همگرایی محصول دینامیسم منطقه ای وپویایی ورابطه کشورها با یکدیگر است.»(دهقانی فیروزآبادی 28:1389-29)

اکثر نظریه های همگرایی، همگرایی منطقه ای را مورد توجه قرار داده اند.می توان در وهله اول به نظریه های اقتصادی مانند نظریه اتحادیه گمرکی اشاره کرد . اکثر این نظریه ها ایستاهستند وبه پویاییهای همگرایی، مانند تغییر در قواعد و سیاست های حاکم بر مناطق اقتصادی نمی پردازند.شاید بتوان نظریه ارتباطات دویچ در زمینه همگرایی را نیز در ابعادی موید نظریه مبادلات وتجارت وتاثیر آن بر همگرایی دانست.دویچ از منظری تجربی وعلمی به همگرایی در سطوح مختلف می نگرد.(مشیرزاده 1389: 40-41)

دویچ رابطه ارتباطات با همگرایی جوامع سیاسی را مورد توجه قرار می دهد.(دوئرتی و فالتزگراف1376: 671)

به نظر دویچ،همگرایی مانند یک خط مونتاژ است که در جریان تاریخ شکل می گیرد.(مشیرزاده1389: 44)

در رهیافت سیاسی به همگرایی، بر ابعاد نهادی وسیاست گذارانه تاکید می شود.معروف ترین نظریه های سیاسی همگرایی کارکرد گرایی نوکارکرد گرایی هستند. کارکرد گرایی با نام دیوید میترانی در پیوند است. به نظر او، سرمنشا تعارضات میان دولت ها وجود شکافهای سیاسی است و نمی توان بر این شکافها با توافق حقوقی نایل آمد. فرض او براین است که اقتصاد وسیاست را می توان از هم جدا کرد. آنچه به اقتصاد وحیات اجتماعی مربوط می شود در عرصه سیاست پایین یا ملایم قرار می گیرد وامکان همکاری در آن هست.( مشیرزاده1389: 60)

نظریه کاکردگرایی واکنشی بود به آنچه در اروپا انجام شده بود و تا حدودی همگرایی اروپایی را توضیح می داد ولی کافی نبود. امروزه اقتصاد سیاسی شده واهمیت مسائل اقتصادی اگر بیشتر از مسائل سیاسی نباشد کمتر هم نیست. (دهقانی فیروزآبادی 1389: 32)

اما برخی از مفروضه های کارکردگرایی بنیان تقریر یا نظریه ای جدید شد که از آن با عنوان نوکارکرد گرایی یاد می شود وبیشتر در پیوند با نام ارنست هاس است.هدف نوکارکرد گرایی تبیین این مسئله بود که چرا وچگونه دولت ها حاکمیت خود را رها می کنند وحاکمیت ها در هم ممزوج می شوند وفنون جدیدی برای حل وفصل تعارضات میان کشورها تدبیر می گردد.هاس برخلاف میترانی اقتصاد وسیاست را کاملا جدا از هم در نظر نمی گیرد وبه اهمیت سیاسی مسائل اقتصادی اذعان دارد.از یک سو،همگرایی مستلزم وجود نهاد های فراملی وفوق ملی در سطح منطقه ای است.ازسوی دیگر، گروههای ذی نفع واحزاب سیاسی در داخل کشورها هستند که منافعی را در همگرایی دنبال می کنند. اینها معمولا پیوند های فراملی نیز دارند. در این برداشت از همگرایی تاکید بر«منافع» است.(مشیر زاده1389: 61-62)

تصور هاس در یکی از آثار وی چنین است که همگرایی«منحصرا به فرایندی اشاره دارد که یک نظام بین المللی عینی ومشخص را به نظام عینی نه چندان مشخص در آینده مبدل می سازد.» (دوئرتی و فالتزگراف1376: 667)

هاس با این انتقاد از میترانی که وی به اندازه کافی به عنصر«قدرت»توجه نکرده است،تصریح می کند که قدرت را از رفاه نمی توان جدا کرد. (دوئرتی وفالتزگراف1376: 674)

لیندبرگ به همگرایی همچون یک«فرایند چندبعدی تعامل آمیز»می نگرد که باید مورد شناسایی،مقایسه،سنجش وتجزیه وتحلیل قرار گیرد. (دوئرتی و فالتزگراف1376: 687)

اما آنچه  در همگرایی اهمیت دارد فرایندی است که به نظر می رسد می تواند به تعمیق وگسترش همگرایی کمک کند.هر اقدامی برای همگرایی در یک بخش وضعیتی را ایجاد می کند که مستلزم همکاری در بخشهای دیگر می شود وهمگرایی از بخشی به بخش دیگر«سرریز» می کند واین روند ادامه می یابد.این راهاس«همگرایی بخشی»می نامد. افول فرایند همگرایی در دهه 1960وتاکید دولتهایی چون فرانسه برمنافع ملی دربرابر ترتیبات منطقه ای، نظریه نوکارکرد گرایی را با بحران روبرو ساخت.عدم توجه کافی به تداوم اهمیت ملی گرایی،استقلال بخش سیاسی،وتعامل میان محیط بین المللی ومنطقه همگرا از جمله انتقادات وارد برآن بود. (مشیر زاده1389:  63-64)

نظریه وابستگی متقابل:

نظریه وابستگی متقابل را در زمره نظریه هایی در روابط بین الملل می دانند که در راستای پیوند دو سطح تحلیل خرد وکلان در مطالعه روابط بین الملل مطرح شده است.کوهن ونای می کوشند«سیاست جهانی را با طرح توضیحاتی درسطح نظام بین الملل» درک کنند اما درعین حال به روند های داخلی نیز توجه دارند. مفاهیم بنیادین وابستگی متقابل را می توان شامل وابستگی متقابل،قدرت،حساسیت،آسیب پذیری،هزینه،تقارن وعدم تقارن دانست.وابستگی متقابل در ساده ترین مفهوم وابستگی دو جانبه است.قدرت ناشی از وابستگی متقابل نامتقارن است.حساسیت متضمن درجه واکنش در یک چهاچوب سیاست گذاری است.آسیب پذیری « قابلیت یک بازیگر در تحمل هزینه های ناشی از وقایع خارجی، حتی پس از تغییر سیاست ها» است.(مشیر زاده1389:  48-49)

مفهوم هزینه در مقابل سودقرار می گیرد. مفروضه های اصلی این نظریه:1.کانال های متعددی جوامع را به یکدیگر می پیوندند.بنابراین دولت ها نقش انحصاری ،آزادی عمل خود را در روابط بین الملل ازدست می دهند وتمایز بین سیاست داخلی وبین المللی کمرنگ میشود واز میزان خشونت در روابط جوامع کاسته میشود2.دیگر سلسله مراتب روشنی در دستور کار بین المللی وجود ندارد وبنابراین ترتیب موضوعات داخلی وبین المللی بر اساس مسائل اقتصادی ووابستگی متقابل تعیین می شود و همینطور اهداف دولت ها تنوع پیدا کرده و دیگر هدف اصلی دولت ها امنیت نظامی نمی باشد3.کاربرد نیروی نظامی از سوی دولتها کاهش پیدا می کند وازاین رو مفهوم بحران تغییر می کند. 

وابستگی متقابل وضعیتی است که رفتار های دویا چند بازیگر تحت تاثیر متقابل یکدیگر باشد.بر این اساس وابستگی متقابل یک نظریه تکثر گراست وبه کشورها و بازیگران دیگر هم اعتقاد دارد.جوزف نای ورابرت کوهین معتقدند وابستگی متقابل لزوما مثبت ومبتنی بر منافع مشترک نیست وممکن است منفی باشد. میزان وابستگی متقابل حساسیت،سرعت،کمیت وکیفیت تاثیر گذاری کشورهاست.(دهقانی فیروزآبادی 1389: 43-44)

نظریه پردازان وابستگی متقابل،صرفا به افزایش کمی پیوند های متقابل در انواع حوزه های موضوعی گوناگون اشاره نکرده بلکه به جنبه های کیفی این تحول نیز عنایت داشته اند. (قوام1388: 39)

نظریه وابستگی متقابل پس از ناامیدی از نظریه نوکارکردگرایی ایجاد شد.مهمترین تفاوت وابستگی متقابل وهمگرایی در دونکته است: 1.وابستگی متقابل غایتمند نیست.2.نظریات نوکارکرد گرایی وهمگرایی،همگرایی را در یک منطقه خاص توضیح می دادند اما وابستگی متقابل در صدد توضیح آن در نظام بین الملل است در عین حال وابستگی متقابل اهمیتی برای حوزه های علیا وسفلای سیاست قائل نیست وامنیت نظامی را مهمترین خواسته کشور ها نمی داند.وابستگی متقابل تا اندازه ای واکنشی به واقعیت های عینی در صحنه روابط بین الملل است وتلاش نظری برای تلفیق دو دیدگاه نوکارکرد گرا وواقع گرا است. (دهقانی فیروزآبادی 1389: 43-44)

 

منابع:

1.مشیر زاده،حمیرا. تحول در نظریه های روابط بین الملل. چاپ پنجم. تهران: سمت، 1389.

2.دوئرتی،جیمزوفالتزگراف،رابرت.نظریه های متعارض درروابط بین الملل.ترجمه علیرضا طیب ووحید بزرگی.چاپ دوم.تهران : قومس ، 1376.

3.قوام،سید عبدالعلی.روابط بین الملل؛نظریه ها ورویکردها.تهران:سمت ،1388.

4.دهقانی فیروزآبادی،سیدجلال.نظریه های مختلف در روابط بین الملل(جزوه درسی).تهران:دانشکده حقوق و علوم سیاسی  دانشگاه علامه طباطبایی ،1389.

[ یکشنبه سی و یکم شهریور 1392 ] [ 21:57 ] [ رضا دهقانی ]

بنیاد تحقیقات اجتماعی، اقتصادی و سیاسیToplumsal, Ekonomik, Siyasal Araştırmalar Derneği

برای اطلاع از این بنیاد به سایت زیر وارد شوید:

www.tesav.org.tr

سایت بنیاد تحقیقات اجتماعی، اقتصادی و سیاسی از پیوندهای زیر تشکیل شده است:

1) پیوند kurtuluş شما را با تاریخچه بنیاد و اهدافی که دارد آشنا مىسازد. بنیاد تحقیقات اجتماعی، اقتصادی و سیاسی (TESAV) که مرکزش در آنکارا قرار دارد و شعبه ای از آن در ازمیر فعالیت مىکند، در تاریخ 30 دسامبر 1993 رسماً فعالیت خود را آغاز کرد. اهداف بنیاد را مىتوان به شرح زیر خلاصه کرد:

ـ حفظ حقوق بشر و اولویت بخشیدن به حقوق

ـ تعقیب گسترشهای علمی ـ فناوری کشورهای پیشرفته و انتقال آنها به ترکیه

ـ افزودن بر احترام ترکیه در صحنه جهانی

ـ سعی در ایجاد اتحاد ملی و حفظ تمامیت ارضی کشور

ـ سعی در قرار دادن جمهوری لائیک و دموکراتیک ترکیه در سطح بالای تمدن معاصر

ـ حل مشکلات اجتماعی، اقتصادی و سیاسی کشور

 

2) پیوند Kurucu üyeler حاوی لیست اسامی اعضای بنیانگذار بنیاد است.

3) پیوند Vakıf Senedi در مرحله تکمیل است.

4) در پیوند yönetim ve denetim kurulları عنوان شوراهای اداری و بازرسی قید شده است.

5) پیوند Bilişim iletişim zinciri هنوز تکمیل نشده است.

6) در پیوند TESAV Yayınları با انتشارات بنیاد آشنا مىشوید. از این قبیلند: روند گسترش راه آهن و جاده در ترکیه؛ انتخابات از دوره عثمانی تاکنون (2002ـ1877)؛ ترکیه از زبان ارقام؛ مشکلات اساسی سیاسی در ترکیه؛… داوطلبان مىتوانند کتابهای منتشرشده از سوی بنیاد را از آدرس (Güvenlik cad. Esenlik sok. No. 11/2, A. Ayrancı, Ankara) خریداری کنند.

7) پیوند Etkinlikler شامل شش زیر پیوند است:

ـ در زیرپیوند Araştırma projeleri، پروژه های تحقیقاتی بنیاد معرفی شده است. (از این قبیلند: تأثیرات احتمالی اتحاد گمرکی در اقتصاد ترکیه؛ توزیع درآمدها و آرا در جغرافیای ترکیه براساس احزاب؛…

ـ زیرپیوند Panel ve Sempozyumlar میزگردها و سمپوزیوم هایی را معرفی مىکند که در جریان سالهای گذشته ترتیب یافته است. از این قبیلند: مشکل آب در کشورهای خاورمیانه (در دوره 95ـ1994)؛ مردمسالاری و احزاب سیاسی (در دوره 96ـ1995)؛ لائیسم، جمهوریت و مردمسالاری (در دوره 99ـ1998)؛…

ـ زیرپیوند Seminerler به معرفی سمینارهایی برمىخیزد که از سوی بنیاد ترتیب یافته است.

ـ زیرپیوند Söyleşiler شامل مصاحبه هایی است که از سوی اعضای بنیاد صورت گرفته است. از این قبیلند: مشکلات محیط زیست؛ اسلام و لائیسم؛ تجدیدنظر در قانون اساسی؛….

ـ زیرپیوند Toplumsal örgütlenme projesi از پروژه هایی صحبت مىکند که همسازی در میان محلات را افزایش مىدهد و روابط همسایگی را تقویت مىکند. با انجام این پروژه عدم اعتماد مردم نسبت به ادارات محلی و دولت از میان برداشته مىشود.

8) در پیوند Yayımlanan yazılar ، متن کامل مقالاتی که از سوی اعضای بنیاد نوشته شده، جای گرفته است.

بنیاد تحقیقات علمی ـ فنی ترکیه

Bilim ve Teknik Araştırmaları Vakfı

برای آشنایی با این بنیاد به سایت زیر وارد شوید:

www.bitav.org.tr

این سایت از پیوندهای زیر تشکیل یافته است:

1) پیوند Genel bilgi که اطلاعات کلی درخصوص بنیاد (BİTAV) در اختیار شما قرار مىدهد، از چهار زیرپیوند تشکیل یافته است:

ـ در زیرپیوند Organlar ساختار تشکیلاتی بنیاد به تصویر کشیده شده است. این ساختار از شورای عمومی، شورای اداری، شورای بازرسی و سردبیری تشکیل یافته است. وظیفه و اهداف هرکدام از این ها در این زیرپیوند نشان داده شده است.

ـ زیرپیوند Amacı از اهداف بنیاد سخن به میان مىآورد. از میان مهمترین اهداف این بنیاد مىتوان به نقشی که در پیشبرد فعالیتهای علمی ـ فنی ترکیه دارد اشاره کرد. بنیاد همچنین از فعالیتهای موسسه تحقیقاتی علمی ـ فنی ترکیه (TÜBİTAK) نیز حمایت مىکند.

ـ در زیرپیوند Faaliyetleri، فعالیتهای بنیاد (گسترش زیربنای تحقیقاتی در کشور، گسترش سریع نوآوریهای فناوری، اشاعه این نوآوریها در جامعه، حمایت از محققین،…) تشریح شده است.

ـ زیرپیوند Gelir Kaynakları شما را با منابع درآمد بنیاد (کمکهای مالی اشخاص حقیقی و حقوقی، انتشارات،…) آشنا مىسازد.

2) پیوند Basın از چهارزیرپیوند تشکیل شده است:

ـ در زیرپیوند Eğitim Programları Koordinatörlüğü که خود از چهار بخش Kurslar، Projeler، Danışmanlık hizmetleri و Referanslarımız تشکیل شده، اطلاعاتی به ترتیب درخصوص کلاسهای آموزشی و سمینارهایی که از سوی بنیاد ترتیب مىیابد، پروژه هایی که به مورد اجرا گذارده مىشود، خدمات مشاوره و نیز ارجاعات بنیاد سخن به میان آمده است.

ـ در زیرپیوند Teknolojı Danışmanlık Projeleri به خدمات مشاوره ای فنی، و هدفی که بر این گونه خدمات مترتب است، اشاره شده است.

ـ در زیرپیوند Yayın Projeleri Koordinatörlüğü اشاره شده است که بنیاد ارتباط علم و زندگی را تأمین مىکند، به برنامه ریزی آینده برمىخیزد و آینده را پیش بینی مىکند.

3) در پیوند Projeler به پروژه های عمومی جای داده شده است.

4) پیوند İletişim نشانی های پستی، تلفنی، الکترونیکی بنیاد را در اختیار شما قرار مىدهد.

5) پیوند Linkler ارتباط بنیاد را با سایر سایت ها (در داخل و خارج کشور) نشان مىدهد.

مدیریت کل فرهنگ و هنرهای ترک

برای آشنایی با این مدیریت کل به سایت زیر وارد شوید:

www.turksoy.org.tr

این سایت از پیوندهای زیر تشکیل شده است.

1) پیوند Kuruluş ما را با تاریخچه این مدیریت کل آشنا می کند. امروز در دنیا حدود دویست میلیون ترک زندگی می کنند. از میان عناصر مهمی که هویت مشترک ترکان را تشکیل می د هند می توان به ریشه قومی، زبان، تاریخ، ادبیات، فرهنگ مادی و معنوی، اندیشه، طرز زندگی، عرف و عادات آنان اشاره کرد.

میراث فرهنگی بسیار پرتوان و پربار دنیای ترک که سابقه دیرینه ای دارد، بخشی لایتجزا از تمدن جهانی است. هویت فرهنگی مردم ترک زبان، که توانسته اند در طول تاریخ به رغم همه موانع از خود محافظت کنند، در قرن بیست و یکم از سوئی موجودیت معنوی خود را وارد میدان کرده و از دیگرسو نقشی در گسترش های فرهنگی جهان عهده دار شده است.

مدیریت کل فرهنگ و هنرهای ترک ضمن اینکه مشترکات اجتماعی ـ فرهنگی ملتهای ترک زبان را مطرح می کند، سهمی بزرگ در بررسی حفظ، معرفی و گسترش میراث تمدنی مشترک آنها بر عهده می گیرد.

وزیران فرهنگ شش کشور مستقل تشکیل دهند دنیای ترک، (آذربایجان، قزاقستان، قرقیزستان، ازبکستان، ترکیه و ترکمنستان) ماه ژوئن 1992 در استانبول برای نخستین بار گردآمدند و پروتکلی در راستای اتحاد معنوی مردم ترک زبان امضا کردند و پایه های Türksoy را انداختند.

قرارداد مربوط به اصول تشکیلاتی و فعالیت این مدیریت کل در 12 ژوئیه 1993 در پایتخت قزاقستان از سوی دولتهای ذینفع امضا شد. متعاقباً کشورهای تاتارستان، باشکیردستان، تیوا، هاکاسی، جمهوری گاگاووز که در داخل فدراسیون روسیه هستند به عنوان ناظر وارد تشکیلات مدیریت کل شدند.

زبان رسمی مدیریت کل ترکی و محل فعالیت آن در آنکاراست.

1) پیوند Amaçları ما را با اهداف این تشکیلات آشنا می سازد.

اهداف Türksoy را می توان به شرح زیر خلاصه کرد:

ـ ضمن توجه به معادلات جدیدی که در روابط بین الملل ایجاد می شود، حمایت از نهادینگی فرهنگی در سطح منطقه و جهان.

ـ احداث روابط دوستانه میان مردم ترک زبان، بررسی گسترش، حفظ و انتقال زبان، فرهنگ، تاریخ، هنر، عرف و عادات مشترک ترکان به نسل های آینده.

ـ ایجاد شرایط لازم جهت استفاده از زبان و الفبای مشترک در جغرافیای دنیای ترک

ـ بررسی علمی گذشته تاریخی، زبان وادبیات، فرهنگ و هنر مردم دنیای ترک

ـ ایجاد محیط مناسب برای انتقال تاریخ ملی، زبان مادری، ادبیات، فرهنگ و هنر، عرف و عادات به نسلهای آینده.

2) پیوند Çalışma Alanları اطلاعاتی درخصوص صحنه های فعالیت این سازمان در اختیار شما قرار می دهد.

مهمترین صحنه های فعالیت Türksoy را می توان بدین شکل خلاصه کرد:

ـ گسترش روابط فرهنگی ـ هنری میان کشورها و ملت های ترک زبان و ترتیب و تدوین برنامه ها و پروژه های لازم در این خصوص

ـ تهیه برنامه های رادیو ـ تلویزیونی، فیلمهای مستند، فیلمهای سینمایی ـ ویدئویی از غنای فرهنگی ـ هنری دنیای ترک

ـ ترتیب و حمایت از جشنواره های رقص، موسیقی، باله، اپرا

ـ انتشار نشریات ادواری و غیرادواری

ـ ترتیب یادمان برای شخصیتهایی که آثار گرانبهایی در مورد زبان، تاریخ، فرهنگ و هنر ترک تدوین کرده اند.

ـ ترتیب کنفرانسها و سمینارها در راستای تحقق اهداف سازمان

ـ همکاری با سازمانهای بین المللی، ملی، منطقه ای که در زمینه فرهنگ، هنر و آموزش فعالیت می کنند.

3) پیوند Etkinlikler شما را با فعالیتهای این سازمان آشنا می سازد:

برخی از این فعالیتها عبارتند از:

ـ نشست اتحادیه های نویسندگان دنیای ترک (آنکارا ـ 1993)

ـ نمایشگاه صنایع دستی سنتی ترک (ترکمنستان ـ1993)

ـ برپایی جشن نوروز (ده بار در فاصله سالهای 1994 تا 2003 در جمهوری ترک قبرس شمالی)

ـ برپایی نخستین جشنواره فولکلور (چوروم ـ 1995)

ـ برپایی جشن نوروز (تاتارستان ـ2003)

ـ شرکت در یادمان حاجی بکتاش ولی (نوشهیر ـ 1998)

4) در پیوند yayınlar با انتشارات این سازمان آشنا می شوید:

از میان آثاری که تاکنون از سوی این سازمان انتشار یافته می توان به:

ـ “Manas” تالیف ویلهلم رادلف (ترجمه پروفسور دکتر امینه گورسوی ـ آنکارا، 1995)

ـ “Abay” شامل منتخباتی از آثار آبای گردآوری دکتر زینش اسماعیل ـ علی عباس چینار (آنکارا، 1995)

- Türk Cumhuriyetlerinin Mimarlık Abideleri تالیف پروفسور اوکتای اصلان آپا (آنکارا، 1996) …اشاره کرد.

“Türksoy Dergisi” عنوان نشریه ادواری این سازمان است که چهار ماه یک بار منتشر می شود و تحقیقات و اخبار مربوط به دنیای ترک را دربرمی گیرد.

5) پیوند linkler ارتباط سازمان را با مراجع و منابع دیگر در کشورهای مختلف نشان می دهد.

بنیاد تحقیقات عثمانی (Osmanlı Araştırmaları Vakfı)

برای آشنایی با این بنیاد به سایت زیر وارد شوید :

http://www.osmanli.org.tr

1) در پیوند Bilinmeyen Osmanlı با اقدامات اساسی که در دوره عثمانی صورت گرفته است ، آشنا میشوید. از این قبیلند : صدور نخستین قانون استانداردها در دوره بایزید دوم، نخستین قانون شهرداریها ، نخستین قانون حمایت از مصرف کننده ، نخستین نظامنان تغذیه و غیره.

2) در پیوند B. Gerçekler Konuşuyor به وقایع و حوادث مختلفی اشاره شده است. از این قبیل است : احداث یک بنیاد از سوی حضرت پیامبر (ص) در فلسطین که در منابع عثمانی ضبط شده است. از دیگر اسناد مربوط به این پیوند می توان به « حقوق بشر در دولت عثمانی» ، « اروپا چرا از اسلام می ترسد؟» ، « حقوق بشر در حقوق اسلامی و حقوق غرب» ، ... اشاره کرد.

3) پیوند Osav Hakkında اطلاعاتی در خصوص بنیاد می دهد. این بنیاد در سال 1994 از سوی سه تن به اسامی قره مصر، ابراهیم اصلان سرمایه دار، و پروفسور دکتر احمد آق گوندوز احداث گشت. اهداف بنیاد را میتوان به شرح زیر خلاصه کرد:

__ حمایت از تحقیقاتی که در مورد تاریخ ، تمدن، حقوق و فرهنگ عثمانی صورت می گیرد، ایجاد شرایط لازم جهت انجام این گونه تحقیقات.

__ تشرح ابعاد ناشناخته تاریخ ، تمدن، حقوق و فرهنگ عثمانی واصلاح برداشتهای نادرست

__ تزریق ذوق تحقیق علمی به جامعه

__ کمک به اعلام حقایق تاریخی و علمی به مردم و سهیم شدن در آموزش آنها

__ تامین آثار و منابع مورد نیاز پزوهشگران و نهادهایی که در مورد تاریخ و تمدن عثمانی تحقیق میکنند.

__ نشر آثار علمی

4) پیوند Markaleler Bِlümü شما را با مقالاتی که در زمینه تاریخ و فرهنگ عثمانیان تدوین شده است ، آشنا می سازد. از این قبیل است : « فتح استانبول و تبدیل آیاصوفیه به مسجد» نوشته دکتر سعید اوزترک که به طور مفصل از این باب سخن گرفته است. در این پیوند همچنین به حدود چهل اثر داخلی و خارجی که تا 10/6/2003 مورد توجه قرار گرفته و از موضوع مورد بحث ، صحبت کرده اند نیز اشاره شده است : مثلا « کتاب تحریر کنه الاخبار » تالیف مصطفی عالی ، « رساله های استانبول» تالیف سهیل انور و...

5) پیوند Osmanlı Sultanları اطلاعات مفصل از سلاطین عثمانی می دهد ، به شرح حوادث و وقایعی که در دوره آنان اتفاق افتاده است اشاره میکند و به معرفی زنان و کودکان آنان می پردازد.

6) در پیوند Osmanlda eğitim با سیاست آموزشی عثمانیان آشنا می شوید. « تاریخ مدرسه آیاصوفیه» نوشته یاووز اوزدمیر (کارشناس موزه آیا صوفیه) از این قبیل اطلاعات است که طی آن مفصلا به تشریح تاریخ مدرسه آیا صوفیه پرداخته شده است و اسناد و مدارک مربوط ارائه شده است.

7) پیوند Osmanlı Tasavvufu حاوی مطالبی است که تصوف در دوره عثمانی را تشریح می کند . از این قبیل است : مقاله « بارگاه پایزن یوسف پاشا در قیریق چشمه» نوشته پروفسور دکتر سماوی اییجه. در این پیوند به مقالات زیر نیز جای داده شده است:

روابط علما –مشایخ در قرن هفدهم ؛ حیات تصوف نزد عثمانیان ، امکانات مشایخ در دوره عثمانیان ، طریقتها در شکل دهی حیات روزمره، علم ، فرهنگ و هنر نزد عثمانیان ، مشایخ و هنر ، دراویش اوحدی در دوره سلاجقه آسیای صغیر، ...

8) در پیوند Tütk Süsleme Sanatları به طور مفصل از هنرهای تزئینی ترک سخن رفته است . از این قبیلند مقالات : هنر تذهیب ترک ، خطاطی نزد ترکان ، هنر مینیاتور نزد ترکان ، هنر ابرو نزد ترکان ، ...

9) پیوند Yayınlarımız شما را با انتشارات بنیاد آشنا می سازد. از میان این آثار می توان به : قانون نامه های عثمانی و تحلیل حقوق آنها (9 جلد) ، تاریخ اسد افندی و قایع نویس ، تاریخ اخلاق ، انتقاد اهل سنت از عقاید تشیع در دولت عثمانی ، ابن کمال و تاریخ تفکر ترک، مسائل سیاسی ترکیه ، خط سیاق و روند گسترش آن ، ... اشاره کرد.

10) در پیوند Haberler ، اخبار مربوط به عثمانیان درج شده است. از این قبیلند : عکسی از غازی عثمان پاشا پیدا شد، نظام عثمانی در استرالیا، دیدار از قبر سلطان افتخار بزرگی برای من است ، ...

11) پیوند Yazarlarımız شما را با نویسندگانی که با بنیاد همکاری می کنند آشنا می سازد. از این قبیلند : پروفسور دکتر احمد آق گوندوز، دکتر سعید اوزترک؛ دکتر سلیمان دوغان و ...

12) پیوند Ayın Tarihi شکل رخداد نامه دارد و طی آن به حوادثی که طی سالهای گذشته در یک ماه معین افتاق افتاده اشاره شده است.

13) در پیوند Linkler با پیوندهای دیگر که در ارتباط با بنیاد هستند ، آشنا می شوید. از این قبیلند : دانشگاه اسلامی روتردام، الاسلام، انجمن مطالعات خاورمیانه ای آمریکای شمالی ، ...

14) در پیوند Adres Bilgileri با نشانی های بنیاد (تلفن ، نمابر، پست الکترونیکی) آشنا می شوید. مرکز بنیاد در استانبول (کوچه مسجد زینت سلطان، شماره 29 – گلخانه) قرار گرفته است.

بنیاد مطالعات اقتصادی – اجتماعی ترکیه

(Türkiye Ekonomik ve sosyal etüdler Vakfı)

برای آشنایی با این بنیاد (Tesev) به سایت زیر وارد شوید :

www.tesev.org.tr

 

1) پیوند Biz اطلاعاتی در مورد تاریخچه و اهداف بنیاد می دهد و از سه زیر پیوند تشکیل یافته است :

__ در زیر پیوند Tarihçe ve kurucular آمده است که هر چند بنیاد رسما در سال 1994 شروع به کار کرد ، ولی سابقه آن به هیات کنفرانس مطالعات اقتصادی - اجتماعی می رسد که در سال 1961 از سوی نزاد اجزاجی باشی تاسیس شده بود. در تاسیس بنیاد حدود یک صد تن از سرمایه داران وصاحبان صنایع ، دیوانسالاران ، روزنامه نگاران شرکت داشتند و امروز تعداد اعضای بنیاد به سیصد رسیده است.

__ در زیر پیوند نام Tesev in Misyonu ve Hedefleri با وظیفه و اهداف بنیاد آشنا می شوید . بنیاد مرکزی است که دنبال پیدا کردن راه حلهایی برای مشکلات جامعه است و میان تحقیقات آکادمیکی وتصمیمات سیاسی ارتباطی برقرار می سازد. اهداف بنیاد را می توان به شرح زیر خلاصه کرد:

____ تشویق و تسریع روند تحول در ترکیه

____ بررسی تاثیرات حرکت جهانی شدن

____ تشویق تهیه اشکال ثانوی

____ تشویق توجه به شفافیت در ترکیه

____ تشویق به افزایش نقش ترکیه در منطقه

__ در زیر پیوند Yِnetim kurulu نام اعضای هیات مدیره بنیاد درج شده است. ریاست هیات مدیره را در حال حاضر اوستون ارگودر عهده دار است.

2) پیوند Prıjeler شما را را طرحهای تحقیقاتی بنیاد آشنا می سازد. طرحها در دو قسمت مورد توجه قرار گرفته اند : طرحهایی که در حال اجرا هستند و طرحهایی که به انجام رسیده اند . از میان طرحهایی که اجرایشان ادامه دارد ، می توان به : برنامه اصلاح دولت ، بخش غیر دولتی؛ سهم بخش خصوصی در سیاست خارجی؛ و از میان طرحهایی که به انجام رسیده اند می توان به : روابط ترکیه – اتحادیه اروپا؛ هزینه دفاعی ترکیه و تاثیرات اقتصادی آن اشاره کرد .

3) پیوند Etkinlikler شامل چهار زیر پیوند است :

__ در زیر پیوند Konferanslar با کنفرانسهایی که از سوی بنیاد ترتیب یافته است، اشنا می شوید . از این قبیلند : جاده ابریشم در قرن بیست و یکم ، نگرش مردم ترکیه نسبت به عضویت دراتحادیه اروپا ، مردمسالاری در ترکیه واروپای جنوب شرقی ، کنفرانس ارزشهای جهانی ...

__ زیر پیوند Beyin Fırtınası Toplantıları با تعدادی دیگر از نشستهای بنیاد آشنا می شوید. از این قبیل است : روابط ترکیه و آمریکا در یک دنیای جهانی شده ...

__ زیر پیوند Tesev Görüşleri حاوی نظرات بنیاد در خصوص مسایل اقتصادی _ اجتماعی است : آینده ترکیه دست کیست ؟. لایحه قانونی شورایعالی رادیو – تلویزیون ، صلح ؛ فرهنگش را می جوید ، روابط ترکیه با روسیه وایران ، و ...

__ در زیر پیوند Ziyaretler به دیدار های مختلف جای داده شده است. از این قبیلند : دیدار بنیاد از سوریه ، دیدار یک هیات علمی که در مساله « مهاجرت و توسعه» کار می کند با بنیاد ...

4) پیوند Yayınlar اطلاعاتی در مورد انتشارات بنیاد در اختیار شما قرار می دهد. این انتشارات در چهار دسته جای می گیرند :

__ انتشاراتی که با ساختار اجتماعی ارتباط دارند (مثلا سوءاستفاده در ترکیه ، اسلام سیاسی و گروه بندیهای زنان ، دین ، جامعه و سیاست در ترکیه (مطالعه میدانی) ، ...)

__ انتشاراتی که با حکومت مرتبط هستند ( مثلا گزارش نهائی اصلاحات ، سازمان عالی کنترل در دنیا و در ترکیه ، ارزیابی توفیق اصلاحات در ترکیه ، ...)

__ انتشاراتی که با ساختار سیاسی مربوط هستند ( مثلا پیش به سوی یک نظام جدید حزبی در ترکیه ، ...)

__ انتشاراتی که در ارتباط با سیاست خارجی هستند ( مثلا ترکیه و اروپا پس از نشست نیس، تغییراتیکه در سال 2001 در قانون اساسی صورت گرفت و پیشنهادات مربوط به اصلاحات سیاسی ، ...)

5) پیوند Bülten حاوی اخباری از بنیاد است و اطلاعاتی در باره فعالیتهای آن میدهد.

6) پیوند Basında Tesev با شش زیر پیوند ، حاوی تحقیقاتی است که در موضوعات مختلف از سوی بنیاد صورت گرفته و در مطبوعات ترکیه درج شده است.

شورای عالی رادیو – تلویزیون ( RTÜK)

برای آشنایی با این بنیاد به سایت زیر وارد شوید :

www.rtuk.org.tr

در سایت شورای عالی رادیو – تلویزیون پیوندهای زیر را ملاحظه خواهید کرد:

1) پیوند Rtük Hakkında شما را را با تاریخچه شورایعالی رادیو – تلویزیون ترکیه آشنا می سازد و اطلاعاتی در باره نهادهای مشابه در سایر کشورها میدهد.

در سال 1983 براساس مفاد قانون شماره 2953 رادیو – تلویزیون ترکیه ، شورایی به نام شورایعالی رادیو – تلویزیون تشکیل شد. این شورایعالی مرکب از 9 عضو است که از سوی مجلس، از میان افراد صاحب تجربه در امر اطلاع رسانی، فرهنگ ؛ دین ، آموزش و حقوق انتخاب می شوند. مدت خدمت اعضای شورایعالی شش سال است و یک سوم اعضا هر دو سال یک بار تغییر می یابند. مدت خدمت رئیس شورایعالی که از میان اعضا انتخاب می شود ، دو سال است.

مسئولیتها و اختیارات شورایعالی رادیو – تلویزیون عبارتند از :

اعطای فرکانس های منطقه ای و ملی ، اعطای لیسانس به نهادهایی که شرایط لازم را به جای آورده اند ، ایفادی وظایفی که قانون برعهده اش گذارده است ، کنترل برنامه های رادیو – تلویزیونی .

در قسمتی از این پیوند نشانی شورایعالی رادیو – تلویزیون برخی از کشورهای اروپایی داده شده است.

2) در پیوند Mevzuat با قانون شماره ( قانون تاسیس و برنامه های رادیو – تلویزیونها) ، آئین نامه ها و اطلاعیه های مختلف شورایعالی آشنا می شوید.

3) پیوند ـst Kurul ـyeleri شما را با اعضای فعلی وسابق شورایعالی آشنا می سازد و اطلاعاتی ازفعالیتهای آنان میدهد. در حال حاضر فاتح کاراجا ریاست شورایعالی را عهده دار است.

4) پیوند Rtük Teşkilati شما را را با ساختار و سازمان شورایعالی آشنا میکند. سازمان شورایعالی از دو قسمت زیر تشکیل یافته است :

__ واحدهای خدمات اصلی ، شامل : مشاورین حقوقی، شورای تفتیش، سردبیری دفاع، اداره کنترل و ارزیابی، اداره بررسی افکار عمومی، اداره صدور مجوز، روابط بین الملل، اداره تحقیقات و بررسیها.

__ واحدهای خدمات کمکی، شامل : اداره کارگزینی ، اداره آموزش؛ اداره امور اداری – مالی، اداره خدمات فنی.

در این پیوند وظایف هر کدام از این واحدها به تفصیل بیان شده است.

5) در پیوند Faaliyetler با فعالیتهای شورایعالی رادیو – تلویزیون آشنا می شوید.

6) پیوند Alo Rtük 178 اطلاعاتی در باره خط تلفنی 178 می دهد که مردم میتوانند شکایتهای خود را از طریق این شماره به اطلاع شورایعالی برسانند. این خط در تاریخ 16 زانویه 1998 خدمت خود را شروع کرده است. شکایتهای واصله به صورت روزانه مورد بررسی قرار می گیرد و از سوی اداره کنترل وارزیابی به صورت گزارش تقدیم شورایعالی میشود. از 16 زانویه 1999 تا 9 مارس 2000 تعداد 45151 پیام به خط 178 داده شد.

7) در پیوند Basın Bildirileri با اطلاعیه های مطبوعاتی شورایعالی آشنا می شوید. این اطلاعیه ها براساس سال طبقه بندی و گردآوری شده اند.

8) پیوند Sayısal Yayıncılık اطلاعاتی در مورد این نوع پخش برنامه میدهد که در آن با استفاده از فناوری ، به پخش برنامه از طریق کابل و ماهواره و غیره دست زده می شود.

9) درپیوند Uluslararası Faaliyetler با فعالیتهای بین المللی شورایعالی از قبیل شرکت در مجامع و کنفرانسهای بین المللی آشنا می شوید.

10) پیوند Teknik اطلاعات فنی در خصوص فعالیتهای شورایعالی میدهد. از آن جمله است واحدهای کنترل برنامه های رادیو – تلویزیونی در سطح کشور.

11) پیوند Rtük iletişim Dergisi شما را با محتوای نشریه اطلاع رسانی شورایعالی آشنا می کند.

12 از طریق پیوند Linkler می توانید با شورایعالی رادیو –تلویزیون سایر کشورها و نهادهای بین المللی تماس حاصل کنید.

سایت تحقیقات علویگری – بکتاشیگری

www.alevibektasi.org

سایت تحقیقات علویگری – بکتاشیگری شامل سه پیوند است :

1) پیوند Alevilik Araştırmaları حاوی شش زیر پیوند است :

__ در زیر پیوند Türkçe Araştırmalar به تحقیقات و تالیفاتی که در خصوص علویگری – بکتاشیگری به زبان ترکی صورت گرفته، جای داده شده و نام پزوهشگران ونویسندگان آنها داده شده است. عنوان پاره ای از این تحقیقات به شرح زیر است :

چرا علویگری مورد تحقیق و بررسی قرار نمی گیرد ؟ (دکتر علی یامان)، مشاهدات مربوط به روحیات دینی در تاریخ آناتولی (پروفسور حلمی ضیاء اولکن) ...

__ زیر پیوند Articles about Alevilik bektaşlik حاوی آن عده از آثار و تحقیقات است که به زبانهای خارجی فراهم آمده اند. از این قبیلند : مقدمه موسیقی عرفانی در ترکیه (ایرن ملیکف) ، گذشته و حال علویگری – بکتاشیگری (گوک خان پرجین) ...

__ در زیر پیوند Arşiv Belgeleri به اسناد مربوط به علویگری و بکتاشیگری جای داده شده است.

__ در زیر پیوند Araştırmacılar پزوهشگرانی که به تحقیق در علویگری – بکتاشیگری پرداخته اند، معرفی شده اند.

__ زیر پیوند Tezler ve ضzetleri شامل آن عده از رساله های پایان تحصیلی (و خلاصه آنان) است که در زمینه علویگری – بکتاشیگری تدوین شده اند.

__ در زیر پیوند Anket Formu به فورمهای نظر خواهی و همه پرسی جای داده شده است.

2) یپوند Aleviligin Temelleri حاوی هفت زیر پیوند است :

__ در زیر پیوند Alevilik Tarihi اطلاعاتی در خصوص تاریخ علویگری – بکتاشیگری داده شده است. (در تهیه این زیر پیوند از کتاب « علویگری چیست ؟» تالیف علی یامان استفاده شده است.) موضوعاتی که دراین زیر پیوند به ترتیب مورد اشاره قرار گرفته عبارتند از :

علویگری چگونه متولد شد ؟ علویگری چگونه گسترش یافت ؟ تشرف ترکان به اسلام – اسلام در آناتولی – تولد بکتاشیگری – حروفیگری در آناتولی – صفوی گری در آناتولی – منع فعالیت بکتاشیان – علویگری در جنگ استقلال – علویگری در دوره جمهوریت ...

__ در زیر پیوند İnanç esasları اصول اعتقادی علویان – بکتاشیان تشریح شده و به مطالب زیر جای داده شده است :

منابع اعتقادی علویان ، عشق اهل بیت ، آئین ها و مراسم علویان – بکتاشیان

__ در زیر پیوند Alevi Edebiyati به گویشها و سروده های علویان – بکتاشیان جای داده شده است.

__ زیر پیوند Dedeler ve ocaklar حاوی سرگذشتنامه دده ها (مرشدها) و توصیف اجاقهای علوی – بکتاشی است.

__ زیر پیوند Kronoloji حاوی رخدادنامه علویگری – بکتاشیگری از سال 570 میلادی ( تولد حضرت محمد ص) به بعد است و طی آن حوادث مهم مورد اشاره قرار گرفته است.

__ در زیر پیوند Kurumlar ، نهادها و سازمانهای علویگری – بکتاشیگری در ترکیه و کشورهای خارجی معرفی شده اند.

__ زیر پیوند Alevilikte cemشامل تصاویری از اجرای آئین و مراسم جم است .

3) پیوند Diğer Konular شامل شش زیرپیوند است:

__ زیر پیوند Resimlerle Dedeler حاوی تصاویر ددده های علوی است.

__ در زیر پیوند Etkinlikler به مراسم آائین های علویگری – بکتاشیگری (جم ، لقمه، قربان، کنفرانسها و...) جای داده شده است.

__ زیر پیوند Bektaşi Fıkraları شامل لطایف بکتاشیان است.

__ در زیر پیوند Türkülerimiz با تصانیف و موسیقی علوی آشنا می شوید.

__ زیر پیوند Site arşivi شما را با مطالب مورد نیازی که در حق علویگری – بکتاشیگری فراهم آمده است.

__ زیر پیوند Site Anketi پرسشهایی را در احتوا دارد که از یک هزار نفر (بازدید کننده سایت) به عمل آمده است.

انجمن ریاضیدان ترکیه (Türk Matematik Derneği)

برای آشنایی با این بنیاد به سایت زیر وارد شوید :

www.tmd.org.tr

در این سایت پیوندهای زیر را ملاحظه خواهید کرد :

1) پیوند genel Bilgilr اطلاعات کلی از انجمن را دراختیار شما می گذارد. انجمن ریاضی دانان ترکیه در سال 1948 تاسیس شده و از میان اهداف آن می توان به گسترش شاخه های علمی مربوط به ریاضیات ، تامین گسترش علوم ریاضی در داخل کشور ، افزایش سهم ریاضیات و ریاضیدانان در صحنه های اقتصادی، اجتماعی و فنی؛ ارتقاء سطح و جذابیت آموزش ریاضی در سطوح آموزش متوسطه و عالی اشاره کرد. انجمن به همت اعضای هیات علمی دانشگاههای استانبول و فنی استانبول تاسیس گشته بود.

 

انجمن ریاضی دانان ترکیه ، نمایندگی ترکیه را در اتحادیه بین المللی ریاضی (IMU) عهده دار است و شعبه انجمن در آنکارا در فوریه سال 1999 احداث گشته است.

2) پیوند Yayınlr شما را با انتشارات انجمن آشنا میکند. برای آگاهی از بهای کتابهای منتشره از سوی انجمن می توانید با iku.edu.tr @ h.Senkonتماس بگیرید.

از میان انتشارات انجمن می توان به نشریه Matemetik Dünyası (دنیای ریاضی) اشاره کرد که از سال 1991 به این طرف سالانه 5 شماره منتشر می شود. برای کسب اطلاع بیشتر از این نشریه و شرایط آبونمان آن میتوانید با دفتر نشریه واقع در دانشگاه بیلگی (استانبول) تماس بگیرید.

3) در پیوند Haberler اطلاعاتی از کنفرانسهایی که از سوی انجمن ترتیب می یابد، کسب می کند و با فعالیتهایی که در دانشگاه های مختلف در زمینه ریاضیات صورت میگیرد، آشنا می شوید.

4) پیوند ـyeler شما را با اعضای انجمن آشنا می سازد. در لیست اسامی اعضا، به محل کار آنان نیز اشاره شده است.

5) در پیوند Linkler عنوان و آدرس پاره ای از پایگاههای مورد نیاز دوستداران ریاضی جای گرفته است.

6) در پیوند iletişim نشانی پستی و شماره تلفن انجمن نشان داده شده است.

بنیاد اطلاع رسانی ترکیه (Türkiye Bilişim Vakfı)

برای آشنایی با این بنیاد به سایت زیر وارد شوید :

www.tbv.org.tr

در این سایت پیوندهای زیر را ملاحظه خواهید کرد :

1) پیوند TBV Hakında اطلاعاتی به شرح زیر د راختیار شما میگذارد:

__ نشانی پستی ، شماره تلفن و نمابر و پست الکترونیکی بنیاد

__ منابع اطلاع رسانی داخلی ( از قبیل موسسه تحقیاقت علمی – فنی ترکیه ، انجمن اطلاع رسانی پزشکی ...)

__ منابع اطلاع رسانی خارجی (از قبیل بنیاد اینترنت ارو پا ، 5000 مولف در زمینه علوم رایانه ای ، ...)

__ وظیفه و هدف و استرازیهای بنیاد.

__ نام اعضا (186 نفر) و عنوان نهادهای عضو (113 موسسه)

__ نام اعضای هیات مدیره

__ نام اعضای هیات بازرسی

__ نام اعضای اداره کل سر دبیری

__ عنوان نهادهای وابسته

__ عنوان گروههای کار

__ نمایندگان بنیاد در نهادهای اطلاع رسانی

__ سند رسمی بنیاد (شامل احکام عمومی، احکام مالی، سازمان واداره ...)

هدف و زمینه های خدمات بنیاد در ماده 3 بخش اول (احکام عمومی) سند رسمی بنیاد به شرح زیر درج شده است :

__ تامین استفاده بهینه از فناوریهای اطلاع رسانی در رشد و توسعه کشور

_ تعیین استراتزیهایی که براساس آنها صنعت اطلاع رسانی ترکیه بتواند به نیروی رقابت بین المللی دست یابد.

__ تکوین زیر بنای لازم برای گسترش فعالیتهای تحقیقاتی در کشور

__ تامین گسترش صنعت اطلاع رسانی در ترکیه

__ اقدام جهت رفع مشکلات حقوقی موجود در زمینه اطلاع رسانی...

بنیاد اطلاع رسانی ترکیه از پنج قسمت تشکیل شده است که عبارتند از :

1) شورای عمومی 2) شورای اداری 3) شورای اجرائی 4) شورای بازرسی 5) سردبیری

وظایف هر کدام از این قسمتها در نظامنامه بنیاد تشریح شده است .

2) پیوند TBV Gündemi از چهار زیر پیوند تشکیل یافته است :

__ زیر پیوند Etkinlikler به فعالیتهای بنیاد اشاره میکند.

__ زیر پیوند Haberler شامل اخبار بنیاد است.

__ زیر پیوند Duyurular اطلاعیه های بنیاد را در احتوا گرفته است.

__ زیر پیوند Yayınlar اطلاعاتی از آثاری که توسط بنیاد تهیه شده است میدهد.

3) پیوند Meslek Eğitimi شامل پنج زیر پیوند است ؟

__ در زیر پیوند Etik Kurulu به نام اعضای شورای اصول اخلاقی حرفه اطلاع رسانی جای داده شده است.

__ در زیر پیوند Yorumlar از نویسندگانی که مایلند آثارشان در سیاست بنیاد قرار بگیرد خواسته شده تا فرم لازم را پرکنند.

__ در زیر پیوند İletişim Kuralları به اصولی که در ارتباطات باید مورد ملاحظه قرار گیرد ، جای داده شده است.

__ زیر پیوند حاوی فرمی است که در آن افراد وابستگی خود رابه اصول اخلاقی حرفه اطلاع رسانی اعلام می دارند. در این زیرپیوند نام افرادی که مراعات اصول اخلاقی حرفه اطلاع رسانی را قبول کرده اند جای گرفته است.

3) پیوندBilişim standartları از پنج زیر پیوند تشکیل شده است :

__ نام اعضای هیات استانداردهای اطلاع رسانی

__ عنوان نهادهای وابسته

__ گروههای کار و پروزه های بنیاد

پیوند Projeler شامل تعدادی زیر پیوند است که در آنها به پروزه هایی نظیر تهیه دایره المعارف اطلاع رسانی ترکیه ، کتاب درسی اطلاع رسانی به زبان ترکی، استانداردهای آموزش از راه دور... اشاره شده است. در خصوص هر کدام از این پروز ها ، اطلاعات کامل داده شده ، مسئول انجام پروزه ، هدف و محتوای آن معرفی شده است.

6) پیوند Bilişim Eğitim ve شامل چهار زیر پیوند است:

__ نام اعضای شورای روسای گروههای مهندسی رایانه دانشگاهها

__ نشستهای روسای گروههای مهندسی رایانه دانشگاهها

__ کمبود استاد در گروههای مهندسی رایانه دانشگاهها

__ کتاب درسی به زبان ترکی برای استفاده دانشجویان گروههای مهندسی رایانه دانشگاهها (مانند زبانهای برنامه ریزی، طراحی منطقی، مقدمه علوم رایانه ای ،...)

7) پیوند Dış ilişkiler شامل سه زیر پیوند است :

__ نشست مشترک اطلاع رسانی ترکیه – یونان

__ سوئد

__ اتحادیه اروپا

8) پیوند Basın شامل پنج زیر پیوند است :

__ زیر پیوند Basında TBV حاوی مطالبی است که در مطبوعات کشور در ارتباط با بنیاد جای گرفته است . (322 مطلب ظرف 25 روز)

__ زیر پیوند Basın Bultenlerı مطالب مندرج در بولتنهای خبری را در بر دارد (24 مطلب ظرف 24 روز)

__ زیر پیوند Basın Kiti نحوه اتصال به پرونده های اینترنتی را تشریح میکند.

__ زیر پیوندBilişim Basını به معرفی نشریات اطلاع رسانی می پردازد.

__ زیر پیوند Basın Bilişim Okulu اطلاعاتی در زمینه مدرسه ای می دهد که هدفش تربیت روزنامه نگاران متخصص در زمینه اطلاع رسانی است.

دانشگاه فنی خاورمیانه

برای آشنایی با این دانشگاه به سایت زیر وارد شوید:

www.odtu.edu.tr ( ترکی )

 

www.metu.edu.tr (انگلیسی)

سایت «دانشگاه فنی خاورمیانه» از پیوندهای زیر تشکیل یافته است :

1) پیوند odtü hAKKINDA از زیر پیوندهای متعددی تشکیل شده که در آن علاوه بر اطلاعات کلی و تاریخچه دانشگاه فنی خاورمیانه ، به تصاویر مختلفی نیز جای داده شده است :

در زیر پیوند Genel Bilgiler با هدف واصولی که این دانشگاه تعقیب می کند ، تعداد دانشجویان ، فعالیتها واستانداردهای آموزشی این دانشگاه آشنا می شوید.

زیر پیوند Konum موقعیت دانشگاه را در شهر آنکارا طی نقشه ای ترسیم می کند.

زیر پیوندTarihçe اطلاعاتی در مورد تاریخ این دانشگاه میدهد که در سال 1956 با عنوان «انستیتوی عالی فناوری خاورمیانه» شروع به فعالیت کرد. از این زیر پیوند بر می آید که در حال حاضر 706 عضو هیات علمی (استاد ودانشیار و استادیار) 260 مربی و 1028 کارشناس در دانشگاه فنی خاورمیانه به آموزش 18738 دانشجو (17811 ترک و 927 خارجی) مشغول هستند و تاکنون بیش از 60000 نفر از این دانشگاه فرهیخته شده اند.

زیر پیوند ODTـ Amblemi به تشریح نشان دانشگاه فنی خاورمیانه پرداخته که نمادی از هلال موجود در پرچم اغلب کشورها در خاورمیانه است.

زیر پیوند Bellek اطلاعاتی در خصوص آرشیو مواد دیداری - شنیداری دانشگاه میدهد.

2) پیوند Eğitim شامل سه زیر پیوند است :

__ در زیر پیوند Akademik Bilimler گروههای مختلف آموزشی در دانشکده های تابع این دانشگاه معرفی شده اند.و ازاین زیر پیوند برمی آید که دانشگاه فنی خاورمیانه دارای 5 دانشکده (معماری، ادبیات، اقتصاد، و علوم ا داری ، علوم تربیتی و مهندسی ) و 5 انستیتو (ریاضی ، اطلاع رسانی، علوم دریائی، علوم و علوم اجتماعی) است.

اطلاعات کامل مربوط به هر دانشکده ، انستیتو و گروه آموزشی را می توانید از این زیر پیوند به دست بیاورید.

3) پیوند Öğrenci İşleri شامل چهار زیر پیوند است :

__ زیر پیوند Genel Bilgiler اطلاعاتی در خصوص ثبت نام ؛ فورمهایی که باید دانشجویان پر کنند، نحوه مراجعه دانشجویان خارجی در اختیار شما می گذارد.

__ زیر پیوند (ISSA) Uluslararası Öğrencıler مطالب مورد توجه دانشجویان خارجی دانشگاه را عرضه می کند.

__ در زیر پیوند Öğrenci İşleri Bilgi Sistemi نظام مراجعه دانشجویان نشان داده شده است.

__ زیر پیوند Öğrenci İşleri Daire Başkanlığı اطلاعاتی در مورد نحوه ثبت نام ، پرداخت حق ثبت نام ، ... میدهد.

4) پیوند İdari Bilimler شامل سه زیر پیوند است :

__ در زیرYِnetim پیوند اسامی و نشانی پست الکترونیکی اعضای هیات مدیره ؛ اعضای هیات امنا و اعضای شورای دانشگاه داده شده است.

__ زیر پیوند İdari Ofislerادارات تابع دانشگاه ، دفتر ریاست دانشگاه، سردبیری، امور اداری و مالی؛ کتابخانه و مرکز اسناد و ... را معرفی میکند.

__ زیر پیوندی Diğer Organizasyonlar اطلاعاتی درخصوص سایر نهادهای وابسته به دانشگاه (رادیو دانشگاه فنی خارومیانه ، انجمن اعضای هیات علمی دانشگاه ، شعبه سندیکای اعضای هیات علمی ) میدهد.

5) پیوند Kampüste Yaşamکه از زیر پیوندهای متعدد تشکیل شده ، اطلاعاتی در مورد کویهای دانشجویی، نحوه مراجعه دانشجویان جهت اقامت در این کویها، غذا خوریهای دانشگاه، امکانات ورزشی و سایر امکانات (از قبیل بانکها، فروشگاهها ، اداره پست و ...) می دهد.

6) پیوندServisler از 7 زیر پیوند تشکیل شده است :

__ در زیر پیوند Kütüphaneاطلاعاتی در خصوص کتابخانه دانشگاه جای گرفته است. کتابخانه دانشگاه فنی خاورمیانه در سال 1957 تاسیس شد ودرتجهیز آن سازمان ملل متحد سالانه 25 هزار دلار پرداخت کرد. امروز این کتابخانه یکی از بزرگترین ومجهزترین کتابخانه های ترکیه است . تعداد کتابها و نشریات موجود در آن به ترتیب 331000 و 149000 می باشد. کتابخانه به 10500 نشریه الکترونیکی از 1600 نشریه چاپی آبونه است. هر چند غلب کتابها و نشریات کتابخانه به زبان انگلیسی است ولی آثار ترکی نیز در آن جای دارد.

__ زیرپیوند Kitaplık اطلاعاتی در مورد کتابفروشی دانشگاه که در محوطه دانشگاه قرار دارد می دهد.

__ در زیرپیوند Bilgi İşelm اطلاعاتی در مورد مرکز رایانه دانشگاه جای گرفته است.

__ زیرپیوند Sağlık ve Rehberlik Merkezi اطلاعاتی از خدمات بهداشتی – درمانی دانشگاه را در اختیار شما می گذارد.

__ زیرپیوند Kültür ve Kongre merkezi به معرفی مرکز فرهنگ و کنگره دانشگاه فنی خاورمیانه می پردازد.

7) پیوند Researchاز زیر پیوندهای زیر تشکیل شده است :

__ در زیرپیوند Research Centers مراکز تحقکیقاتی متعدد دانشگاهی فنی خاورمیانه معرفی شده اند از این قبیلند : مراکز تحقیقاتی که گزارشهای خود را به دفتر رئیس دانشگاه می دهند ، مراکز تحقیقاتی که گزارشهای خود را به دانشکده ها میدهند ، مراکز تحقیقاتی که با سایر نهادها همکاری میکنند..

__ زیرپیوند Technopolis سهم دانشگاه فنی خاورمیانه را در افزایش قدرت رقابت ترکیه در سطوح بین المللی و کارهایی که در این زمینه انجام داده است نشان میدهد.

__ زیرپیوند Research Coord and Inds Liaision Offici شامل اطلاعاتی در خصوص همکاریهای تحقیقاتی دانشگاه فنی خاورمیانه است.

انستیتوی اداره عامه ترکیه و خاورمیانه (TOAİE)

برای آشنایی با این انستیتو به سایت زیر وارد شوید:

http://www.todaie.gov.tr

این سایت از پیوندهای زیر تشکیل شده است :

1) پیوند Genel Bilgilerکه از زیر پیوندهای متعدد تشکیل شده اطلاعاتی از تاریخچه ، امکانات اجتماعی، روابط خارجی ، ...انستیتو میدهد. انستیتو روز 8 مه سال 1952 براساس قرار دادی که میان ترکیه و سازمان ملل متحد در خصوص کمکهای فنی بسته شده بود احداث گشت و در سال 1958 براساس قانون شماره 7163 استقلال علمی، مالی و اداری کسب کرد. انستیتو از سال 1992 به بعد، بخش ترکیه انستیتوی بین المللی علوم اداری ( که مرکزش در بروکسل قرار دارد ) را تشکیل داد و به عضویت انجمن بین المللی مدارس وانستیتوهای مدیریت IASIA نیز در آمد.

هدف اصلی انستیتو کمک به ترفیع موقعیت ادارات و توسعه آنها متناسب با اندیشه ها وذهنیتهای جدید است و برای انجمن این هدف به سه نکته اساسی : آموزش ، تحقیق و انتشارات دست می زند. در قسمتی از این پیوند ، اعضای هیات علمی، اعضای هیات مدیره و اعضای شورای اجرائی؛ اعضای شورای انتشارات معرفی شده اند. در حال حاضر پروفسور دکتر طوغای ارگون رئیس هیات مدیره است که در عین حال ریاست شورای اجرائی را نیز در عهده دارد.

__ در زیرپیوند Sosyal Olanaklar از امکانات رفاهی انستیتو (از قبیل سالنهای غذاخوری، مهمانسرا ) صحبت به میان آمده است.

__ زیرپیوند Dış İlişkiler هنوز آماده نشده است.

__ در زیرپیوند Konum نقشه وموقعیت مکانی انستیتو ترسیم شده است . نشانی (نمابر ، پست الکترونیکی ، نشانی پستی) انستیتو در زیر پیوند جای گرفته است.

2) پیوند Akademik Bilimler از سه زیر پیوند تشکیل شده است.

__ زیرپیوند Öğretim ve Yetiştirme اطلاعاتی در خصوص فعالیتهای شعبه آموزش انستیتو میدهد.دوره های فوق لیسانس مدیریت دولتی (KYYL) و سمینارهای آموزشی کوتاه مدت از سوی انستیتو برنامه ریزی می شود و با حمایت اداره امور دانشجویی به مرحله اجرا گذارده می شود. انستیتو که ظرف پنج سال گذشته برنامه فوق لیسانس جهت شرکت کنندگان خارجی نیز ترتیب داده در نظر دارد شعباتی در قبرس جنوبی، قرقیزستان و آذربایجان دایر کند.

__ زیر پیوند Araştirma ve Yardim اطلاعاتی در خصوص فعالیتهای شعبه تحقیقات انستیتو در اختیار شما میگذارد و برنامه هایی که از سوی انستیتو برای نمادهای مختلف آماده شده است را نشان میدهد.

__ زیر پیوند Derleme ve Yayın شما را با فعالیتهای شعبه گرد آوری و انتشارات انستیتو آشنا میکند . فصلنامه (AID) Amme İdaresi Derisiکه در سال 1968 شروع به انتشار کرده و هم اکنون به سوی چهارمین جلد رسیده مجله معتبری است که به طور مرتب از سوی انستیتو چاپ ومنتشر می شود. افزون بر آن سالنامه Tukısh Publık Administration Annual(که به زبان انگلیسی منتشر می شود) آخرین اطلاعات تحقیقاتی را در اختیار مطالعه کنندگان خارجی قرار می دهد. انستیتو همچنین دو نشریه در خصوص حقوق بشر دارد که عناوین آنها عبارتند از : Turkish Yearbook of Human Rights _ İnsan Hakları yıllığı . این دو نشریه از سال 1979 به این طرف به طور مرتب منتشر می شود. T.c. Devlet Teşkilatı Rehberı یکی دیگر از نشریات ادواری انستیتو است.

3) پیوند Yayınlar متشکل از زیر پیوندهای مختلف اطلاعات کامل از انتشارات انستیتو در اختیار شما میگذارد.

__ در زیر پیوند Kitaplar آمده است که جمع انتشارات انستیتو از بدو تاسیس تاکنون به 300 عنوان کتاب رسید که اکثرا در مورد جامعه شناسی ، مدیریت ؛ روابط عمومی، حقوق بشر، ...نوشته شده اند.

__ زیر پیوند Amme İdaresi Dergisi به معرفی این نشریه دست میزند و صفحه عنوان نشریه را در اختیار شما قرار میدهد. مطالب و مقالات مورد نیاز از هر شماره از طریق این زیر پیوند به دست می آید.

__ زیر پیوند Turkish Publik Ad. Annual به معرفی این سالنامه میپردازد و صفحه عنوان نشریه را در اختیار شما قرار میدهد.

__ زیر پیوند İnsan Hakları Yıllığı این سالنامه را معرفی میکند و صفحه عنوان نشریه را در اختیار شما می گذارد.

__ زیر پیوند Turkish Yearbook of human Rıghts به معرفی این سالنامه دست می زند و صفحه عنوان نشریه را در اختیار شما میگذارد.

زیرپیوند Devlet Teşkilati Rehberi اطلاعاتی از این نشریه میدهد.

__ شرایط قبول مقاله جهت درج در نشریات انستیتو در زیر پیوندی دیگر نشان داده شده است.

__ زیر پیوند Satış. Abonelik بها ء هر نشریه و شرایط آبونمان نشریات انستیتو را در اختیار شما قرار میدهد.

4) در پیوند Merkezler مراکز وابسته به انستیتو ، اهداف و فعالیتهای آنها تشریح شده است. ازاین قبیلند :

مرکز تحقیاقت حقوق بشر، مرکز تحقیقات و آموزش ادارات محل ( YYAEM) ؛ مرکز آموزش پیوسته ( SEM)، در قسمتی ازاین پیوند سمینارهایی که از سوی انستیتو ترتیب یافته ، نیز درج گردیده است :

__ در زیر پیوند Öğretim Elemanları Kadrosu اعضاء هیات آموزشی معرفی شده اند.

5) پیوندKYYLP شرایط ثبت نام ، امتحانات ورودی ، تقویم تحصیلی، .. در برنامه فوق لیسانس انستیتو تشریح شده است.

6) پیوند Öğrenci işleri ضمن تشریح فعالیتهای اداره امور دانشجویی ، اطلاعات در خصوص برنامه های تحصیلی (فوق لیسانس ودکترا) می دهد.

7) پیوندKütüphane شما را را کتابخانه انستیتو آشنا می سازد. این کتابخانه اختصاصی در حال حاضر 30 هزار عنوان کتاب و 830 نشریه ادواری و 974 رساله پایان تحصیلی دارد. در قسمتی از این پیوند لیست کتابهایی که تازه وارد کتابخانه شده اند نیز داده شده است.
موضوعات مرتبط: روش شناسي پژوهش
[ سه شنبه دوازدهم شهریور 1392 ] [ 1:32 ] [ رضا دهقانی ]

 

سعید عبدلی

کارشناس ارشد مطالعات اروپا

آخرین وضعیت اقتصادی ترکیه

به نقل از روزنامۀ اقتصادی لزاکو، ماه گذشته آژانس اعتبارسنجی مودی رتبۀ اقتصادی ترکیه را ارتقاء و آن را به BBB رساند. تصمیمی که دلیل آن افزایش امنیت سرمایه‌گذاری اعلام شد. مودی متعاقباً اعلام کرد بهبود وضعیت اقتصادی ترکیه و همچنین وضعیت عالی دارایی دولتی سبب شده تا اقتصاد ترکیه بتواند به خوبی در مقابل شوک‌های خارجی مقاومت کند. آژانس اعتبارسنجی مودی همچنین اعلام کرد که اقتصاد ترکیه در سالهای آینده شاهد موفقیت‌های بیشتری نیز خواهد بود.

از سویی گفته می‌شود از سال 2009 تاکنون سطح بدهی‌های ترکیه به میزان 10 امتیاز کاهش یافته و در حال حاضر بدهی‌های ترکیه تنها 36% از تولید ناخالص داخلی کشور را تشکیل می‌دهند.

از طرفی، اردوغان ماه گذشته اعلام کرده بود که ترکیه بدهی خود به صندوق بین المللی پول را تسویه کرده و بدین ترتیب به کلوپ کشورهای" بدون بدهکاری به صندوق بین الملل پول" پیوسته است.

بانک اروپایی بازسازی و توسعه (Berd) نیز ماه گذشته در گزارشی که پس از نشست اقتصادی این نهاد در استانبول منتشر شد، اعلام کرده بود که به رغم کاهش رشد اقتصادی ترکیه در سال 2012 این مسئله بر فعالیت‌های اقتصادی این کشور تأثیر منفی نگذاشته است. این بانک اروپایی برای ترکیه در سال 2013 رشد 3.7% و برای سال 2014، رشد 4% در تولید ناخالص داخلی را پیش بینی کرده است.

اردوغان در نشست بانک اروپایی بازسازی و توسعه در استانبول اعلام کرد: در وضعیت نامساعد جهانی، ترکیه در مقابل کشورهای عربی، اروپایی و آسیای مرکزی مدل موفقی است. وی از پروژه‌های بزرگ زیربنایی از جمله ساخت سومین و بزرگترین فرودگاه جهان در استانبول از لحاظ تعداد مسافران خبر داد.

به اعتقاد کارشناسان، یکی از دلایل موفقیت ترکیه، موقعیت ژئوپولیتیک این کشور است. جالب است بدانید که از استانبول می‌توان به 56 کشور جهان در عرض 4 ساعت(به صورت هوایی) سفر کرد. ترکیه امروز با 1 میلیارد یورو سرمایه‌گذاری، دومین کشور مهم در ساختار بانک اروپایی بازسازی و توسعه پس از روسیه است.

چالش‌های اقتصادی ترکیه کدامند؟

هرچند ترکیه علائم مثبتی در بورس و هتل‌های بزرگش نشان می‌دهد با این حال ضعف‌هایی نیز در اقتصاد دارد. بانک توسعه و بازسازی در این باره می‌گوید: نابرابری در مناطق مختلف و میان مردم همچنان یکی از مهمترین معضل‌های ترکیه است. از سویی ناامنی‌های ناشی از تحرکات کردی نیز سرمایه‌گذاری در این کشور را تحت تأثیر قرار داده است.

راز اقتصاد شکوفای ترکیه چیست؟

جفری ساش، اقتصاددان برجسته و استاد دانشگاه کلمبیا در یادداشتی برای پایگاه اینترنتی پراجکت سیندیکیت پیرامون رشد و توسعۀ اقتصادی ترکیه می‌نویسد: اقامت چند روزۀ من در ترکیه این فرصت را برایم ایجاد کرد تا دلایل دلایل موفقیت و رشد برق آسای اقتصادی، کاهش نابرابری‌ها و همچنین افزایش نوآوری در طول 10 سال اخیر در ترکیه را دریابم.

این اقتصاددان آمریکایی می‌افزاید: موفقیت اقتصادی ترکیه بسیار برجسته‌تر خواهد بود اگر بدانیم که ترکیه به لحاظ ژئوپولیتیک در همسایگی کشورهایی قرار دارد که اوضاع‌شان بد و گاهاً بحرانی است. در غرب ترکیه با یونان و قبرس همسایه است؛ کشورهایی که در قلب بحران یورو قرار دارند. در جنوب شرقی با سوریه همرز است، کشوری که با جنگ داخلی دست و پنجه نرم می‌کند و تاکنون 1 میلیون آواره را راهی خاک ترکیه کرده است. در شرق با ایران و عراق و در شمال با گرجستان و ارمنستان مرز دارد. در واقع مشکل است که در میان همسایگان ترکیه، کشوری را بیابیم که چالشی نداشته باشد.

شاس در ادامه می‌گوید: با این حال ترکیه توانسته به موفقیت‌های بزرگی دست یابد. بعد یک دورۀ طولانی کاهش رشد اقتصادی بین سالهای 1999 تا 2001 رشد سالانۀ اقتصادی ترکیه به طور متوسط طی سالهای 2002 تا 2012 به 5% رسیده است. دولت ترکیه برای سومین بار متوالی توانسته برندۀ انتخابات باشد و شکوفایی اقتصادی این کشور بیش از همه متأثر از بهبود زیرساخت‌های این کشور بوده تا اینکه توسعه‌ای حبابی و یا متأثر از کشف منابع جدید باشد.

ترکیه برخلاف همسایگانش بر روی منابع نفتی و گازی نخوابیده است، اما این کمبود را با توسعۀ صنعت و همچنین خدمات رقابتی پُر کرده است. صنعت توریسم سالیانه 30 میلیون گردشگر را وارد این کشور می‌کند؛ امتیازی که ترکیه را در میان اولین مقصد گردشگری جهان قرار داده است.

تنها با یک اقامت کوتاه در آنکارا می‌توان همۀ این پتانسیل‌ها را دید. فرودگاه، اتوبان‌ها و سایر بخش‌های زیربنایی در وهلۀ اول در نظم و ترتیب هستند؛ شبکه‌ای از ترن‌های پرسرعت آنکارا را به سایر بخش‌های کشور متصل می‌کند. بخص قابل توجهی از تولیدات تکنولوژیک ترکیه در بخش محلی تولید می‌شود. شرکت‌های ساخت و ساز در عرصۀ بین المللی بسیار رقابتی هستند و سفارش و تقاضاهای زیادی از کشورهای خاورمیانه و آفریقایی دریافت می‌کنند.

شهرت دانشگاههای ترکیه در حال افزایش است و شمار دانشجویانی که از آفریقا و آسیا برای ادامه تحصیل به این کشور می‌آیند روند رو به صعود گرفته است. بسیاری از درس‌های دانشگاهی به زبان انگلیسی تدریس می‌شود، پیشرفتی که سبب جذب شمار زیادی از دانشجویان از اقصی نقاط جهان شده است.

از همه مهمتر اینکه ترکیه سرمایه‌گذاری در تکنولوژی‌های بادوم را به شکل گسترده‌ای آغاز کرده است؛ این کشور در منابع قابل بازیافت بسیار غنی است(باد و منابع آبی و ژئومتریک) و بدون شک در آینده ای نزدیک تکنولوژی خود در حوزۀ انرژی سبز را به سایر کشورها نیز صادر خواهد کرد.

کارخانه‌های بازیافت زباله معمولاٌ جاذبۀ توریستی ندارند اما سیستم جدید مدیریت بازیافت زباله‌های شهری در حومه‌های آنکارا در مرکز توجه جهانیان قرار گرفته است. تنها چند سال بود که زباله‌ها در زباله‌دانی‌های عمومی به حال خود رها شده بودند و از خود گازهای سمی متصاعد می‌کردند، اما به لطف آخرین تکنولوژی‌ها، زباله‌دانی‌ها به مکان‌های سبز تغییر شکل دادند.

یک شرکت خصوصی به نام ITC به طور روزانه، هزاران تن زبالۀ جامد را به یک کارخانه منتقل می‌کند. زباله‌ها(اعم از پلاستیک و فلزات) از سایر زباله‌های ارگانیک جدا می‌شوند. زباله‌ها به بخش تخمیر می‌روند و در آنجا کمپوست و یا متان از آنها تولید می‌شود؛ موادی که می‌توان از آنها برق تولید کرد. برق تولید شده به نیروگاهی 25 مگاواتی که به برق شهری متصل است، می‌روند.

جالب است بدانید که بخار تولید شده از این فعل و انفعالات نیز برای گرم کردن حفاظ هایی به کار می‌رود که در آنها گوجه فرنگی، توت فرنگی و گل ارکیده کاشته می‌شود. ترکیه به لطف نوآوری در صنعت توانسته بخش قابل توجهی از تولیدات خود را علاوه بر کشورهای توسعه یافته روانۀ اقتصادهای نوظهور کند.

ترکیه چگونه به اینجا رسید؟

رجب طیب اردوغان، نخست وزیر ترکیه و تیم اقتصادی او به ریاست علی باباچان، معاون اردوغان، برنامه‌های اقتصادی بلندمدتی را در دستور کارشان قرار دادند. اردوغان در سال 2003 در حالی به قدرت رسید که این کشور متأثر از بی ثباتی و بحران‌های بانکی در وضعیت بسیار بدی به سر می‌برد. دولت اسلامگرا برای احیای اقتصادی از صندوق بین المللی پول کمک گرفت. بعد از مدتی طرح‌های اردوغان و باباچان به نتیجه رسید و بانکها از بحران نجات یافتند. در مرحلۀ بعد بودجه را سامان دادند و سپس سرمایه‌گذاری در بخش‌های زیربنایی، آموزش، بهداشت و تکنولوژی را توسعه دادند.

هنوز نمی‌توان به صراحت نسبت به تداوم شکوفایی ترکیه با اطمینان و یقین سخن گفت، آنهم در حالیکه همسایگان ترکیه با بحران‌های مختلفی دست و پنجه نرم می‌کنند. با این حال سرمایه‌گذاری ترکیه در بخش‌های مختلف آموزش و همچنین بهره برداری بهینه از آموزش با ایجاد مشاغل، فرصت‌های خوبی برای ترکیه ایجاد کرده است.

راز موفقیت ترکیه را باید قبل از هر چیز و بدون در نظر گرفتن تاریخ این کشور در رقابت دولت و توان مدیریت مردمش دانست. نمی‌توان چنین پیشرفت‌هایی را صادر کرد، اما سایر کشورها می‌توانند درسهایی از آن بگیرند
موضوعات مرتبط: سیاست و اقتصاد
[ چهارشنبه پانزدهم خرداد 1392 ] [ 12:26 ] [ رضا دهقانی ]
........ مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

عضو هیات علمی دانشگاه و پژوهشگر مطالعات ترکیه
امکانات وب